از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | گلدسته از تنهايی طفل همسايه را خانه آورد، که مورد نکوهش قدير قرار گرفت. |
زبير برای مصارف سفر، از هارون به بهانه خريد بايسکل پول گرفت و ماشين گلدوزی را هم برای فروش برد . پيکی به خيمه آمد تا با سکينه در مورد ايجاد کورس گلدوزی و گرفتن قرضه از بانک مشوره کند، اما وی به خاطر گم شدن زبير در خيمه نبود. سکينه برای يافتن رد پای زبير به شفاخانه آمد، نجيبه قول داد که برای يافتن زبير به ساير شفاخانه ها تماس گيرد . رحمان از عباس خواست تا نوروز و جمال را برای حفر چاه به خانه نجيبه ببرد، عباس از گرسنگی ياد کرد که باعث خشم رحمان گرديد. نوروز مشغول کندن چاه بود، ولی متوجه شد که جمال چشم به سوی پيکی دوخته است، وی عصبانی شد و به جمال هشدار داد.  |  برای ايجاد کورس خياطی، گرفتن قرضه های کوچک ضروريست.  |
بی بی از گلدسته خواست تا برايش آش بپزد ، گلدسته از تمام شدن آش گفت، بی بی هدايت داد تا آش خانگی ببرد، اما آرد نيز تمام شده بود. گلدسته برای نجات از تنهايی طفل خورد سال همسايه را خانه آورد، قدير از وی خواست مواظب باشد مبادا طفل صدمه بيند. |