 | | | مختار پوستر های رحمان را ستاره فلم ناميد، اما کسی توجه نکرد. |
در نبود گلدسته، بی بی به شدت از فشار کار خانه شکايت کرده از قدير خواست به زندگی اش سر و سامان دهد . نوروز و جمال از محفل کمال الدين برگشته از قول او رحمان را کانديدا خواندند که با شعار دروغ قصد راه يافتن به شورای ملی را دارد . رحمان پوسترهای انتخاباتی اش را به مختار داد تا ميان مردم توزيع کند. مختار پوستر های رحمان را عکس ستاره فلم ناميد، اما کسی توجه نکرد. نوروز و جمال روی لوحه خياطی قدير، پوستر های انتخاباتی رحمان را چسپ زدند که باعث خشم وی شده با کش کردن زينه ، نوروز را به زمين کوبيد. پيکی بر علاوه احساس سردردی از رها کردن پوهنتون و کورس قابلگی به نجيبه گفت. زبير می خواهد تا با پول فروش حويلی خرابه خارج رود.  | | | گلدسته بايد قبل از باز کردن گچ دستش، عکس آن را گيرد. |
سکينه دور چشم ديد زبير ، پوش بالش را پاره کرد و قباله حويلی را در بين آن پنهان کرد تا زبير نتواند حويلی را بفروشد . گلدسته به شفاخانه رفت تا گج دستش را باز کند، ولی نجيبه گفت قبل از باز کردن گج ، برای اطمينان خاطر بايد از دستش بايد عکس بگيرد. |