از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | نوروز و جمال بعد از قفل کردن اتاق تصور کردند بلا را دستگير کردند، لذا نزد دلاور رفتند. |
نجيبه برای غذای شب گوشت خريد، اما نسبت نبود گاز و برق نتوانست غذا بپزد، بالاخره تصميم گرفت تا مشکل را با شيوه دگر حل سازد. نجيبه تصوير شخصی را که بی بی برای ازدواج پيشنهاد کرده بود به گلدسته نشان داد، اما گلدسته وی را قدير شوهرش خواند. گلدسته عکس پاره شده را با نيمه عکس خودش پيوند زد، اما بی بی از افشا شدن اين کارش نزد نجيبه مشوش شد. سکينه از هارون خواست کمی صبحانه ميل کند، اما هارون مريض بود با خوردن کمی دوا دچار تهوع شد. نجيبه بعد از معاينه هارون، اظهار داشت که وی چيزی ناپاک خورده است، هارون نيز تصديق کرد که از زبير در لب سرک بولانی خورده بود. نوروز و جمال بعد از قفل کردن اتاق مطمئين شدند که بلا را دستگير کردند، هر دو برای مژده دادن اين خبر به دلاور حويلی را ترک گفتند.  | | | نجيبه برای غذای شب گوشت خريد، اما نسبت نبود گاز و برق نتوانست غذا بپزد. |
دلاور بعد از باز کردن قفل دروازه قصد شليک بالای بلا را داشت، اما او را در اتاق نيافت، جمال بوجی را نشان داد که در بين آن بلا را حبس کرده است. مختار بعد از لت و کوب اعتراف کرد که طبق پلان کس ديگر وارد حويلی شده بود، دلاور از او خواست تا آن شخص را معرفی کند. |