شکستگی دست گلدسته خوب شده است، وی خواستار باز شدن گچ دستش شد، اما نجيبه اين کار را به هفته بعد واگذار کرد.
دلاور نزد کمال رفت ، تا علاوه از حمايت از وی، از استفاده امکانات دولتی هم وعده داد که مورد پسند وی واقع نشد.
رحمان در محفل کمپاين خود به مردم وعده تامين آب و برق و ساخت سرک را داد، اما مردم چنين کارها را از صلاحيت وکيل دور دانستند.
جمال در پيش روی دروازه پوهنتون منتظر ديدن پيکی بود. عباس وعده داد که به زودی دست پيکی را بدست جمال دهد.
پيکی تصميم گرفت رشته مورد نظرش را در فاکولته هنرهای زيبا دنبال کند، ضمنابا نجيبه وعده کرد در تعطيلات زمستان کورس قابلگی را فرا گيرد.
بی بی از خطر انفجار ديگ بخار در آشپزخانه ترسيد، قدير قصد خاموش کردن آتش را داشت،که ديگ انفجار کرده دست بی بی را مجروح ساخت، وی با جديت از قدير خواست عروسی دوم کند.