 | | | ماه جبين باديدن گوسفندگمان برد ناظر يکمقدار پول نير پرداخته است . |
نسيم وثمرگل از آمادگی شان برای نمايش درامه به گلخان اطمينان دادند، ولی ستيژ درست نشده بود. گلخان خاده های چوب وسايرضروريات را با تراکتور به باغ سرکاری آورد. گل محمد ازرحيمداد خواست با دهل زدن، مردم را برای تماشای درامه خبر کند. ثمرگل در درامه نقش داکتررا داشت، چپن سفيد وسميع الله در نقش پودری ، لباس آن را نداشتند . سمندر به اکبر از جنگ دامنه کوه خبر داد، که ميان جوانان ده بالا و چوپانان ده پائين رخ داده بود و اکبر از بابت قمبرگل با رمه اش پريشان بود. ناظر به خانۀ اکبر آمده به زرمينه عذر کرد تاگوسفند چاريش را مسترد کند و بزغاله شان را بگيرد.  | | | سمندر به اکبر از جنگ دامنه کوه خبر داد و اکبر از بابت قمبرگل با رمه اش پريشان بود. |
ماه جبين باديدن گوسفند حيران شد وگمان برد که ناظر علاوه به دادن بزغاله يکمقدار پول نير پرداخته است . ناظر به ماه جبين گفت با استفاده از تاريکی شب برايش آب آورده . |