از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | هرچند پيکی دوای سردردی گرفت، اما دردش بيشی گرفت، نجيبه وی را به شفاخانه می برد. |
پيکی از شدت درس احساس سر دردی کرد ، نجيبه وی را تنبل خوانده برای کاهش دردش به وی دوای مسکن داد ، درد وی بيشی گرفت. سکينه از دلاور خواهش کرد زبير را برهاند ، دلاور رهايی وی را کار آسانی ندانست ، زيرا تصميم نهايی به آمر تعلق دارد .سرانجام زبير با کوشش های سکينه رها شد بی بی از هشدار مادر گلدسته در قبال لت و کوب دخترش به قدير گفت، وی خشمگين شده دخالت خشويش را غير قابل تحمل خواند. قدير گلدسته را مورد عتاب قرار داد که نبايد حرفهای زندگی خصوصی شان را بيرون کشد، به همين خاطر برای بار دوم گلدسته را زد. جمال از دوری و عشق پيکی در تب و تاب بود ، عباس جمال را دلداری داد که در رسيدن به پيکی وی را کمک می کند.  |  قدير از دخالت خشويش خشمگين شده وی را غير قابل تحمل خواند.  |
مختار بعد از تعقيب زياد عباس را يافت و از او نصف قيمت چهار ديواری را مطالبه کرد ، اما عباس فرار کرد . دلاور تخريب ساحه سبز را حتمی دانست ، رحمان نيز از ثبت نام اش در مبارزات انتخاباتی ولسی جرگه حرف زد که باعث حيرت دلاور شد. |