از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | عباس، موترش را برای فروش نزد رحمان آورد، ولی رحمان کار در دفترش را به وی پيشنهاد کرد. |
نوروز و جمال برعلاوه بيکاری، پول دست داشته شان نيز تمام شد، هر دو تصميم گرفتند تا پول مزدورکاری شان را از رحمان اخذ کنند. عباس، موترش را برای فروش نزد رحمان آورد، ولی رحمان کار در دفترش را به وی پيشنهاد کرد. رحمان، عباس را به صرفه جويی فرا خواند، زيرا مصرف يک روز صبحانه وی معادل نيم معاش روزانه اش محاسبه شد. نجيبه بخاطر مشکل بی آبی تصميم کوچ کشی گرفت، ولی رحمان خبر داد که صاحب خانه وعده داده است در حويلی چاه حفر کند. قدير ، گلدسته را به خانه آورد، ولی بی بی با ديدن وی از حال رفت، گلدسته اين کار بی بی را مکر خواند.  | | | قدير ، گلدسته را به خانه آورد، ولی بی بی با ديدن وی از حال رفت. |
زبير نزد دلاور آمد تا موضوع اختطاف حاجی جهان شاه دوستش را پيگيری کند، اما دلاور از فرار متهم حرف زده قدير را بازداشت کرد تا قضيه اختطاف را روشن سازد. هارون برای گلدوزی لباس مادرش را کمک کرد، سکينه وعده داد که برای او نيز يک جوره لباس گلدوزی بدوزد. |