از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | قدير اوراق مربوط به معاينات گلدسته را پاره کرده از شدت خشم به صورتش سيلی زد. |
جمال و نوروز از نقشه ی ساختن دو اتاق برای رحمان گفتند، اما او از هردو خواست حويلی را ترک کنند زيرا کار تعطيل است. گلدسته و پيکی برای سفارش يخن دست دوزی به خيمه رفتند، ناگهان گلدسته متوجه شد پول و تيلفونش در دستکول نيست. بی بی از گلدسته شکايت کرد که اتهام بی اولادی را بر قدير وارد کرده، قدير هم خشمگين شده تصميم به تنبه گلدسته گرفت. قدير اوراق مربوط به معاينات گلدسته را پاره کرده از شدت خشم به صورت گلدسته سيلی زد تا اتهام بی اولادی را به وی نسبت ندهد . قدير طبق تذکر مادرش نزد نجيبه رفت تا چاه آب آنان را پاک کند، ولی اين کار بدون مزدورکار ممکن نبود.  | | | گلدسته و پيکی نزدسکينه رفتند، گلدسته متوجه شد پول و تيلفونش ربوده شده . |
زبير از فروش پودر راضی به نظر نمی رسيد، مختار از وی کليد حويلی را خواست تا تمام پودری ها را در آن جمع کند. عباس، زبير را از دوستی با مختار مانع شد و هارون متوجه بسته ی بزرگ پول در جيب زبير شد. سکينه که از چگونگی کار زبير چيزی نمی دانست، نسبت به وی مشکوک شد. |