|
و در این جزیره؛ سالی که نکوست از بهارش پیداست | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پیام سال نو رهبران کشورها معمولا حاوی خبرهای امیدوار کننده است، ولی گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا در اولین کنفرانس خبری خود در سال جدید، به مردم گفت ۲۰۰۸، از نظر اقتصادی سال مشکلی خواهد بود. این در حالی است که نرخ تورم و بیکاری در این دیار در پائین ترین سطح خود در چند دهه اخیر ایستاده و نرخ بهره بانکی رو به کاهش است؛ پس مشکل در چیست؟ پاسخ قدری پیچیده است! در یک کلام باید گفت بی خیالی بیشتر مردم نسبت به فردا؛ زندگی فقط برای امروز بدون توجه به دخل و خرج حال و آینده. در آستانه سال نو، چند آمار منتشر شد که اگر پشت مردم را نلرزانده باشد، حتما باید برای آزمایش سیستم عصبی شان به پزشک مراجعه کنند. اینهم چند نمونه: حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت بالغ و شاغل این جزیره آنقدر قرض بالا آورده اند که قادر به بازپرداخت آن نیستند. میانگین قروض شخصی، بدون در نظر گرفتن وام مسکن، ۳۰ هزار پوند (۶۰ هزار دلار) تخمین زده شده و امسال، ۱۲۰ هزار نفر با خطر ورشکستگی روبرو خواهند بود و در همین حال، شاخص خرید قسطی و استفاده از پول پلاستیکی (کارت اعتباری) سیر صعودی داشته است. در حالی که ولخرجی های پلاستیکی هر روز بیشتر و سنگین تر می شود، وزیر کار و بازنشستگی در آغاز سال جدید به همه هشدار داد که بدانند اگر از حالا برای دوران کهولت پس انداز نکنند، حقوق بازنشستگی ملی جوابگوی هزینه زندگی آنها نخواهد بود. جناب وزیر ظاهرا هنوز متوجه نشده که برای نسل جوان بریتانیا، کهولت کلمه ای است بی معنی و اعلام ورشکستگی هم قبح سابق را ندارد. در کنار این بی خیالی مردم، مساله مهمتری که نخست وزیر به آن اشاره داشت، پیامدهای بحران پولی است که از آمریکا وارد شد و گریبان یک بانک بزرگ مسکن را گرفت و چند میلیارد پوند اندوخته های مردم این چزیره را به خطر انداخت. مداخله سریع و ۲۵ میلیارد پوندی دولت برای تضمین پس انداز مردم نوش دارویی آنی برای جلوگیری از گسترش بحران فراهم کرد ولی اکنون، نه کسی حاضر به خرید بانک مقروض به دولت است و نه دولت می داند با بانکی که عملا خریده و روی دستش مانده چه کند و پول بیت المال را چطور زنده کند! آنچه که از نتیجه طمع و سودجویی مفرط چند بانک آمریکایی به این دیار رسیده، و به ظاهر عارضه بدی هم نیست، ترس بی سابقه بانک ها از دادن وام به مردم است. ولی همانطور که هر دانشجوی اقتصاد به ما خواهد گفت، اگر مردم وام نگیرند و بیش از دخل خود خرج نکنند و قرض بالا نیاورند، سطح تقاضا کاهش خواهد یافت و بدنبال آن میزان تولید، و تنزل هر دو شاخص یعنی افزایش سطح بیکاری. پس پیام سال نو دولت به مردم این دیار باید این بود که اگر می خواهید بیکار نشوید، بیشتر مصرف کنید و اگر دخل شما کفایت نکرد، مهم نیست وام بگیرید، ولی نه آنقدر که برای نجات شما ناچار از دخالت در بازار بشویم! راهنمای زبان نوجوانان! وقتی بچه ها پا به مرحله بلوغ می گذارند، بزرگترها را قدیمی و همه چیز را کهنه می بینند؛ دختری که تا دیروز برای عروسک هایش ضیافت ترتیب می داد و پسرهای همسالش هم که جز فوتبال و تو سر و کله هم زدن کار دیگری بلد نبودند، ناگهان همدیگر را کشف می کنند و هیچی نشده می خواهند دنیا را عوض کنند!
