از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | آيسکريم های جمال آب شده بود و به فروش نرسيد، لذا خود به خوردن آن پرداخت. |
گلدسته شيرينی نامزدی پسر خاله اش را به بی بی و قديرآورده علت برهم خوردن نامزدی پسر خاله اش را با نجيبه سخن چينی بی بی خواند. سکينه که با رفتن زبير به شهر ديگر مخالف بود ، زبير را به چادر فروشی واداشت، بی بی بعد از ديدن چادرها را نخريد که با خشم زبير مواجه شد. جمال و نوروز به پيکی آيسکريم مجانی دادند، اما وی از خوردن آيسکريم امتناع ورزيد زيرا آيسکريم آب شده بود . مختار از نوروز و جمال آيسکريم خريد، ولی جمال متوجه شد که مختار به او پول نمبر بدل داده است . عباس بعد از فروش چهارديواری، موتر کرولا خريد و با رحمان از کار تجارت حرف زد ، که طرف باور قرار نگرفت .  | | | نوروز به پيکی آيسکريم مجانی داد، اما وی امتناع ورزيد زيرا آيسکريم آب شده بود . |
پيکی برای رسيدن به موقع در کورس قابله گی از عباس کمک خواست، عباس موترش را کرايی ندانست، ولی خواسته ی پيکی را پذيرفت. رحمان مطمين بود که عباس از نام راهنمای معاملات اش سوء استفاده کرده موتر خريده است، از همين خاطر از دلاور کمک خواست . |