 | | | گل محمد و پری گل باهم در مورد به دست آوردن تخم اصلاح شده حرف می زنند. |
گل محمد به پريگل مژده داد که سرورخان، تخم اصلاح شدۀ گندم دراختيار دارد. پريگل با وارخطايی از او خواست که مانع خريداری گندم توسط سيد محمد شود. مرکب گل محمد از نزد سيد محمد مفقود شد، اما غوتی و شمس، آن را از کرد های ترکاری شان بيرون کردند، جانباز تهديد کرد که از صاحب آن تاوان گيرد. لعلباز که در مهاجرت تفريحگاه های خوب را ديده بود، از اقدام گلخان مبنی بر احيای مجدد باغ سرکاری، ابراز خورسندی کرد. داکتر از فاطمه خواست که دوماه بعد باز هم برای انجام معاينات به مرکز کنترول ايدز رود. جانداد پريشان بود که در صورت تاخير مشکلی خلق نشود. جانداد از پيمودن راه دراز تا مرکز، مشوش بود، اما فاطمه گفت که در گذشته مرکز کنترول ايدز موجود نبود، اما اکنون نبايد غفلت کرد.  | | | جانداد از راه دورمرکز، مشوش است، اما فاطمه از ايجاد مرکز کنترول ايدز خوشحال است. |
جانداد به فاطمه اطمينان داد که برای برگشتن زلمی به خانه احوال فرستاده است تا از يک سو آنها بتوانند برای تداوی به مرکزايدز بروند و ازجانبی هم شفيقه تنها نماند. |