یکی از ابزار لازم برای این هدف مهم اختراع زبانی است که بزرگترها نفهمند، و این دقیقا مشکلی بود که گریبان ویکتور وان آمورونگن ۵۲ ساله را گرفت که هرچه بیشتر به حرفهای بین ۳ دخترش گوش داد، کمتر فهمید. یک روز کار به آنجا رسید که ویکتور و همسرش، آماندا جلوی ۳ دخترشان ایستادند که "اگر بخواهین به این مزخرف گویی ها ادامه بدین کلاهامون می ره توهم!" لوسی، دختر وسطی خانواده که با ورود به ۱۳ سالگی تازه "تین ایجر" شده، به پدر و مادرش گفت تنها راه چاره یاد گرفتن زبان و اصطلاحات نسل آنها است و خود داوطلب نوشتن واژه نامه ای برای "کپک زده ها" می شود؛ حتما متوجه معنی کپک زده ها شدید! پدرخانواده از این پیشنهاد استقبال می کند و به لوسی می گوید دست به کار شود که مشتری کم نخواهد داشت. واژه نامه "تین تاک" یا راهنمای زبان تین ایجرها، اول در ۳ هزار نسخه و به قیمت ۵ پوند (۱۰ دلار) چاپ شد و در یک چشم به هم زدن به فروش رفت. در گرماگرم خریدهای شب کریسمس در ۵ هزار نسخه تجدید چاپ و یکی از پرفروشترین کتابها شد و ناشر آن می گوید تقاضا از طرف کتاب فروشی های بزرگ آنقدر رسیده که نسخه کامل تری در دست تهیه و چاپ است. لوسی، نویسنده ۱۳ ساله کتاب تین تاک که از دیدن اسمش روی جلد کتاب بیشتر از هزار پوند حق تالیف آن هیجان زده و خوشحال شده بود گفت امیدوارم کتابم به تفاهم بیشتر در خانواده ها کمک بکند! شاید به جا باشد که در ایران هم نوجوانی به همین فکر بیافتد چون اصطلاحاتی مثل خفن، سوتی، پیچوندن، در و داف و از این قبیل در خور تنظیم واژه نامه ایست به قلم سازندگان و استفاده کنندگان آن و نه "کپک زده ها". تنبلی، مادر اختراعات! هفته پیش درباره اعتیاد مردمان این جزیره به آت آشغال خوری گفتم و اینکه چطور افزایش هزینه درمان بیماریهای ناشی از ادامه دراز مدت این رژیم غذایی، کمر خدمات درمان رایگان بریتانیا را خم کرده است. اگرچه در همه پرسی ها بیشتر مشتریان غذاهای آماده و سرپایی، خوشمزه بودن آن را دلیل می آورند ولی اگر بخواهند خصوصی و دوستانه جواب بدهند، خواهند گفت: ای بابا، برای یک لقمه شام کی حوصله آشپزی و قابلمه کثیف کردن و ظرف شستن داره!
خوب، چون بیشترغذاهای سرپایی و آماده در ظروف پلاستیکی و فرآورده های مشابه بسته بندی می شود و الان هم دوره و زمانه ای نیست که آدم بی خیال باعث آلودگی بیشتر محیط زیست و گرمایش کره زمین بشود، یک نفر باید برای حل این مساله فکری می کرد! راه حل را شرکتی در شهر بیرمنگام پیدا کرد: "بات فودز" نان پزی است که محصولات غذایی اش به شکل کاسه و بشقاب است. وقتی دیوید ویلیامز، مبتکر بات فودز از بانکی در بیرمنگام تقاضای وام کرد تا تنور نان انقلابی اش را بخرد، رئیس بانک تصور کرد با یک آدم شوخ طرف شده ولی وقتی دید موضوع جدی است رضایت داد و به قول دیوید ویلیامز، به بانک ثابت شد که نان کاسه بشقابی مشتری دارد. اولین محصول، نان کاسه ای شکل برای فروش سوپ و آش سرپایی بود؛ اول سوپ را نوش جان می کنید و بعد کاسه را! سفارش بعدی بشقابی برای میخانه ها بود تا سالاد میگو و مزه مشروب را در بشقاب های خوراکی به مشتری ها بدهند؛ اینهم خوب فروش کرد ولی موفقیت اصلی، سفارش سوپر مارکت ها بود برای "بسته بندی" غذاهای آماده و نیمه آماده مثل خورشهای هندی و چینی و تایلندی. حتما می پرسید این چه جور نانی است که کاسه آش می شود و وا نمی رود و بشقاب خورش می شود و در فر خوراکپزی نمی سوزد. دیوید ویلیامز حاضر نیست اسرار خمیر بشقاب های قابل خوردنش را فاش کند؛ فقط اطمینان می دهد که هیچ مواد خارجی در آن نیست و اصرار دارد که رمز کار در شیوه پخت نان است. مجله تولید کنندگان مواد غذایی بریتانیا، نان های کاسه بشقابی بات فودز را مبتکرانه ترین محصول خوراکی در سال های اخیر معرفی کرده و مطمئنم که آت آشغال خورها هم حالا با وجدانی آسوده تر تغذیه خواهند کرد چون زباله پلاستیکی تولید نخواهند کرد. حال فقط باید حال ظرف شو های بیکار شده غذاخوری ها را پرسید! |
مطالب مرتبط و در اين جزيره... بلاتکلیفی شاهزادگان نظامی11 مه, 2007 | جهان و در این جزیره ... اینهم مهر صدارت مستقل !!13 ژوئيه, 2007 | جهان در این جزیره؛ هزينه کلان تنبلی و 'آت آشغال' خوری01 ژوئن, 2007 | جهان و در این جزیره ... آخرين وصيت سياسی بلر و وفاداری دوستان!08 ژوئن, 2007 | جهان و در این جزیره ... آخرین انتقام تونی بلر؟15 ژوئن, 2007 | جهان و در این جزیره ... چرا رشدی، "سر" سلمان شد؟22 ژوئن, 2007 | جهان آغاز صدارت گوردون براون26 ژوئن, 2007 | جهان و در این جزیره ... پایان بلریسم؟29 ژوئن, 2007 | جهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||