BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:38 گرينويچ - جمعه 29 ژوئن 2007 - 08 تیر 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
و در این جزیره ... پایان بلریسم؟

تونی بلر
در عمل، بلريسم پذيرش اصل بازار و سرمايه آزاد بود
در بريتانيا، روز وداع نخست وزيران با قدرت هميشه از روزهای به ياد ماندنی و تاريخی بوده و پايان حکومت تونی بلر هم از اين قاعده مستثنی نبود.

شخصا، وداع سه نخست وزير را فراموش نخواهم کرد: ادوارد هيث ، نخست وزير سالهای اول دهه هفتاد ميلادی که تصور نمی کرد اعتصاب معدنچيان ذغال سنگ پايه های دولتش را متزلزل کند، که کرد و واژگون شد. بعد، هارولد ويلسون که در اواسط همان دهه بدون هشدار قبلی ناگهان صدارت را برای استراحت ترک کرد و به شايعات متعددی دامن زد. و بالاخره، مارگرت تاچر، اولين نخست وزير زن در اين ديار، معروف به بانوی آهنين که در اتحاد با رونالد ريگان، رييس جمهوری وقت در آمريکا شاهد سقوط کمونيسم و پايان جنگ سرد بود ولی خود قربانی توطئه ای آرام شد. آنهم بدست نزديکترين و به ظاهر وفادارترين وزيرانش. کودتايی کاملا انگليسی.

نه تانکی به خيابانهای لندن آمد و نه تيری شليک شد، فقط شماری از نخبه ترين دولتمردان حزب محافظه کارجداگانه و در نهايت احترام به ديدن مارگرت تاچر رفتند و به او گفتند که نمی توانند از ادامه رهبری اش بر حزب حمايت کنند.

روز بعد، مارگرت تاچر با چهره ای گريان داونينگ استريت را ترک کرد و بعدها در کتاب خاطراتش نوشت که هرگز آنها را نخواهد بخشيد.

اگر شرايطی را که به کناره گيری زود تر از موعد تونی بلر از قدرت منجر شد به کودتا تشبيه کنيم، ترديدی نيست که کودتاچی خود او بود. و اگر قرار بر نبخشيدن هم باشد، باز اين تونی بلر است که خود را نخواهد بخشيد. البته ساعتی از پايان نخست وزيری نگذشته، تونی بلر از نمايندگی مجلس هم کناره گرفت تا يک پست بين المللی را تحويل بگيرد که پائين تر به آن خواهم رسيد. برگرديم به بلريسم.

مارگارت تاچر
خانم تاچر نیز مجبور به ترک صدارت شد

در سال ۱۹۹۷ وقتی تونی بلر جوان با پيروزی کم سابقه يک سياستمدار از حزب کارگر به نخست وزيری رسيد،همه جا صحبت از يک رستاخيز سياسی- اجتمايی بود و ديری نگذشت که بریتانیا لقبی گرفت شبيه به بريتانيای "با حال" و ميهمانان شب نشينی های خانواده بلر در داونينگ استريت به جای آدمهای عصا قورت داده هنرمندان و نوازندگان و خوانندگان و نويسندگان شدند.

در صحنه بين المللی، وزير امور خارجه دولت جديد آغاز ديپلماسی "اخلاقی" را اعلام کرد مبنی براين اصل که بريتانيا به حکومتهای مستبد و زورگو اسلحه نخواهد فروخت و احترام به حقوق بشر پايه و اساس روابط با دولتهای ديگر خواهد شد.

دوره ماه عسل مردم با تونی بلر و دولتش آنقدر محکم و پردوام بود که در انتخابات بعدی هم با پيروزی چشمگير ديگری رقيبان را پشت سر گذاشت و سر فرصت بخشی از اصلاحاتی را که قول داده بود اجرا کرد.

در عمل، بلريسم پذيرش اصل بازار و سرمايه آزاد بود و در آنجايی که خدمات عمومی ای مانند بهداشت و درمان رايگان، آموزش و پرورش، بيمه های اجتماعی و بازنشستگی مطرح می شد، "راه سوم" تونی بلر سرمايه داری و سوسيال دموکراسی را در هم ادغام کرد و نام آن را گذاشت مشارکت سرمايه خصوصی در طرح ها و خدمات عمومی. ابتکاری که در بعضی پروژه ها نتيجه بخش بود و باقی هم به فراموشی سپرده شد.

آغاز سقوط

از همان اولين سال های تشکيل دولت، تونی بلر بارها و به بهانه های مختلف و اغلب با انگيزه های نوع دوستانه، در اظهار نظر درباره اوضاع بين المللی، لحن و روشی اختيار کرد که خيلی از صاحب نظران آنرا حالتی حق به جانب بر مبنای اعتقادات مذهبی توصيف کردند. از ترغيب سران کشورهای ثروتمند به بخشيدن بدهی کشورهای فقير گرفته تا پافشاری بر مداخله مستقيم نظامی برای جلوگيری از نسل کشی در بالکان و آفريقا.

نقطه اوج اين سياست پس از حملات تروريستی سپتامبر سال ۲۰۰۱ ديده شد و مهمترين نتيجه استراتژيک آن نزديکتر شدن مواضع سياسی بريتانيا به آمريکا برای حل مسايل جهانی. اين همفکری ، نخست در حمله به افغانستان عليه طالبان شکل گرفت و بعد عراق و سرنگونی صدام حسين. سياستی که نخست افکار عمومی در کشور مخالف آن شد و بعد به صفوف حزب کارگر هم رسوخ کرد.

