 | | | عکس سر گلخان گرفته شد، اما صدمۀ جدی نديده است، ولی بايدچند روز درکلينيک بماند. |
عکس سر گلخان گرفته شد، اما گلالی به فتح خان مژده داد که سر گلخان صدمۀ جدی نديده است، ولی ايجاب می کند چند روز ديگر درکلينيک بماند. سمندر باديدن تراکتور گلخان از گم شدن پرزه های آن حين تصادم به سميع الله گفت. رحيمداد به بابه اسلم از غرق شدن کانتينر درآب دريا از بابت الله داد مشوش بود که مبادا در ميان قربانيانی باشد که قاچاقی خارج می روند. غفار، رحيمداد را تشويق کرد که درزمينۀ جستجوی الله داد، تصميم گيرد. رحيمداد به اميد همکاری کريم مبنی بر اخذ آدرس قاچاقبری الله داد نزد اورفت . ناظر از آمادگی رفتن به خانۀ ماه جبين نامزدش به ثمر گل گفته از خريداری مرغی سوغات گويا هم برايش ياد کرد.  | | | ناظر به بابه اسلم توصيه می کند تا به راديو گوش دهد، شايد پيامش را بشنود. |
موتر مرغ ناظر را زير گرفت وناظر سخت ناراحت شد. ثمرگل از روی دلسوزی پول سودا را به او داد تا سوغات ديگر ی برای نامزدش تهيه کند. نسيم به ثمرگل از کوچيدن خانواده ماه جبين به کدام ولايت دور دست گفته اظهارداشت که آدرس آنهان را با خود دارد. |