از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | جمال و نوروز نزد آيسکريم فروش رفتند، ولی او ضمانت کراچی آيسکريم را شرط کار دانست. |
نجيبه از پيکی خواست تا بر علاوه تحصيل در پوهنتون، کورس قابلگی را نيز تعقيب کند. پيکی مخالفت کرد که با واکنش نجيبه مواجه شد . دلاورکه از تقرر آمر جديدش ناراحت بود، از رحمان خواست تا به آمرش موتر بخرد رحمان بعد از جستجوی زياد موتری گران قيمتی را انتخاب کرد. جمال و نوروز نزد آيسکريم فروش رفتند، ولی مالک آن، ضمانت کراچی آيسکريم فروشی را شرط کار دانست. نوروز و جمال برای ضمانت کراچی آيسکريم فروشی به عباس مرغ هديه بردند تا در اين راستا آنان را کمک کند، عباس مرغ را گرفت، اما ضمانت نکرد. گلدسته از قدير خواست تا با خانواده خاله اش به خواستگاری نجيبه بروند، اما قدير از رفتن به دواخانه و خريددوای عقامت ياد کرد.  | | | دلاورکه از تقرر آمر جديدش ناراحت بود، از رحمان خواست تا به آمرش موتر بخرد . |
عباس، مختار را تهديد کرد که زبير را از شهر دور کند ، زيرا ممکن است غصب چهارديواری افشا شده هر دو به زندان افتند. سکينه برای بار دوم چادرهای زيادی را گلدوزی کرد، قدير دوخت چادرها را پسنديد و هر دو برای فروش آن را به بازار بردند. |