از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
بی بی، خانه نجيبه آمد تا از تصميم وی درباره عروسی آگاه شود. نجيبه جواب منفی داد، زيرا نمی خواهد به عنوان زن دوم ،زندگی گلدسته را برباد کند. سکينه خواست برای هارون آب بياورد، اما متوجه خالی بودن بشکه شد، زبير از نيامدن تانکر آب خبر داد. سکينه و هارون مشغول ساخت ديگدان گلی در بيرون از خيمه بودند، که پيکی تمام کتاب هايش را برای هارون و زبير آورد. دلاور عباس را به زندان انداخت، عباس اصرار ورزيد تا رها شود، اما دلاور شديدا با وی مخالفت کرد. دلاور برای اعتراف جرم عباس، قصد شکنجه وی را دارد. عباس که به شدت ترسيده است از دلاور می خواهد تا با ضمانت وی را رها کند.  | | | هارون و زبير از بمبه آب نيافتند، لذا تصميم می گيرند تا از جای ديگر آب بياورند |
مختار از رحمان تقاضای خانه يی فروشی را کرد، رحمان جواب منفی داد، اما مختار از وی ده افغانی مطالبه کرد. نوروز موقع شستن لباس، نوت صد افغانيگی جمال را که در جيب پيراهن وی بود شست، جمال از اين رهگذر سخت خشمگين شد. قدير به دکان خياطی اش می رفت، اما بی بی از وی خواست نزد نجيبه رود، قدير نپذيرفت، ولی بی بی پيوسته اصرار کرد. |