از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | جمال در تلاش مقابله با مشکل بيکاری بود، که نوروز پيشنهاد آيسکريم فروشی کرد. |
جمال در تلاش مقابله با مشکل بيکاری بود، که نوروز پيشنهاد آيسکريم فروشی کرد. قدير ديدن چهارديواری آمد تا آن را بخرد، عباس از نداشتن قباله حرف زد ولی سند عرفی آنرا به قدير نشان داد که از صاحب قبلی گرفته بود. برای ثبت گروی سرايچه خانه قديربه دفتر رحمان رفته از خريد چهارديواری حرف زد که صاحب آن عباس نام دارد . قرار شد خانواده خاله گلدسته چندمين بار به خواستگاری نجيبه بروند ، نجيبه به گلدسته تليفون کردتا کمی فرصت فکر کردن به وی دهند. نجيبه از بی بی خواست در مورد تحقيقات کند ، بی بی پذيرفت که به زودی تحقيقات اش را انجام خواهد داد. شب هنگام صدای عجيب از بيرون خيمه باعث وحشت سکينه و هارون شد، سکينه قصد کمک از همسايه ها را داشت که با زبير رو برو شد.  | | | صدای عجيب از بيرون خيمه باعث وحشت سکينه و هارون شد. |
سکينه پولی که برای تاديه قرضه بانک از نجيبه دريافت کرده بود به پيکی سپردتا آن را به نجيبه دهد. سکينه از آمدن زبير به خيمه خوش بود ، ناگهان تيلفون آمد که زبيرشد هر چی زود تر به شهری برگرددکه آنجا شاگرد هوتلی بود. |