 | | | مختار از نبود پودر به خود می پيچيد، وی از زبير کمک خواست تا پول به دست آورد. |
مختار از نبود پودر به خود می پيچيد، وی از زبير خواست تا برای بدست آوردن پول نزد پوليس رفته قدير را به اختطاف متهم کند. برای نجات از سرما مختار به اتاق نوروز رفت که با مخالفت وی مواجه شد، ولی مختار به او پيشنهاد يافتن کار را داد . رحمن مقداری از پول پيشکی خانه را به نجيبه داد، که وی نپذيرفت و هشدار داد که قبل از تخليه خانه تمام پول هايش را آماده کند . سکينه، ده جوره لباس را که پيکی برای گلدوزی آورده بود، مسترد کرد، زيرا ماشين گلدوزی نداشت، نجيبه قول همکاری داد . زبير به دلاور از اختطاف مختار بنام مستعار (حاجی جهان شاه) ياد کرد، دلاور تعهد سپرد که قضيه را پی گيری کند .  |  سکينه، لباس های پيکی را مسترد کرد، زيرا ماشين گلدوزی نداشت،  |
بی بی از قدير خواست تا در فکری آينده اش باشد. قدير پشنهاد وی را رد کرد ولی با واکنش جدی بی بی مواجه شد . قدير ، بی بی را به تفرقه افگنی متهم کرد، بی بی نپذيرفت و قدير برای ثبوت ادعايش تصميم گرفت تا گلدسته را با بی بی روبه رو کند. |