با وجود اين، دو سال بعد از حمله به عراق، تونی بلر در سومين انتخابات عمومی به عنوان رهبر حزب کارگر کارنامه اش را به رای مردم گذاشت و باز پيروز شد. دليل اين پيروزی را تاريخ نويسان بعدها خواهند نوشت، اما به نظر من دليل اصلی نبود رقيب هم وزن در کارزار انتخابات بود.

ولی اين پيروزی بی سابقه هم نتوانست پايه های سست شده دولت را محکم کند، احتمالا به اين دليل که خود آقای بلر در جريان مبارزات انتخاباتی گفت که در دور بعدی رهبر حزب نخواهد بود. اشتباهی بزرگ آن هم از طرف نخست وزيری با تجربه و زيرک. اعلان قصد ترک صدارت پنج سال زودتر از موعد کار خودش را کرد و باعث دودستگی در دولت و حزب شد. حزبهای رقيب هم دريافتند که دولت شکست ناپذيرتونی بلر آسيب پذير شده.

گوردون براون و همسرش سارا
اولين اظهار نظرهای روزنامه ها درباره سارا براون، به کیف و کفش و لباس او مربوط بود

مشاوران نزديک تونی بلر بارها گفته اند که او سخت دلواپس ميراث سياسی خود است و شايد به همين دليل بود که پيشنهاد آمريکا را پذيرفت که به مجرد ترک صدارت، فرستاده ويژه گروه چهار جانبه در خاورميانه شود. پستی جديد که در آن به نمايندگی از طرف سازمان ملل، آمريکا، روسيه و اتحاديه اروپا سعی خواهد کرد بين فلسطينی ها و اسرائيل صلح برقرار کند... کاش آنقدر ساده بود که " بلريسم" ميتوانست راه حل آن باشد. اما درباره نگرانی تونی بلر از اينکه مورخين درباره اش چه خواهند گفت، از چاپلوسان و بادنجان دور قاب چينها که بگذريم، تاريخ نويسان به طور عرفی ميراث سياسی دولتمردان را در دوران حيات آنها نمی نويسند. سنتی بس پسنديده که البته گاه خالی از بزدلی هم نيست.

چند روز پيش در روزنامه ای خواندم ادوارد هيث که هيچوقت ازدواج نکرد و دولتش را معدنچيان ذغال سنگ سی و سه سال پيش با اعتصابشان واژگون کردند در سالهای جوانی هم جنس گرا بود. انگيزه فاش کننده اين گوشه از زندگی خصوصی ادوارد هيث را نفهميدم که برخلاف تونی بلر سالهای سال نماينده پارلمان ماند و شيخ مجلس عوام شد و چند سالی است که درگذشته است. شايد فقط اين اعتقاد را در من قوی تر کرد که تاريخ نويسان کم بی ربط نمی نويسند و مهم تر انکه بايد دانست قلم در دست کی است.

و باز در حاشيه تغیير دولت...

وقتی که موقع ترک خانه شماره ۱۰ داونينگ فرا رسيد، شری ، همسر تونی بلر به جمع خبرنگاران رو کرد و گفت دلم برای شما تنگ نخواهد شد. خانم بلر که در مقام خود حقوق دانی برجسته و قاضی دادگستری است در ۱۰ سالی که مجبور بود نقش بانوی اول را ايفا کند از بيشتر روزنامه ها چيزی جز متلک و انتقاد نشنيد. از سخنان گاه بحث انگيز او گرفته تا طرز لباس پوشيدنش و حتی طرز خنديدن او بهانه ای می شد در دست روزنامه نويس ها که او را مسخره کنند. روز چهارشنبه شری بلر از شر همه آنها خلاص شد و دقايقی بعد ، وقتی که سارا، همسر گوردون براون و بانوی اول جديد پا به خانه شماره ۱۰ گذاشت داستان تازه ای شروع شد. سارا که تا پيش ازدواج و مادر شدن مدير يکی از شرکت های بزرگ روابط عمومی بود نگذاشت ازدواج با وزير دارايی از آزادی اش چيزی کم کند. روزنامه ها هم کم و بيش سارا را به حال خود گذاشتند تا ديروز. اولين اظهار نظرها درباره کيف و کفش و لباس بانوی اول بود و بعد اين که در مقايسه با شری بلر چقدر در کار کشور داری همسرش دخالت خواهد کرد. برای سارا براون بردباری آرزو می کنم.

تونی بلرو در این جزیره...
آخرین انتقام تونی بلر؟
.و در این جزیره...
آخرين وصيت سياسی بلر و وفاداری دوستان!
خوردنو در این جزیره...
هزينه کلان تنبلی و 'آت آشغال' خوری
شاهزاده هریو در اين جزيره...
بلاتکلیفی شاهزادگان نظامی
کلاس درسو در این جزیره...
آموزش امور جنسی به نوجوانان
گوردون براونو در اين جزيره...
گوردون براون در اول سربالايی
تونی بلر و گوردون براونو در اين جزيره ...
عاقبت قراره چه کسی نخست وزير بشود؟!
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران