از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | پيکی به علت فشار درس احساس سردردی می کرد، نجيبه پيشنهاد کرد تا پوهنتون را رها کند . |
قدير به شفاخانه رفت تا جواب پرخاشگری برادر گلدسته را دهد، ولی از نجيبه دريافت که گلدسته با برادرش ساعتی پيش شفاخانه را ترک گفته است. قدير با يخن پاره از خانه برادر گلدسته به خانه برگشت ، بی بی از وی خواست تا گلدسته را طلاق دهد . عباس قصد انتقال پيکی را از پوهنتون به کورس قابلگی داشت، ناگه مختار وی را محکم گرفت تا نصف قيمت چهارديواری را مطالبه کند. عباس به مختار از بابت فروش چهارديواری زبير ، مقداری پول داد تا از شر وی راحت شود، اما مختار پول را کم دانسته مسترد کرد . پيکی به علت فشار درس پوهنتون و کورس قابلگی احساس سردردی می کرد، نجيبه پيشنهاد کرد برای رفع اين مشکل وی پوهنتون را رها کند .  | | | در کمپاين انتخاباتی برای کانديدا ها، نوروز و جمال به نفع رحمان شعار می دادند. |
زبير قباله حويلی خرابه اش را گرفت تا برای تامين خرچ سفر به خارج بفروشد، اما سکينه مخالفت کرد و مهاجرت های غير قانونی را خطرناک دانست. نوروز و جمال به محفل کمپاين کمال الدين که انبوهی زيادی مردم جمع شده بودند ، به نفع رحمان شعار داده ، از کمال الدين بدگويی نمودند . |