|
و در این جزیره... آموزش امور جنسی به نوجوانان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عاقبت ثابت شد که آموزش امور جنسی به نوجوانان خوبه. در اواخر دهه 60میلادی، موقعیکه مری کوانت، طراح مد، مینی ژوپ را به تن دختران و گاه زنان نه خیلی جوان کرده بود و بیتل ها با ترانه های عاشقانه شان همه را مجذوب کرده بودند و شاید از همه جنجالی تر، اولین قرص های جلوگیری از بارداری در این دیار به بازار آمده بود و شعار روز "عشق بورز، جنگ نکن" بود، در لندن نمایشنامه ای کمدی به روی صحنه رفت به نام "از سکس حرف نزن که ما بریتانیایی هستیم." ولی همان کلمه سکس در سردر تئاتر کار خودش را کرد و ملت برای خرید بلیط از سر و کول هم بالا رفتند. نمایشنامه چیزی نبود به جز بر ملا کننده بزرگترین عشق پنهان مردم این جزیره. بله همان سکس اما پيچیده در کلافی از ریا و تظاهر به اینکه سکس مال فرانسوی ها و ایتالیایی ها و آن قاره نشین های شهوتران است و ما جزیره نشین ها نواده های همان ملکه ویکتوریایی هستیم که برای اینکه مبادا آقایان در دربار فکر بد کنند داده بود پایه های پیانوی بزرگ قصر را با مخمل بپوشانند تا خدای نکرده با ساق پای برهنه زنها اشتباه گرفته نشود. ولی این بار آهنگ های بیتل ها و رولینگ استونز و زندگی هیپی وار خیلی از جوان ها کار را از این حرف ها گذرانده بود و دیری نگذشت که دولت وقت گفت باید در مدارس "واقعیات زندگی" را به دانش آموزان آموخت. خیلی از پدر و مادرها که خودشان "واقعیت زندگی" را در پچ پچهای تو کوچه و مدرسه یاد گرفته بودند، یا خیال می کردند که یاد گرفته اند، دادشان به هوا رفت که آقا چه معنی دارد به بچه های ما بگوئید بچه چطور درست می شه و بدتر از اون اینکه موضوعی به نام سازگاری جنسی و ارضا جنسی وجود داره، حال چه برسد به آموزش رموز آن. اما دیگر دیر شده بود. اول مجله های زنان درباره ضرورت ارضا جنسی نوشتند و بعد با رشد "فمینیزم"چیزی نمانده بود که مردها "ورشکست به تقصیر" اعلام شده و باقی اش را هم می توانید حدس بزنید. برگردیم به مدارس، خوب یا بد آموزش "واقعیات جنسی" جزو دروس اصلی شد و بعد از چند سال آمار نشان داد که نوجوانان نخستین تجربه های جنسی شان را از اولین سال های دبیرستان یعنی از سنین دوازده و سیزده سال شروع می کنند. مسئله بعدی افزایش موارد باردار شدن دختران دانش آموز بود که بریتانیا همچنان رکورد دار آن در اروپا است. ولی وقتی از کارشناسان پرسیدند که با در دسترس بودن قرص های جلوگیری از بارداری و حتی پخش رايگان کاندوم در دبیرستان ها، البته برای جلوگیری از شیوع اچ آی وی ایدز، چرا اینهمه بارداری ناخواسته هست. هیچکس نتوانست پاسخ درستی به آن بدهد. باری، از اوایل دهه 90میلادی جمعی از دختران دانش آموز در آمریکا با پشتيبانی چند مجله دختران و نوجوانان انجمنی تشکیل دادند به نام "انگشتر نقره ای" هدف ترغیب دختران دانش آموز به خودداری از آغاز روابط جنسی تا ازدواج بود. و هر دختر دانش آموزی که حلقه نقره ای این انجمن را به انگشت داشت، ظاهرا هم از "مزاحمت" پسران همکلاس مصون می بود و هم نمونه اخلاق. اما اینطور نشد. نظر سنجی ها نشان داد که آنهایی که بنا بود انگشت نما و منزوی شوند بازی را بردند و دیری نگذشت که بازار این انجمن کساد شد. جالب اینجاست که نوجوانان در این دیار که معمولا خیلی زود رسم و رسوم جدید و رفتار هم سن و سال هایشان در آمریکا را تقلید می کنند از "حلقه نقره ای " استقبال نکردند. تمام این داستان ها را گفتم که برسم به اینجا که چند روز پیش "آفستد"، سازمان نظارت بر برنامه های آموزشی در بریتانیا در آخرین گزارش آماری اش نوشت که هیچ آمار علمی ای وجود ندارد که نشان دهد خودداری از روابط جنسی در میان نوجوانان، به عنوان روشی برای مقابله با بارداری های ناخواسته، نتیجه بخش بوده است. این گزارش که نتیجه نظر سنجی هایی در میان مشاوران بهداشتی و بررسی ماهیت و کیفیت درس های آموزش امور جنسی در 350 دبیرستان و کالج در سراسر بریتانیا است می گوید موثرترین و بهترین نتیجه ها از فعالیت مشاوران و پرستاران مامور کمک به مسائل جنسی دانش آموزان دختر به دست آمده است که با تزریق هورمون های جلوگیری از بارداری و یا دادن قرص های بازدارنده عمل لقاح پس از نزدیکی جنسی، از خیلی از بارداری های ناخواسته در بین دختران بین 11 تا 16سال سن جلوگیری کرده اند. جالب تر و شاید بحث انگیزتر از این آمار، ستایش این نهاد نظارتی از مجله های دختران نوجوان است. آفستد می گوید با نبود اطلاعات کافی در میان پدر و ماردان و بسیاری از معلم ها و یا شاید حیای بیش از حد آنها، مجله های دخترانه بهترین راهنما بوده اند. البته این ستایش آفستد از اینگونه مجله ها چیزی از مخالفت بسیاری از پدر و مادرها کم نکرده که معتقدند مقالات و مصاحبه های بی پروای آنها درباره هم جنس گرایی، خود ارضایی و حتی مواد مخدر و مشروبات الکلی فرزندانشان را به سوی بی بندوباری سوق می دهد. ولی به هر حال بعد از نزدیک به 40 سال آموزش امور جنسی به نوجوانان در مدارس این دیار و مشاهده اثرات آن شاید باید منتظر به روی صحنه آمدن نمایشنامه جدیدی باشیم. اسمش را شما پیشنهاد کنید و جایزه بگیرید. اين همه در يک روز انتخابات
معلوم شدن تاريخ اسباب کشی خانواده بلر از مقر نخست وزيری، نزديکتر شدن ملی گرايان و استقلال طلبان اسکاتلند به هدف تاسيس نخستين جمهوری در اين جزيره، بزرگترين شکست حزب کارگر در انتخابات شوراهای شهر در انگلستان در ربع قرن و محرز شدن انتقال مقام نخست وزير از تونی بلر به گوردون براون، وزير دارايی، همه و همه در عرض يک روز در تاريخ ملتی که با فراز و نشيبهای سياسی ميانه ای ندارد چيزی نيست مگر يک انقلاب ديگر. اما به سبک انگليسی اش. تونی بلر، پس از ده سال صدارت و سه پيروزی انتخاباتی پی در پی سکان امور کشور را در زمانی به گوردون براون تحويل خواهد داد که ميزان محبوبيت حزب کارگر به پائين ترين حد خود در دو دهه تنزل کرده است. وقتی گوردون براون، به عنوان رهبر جديد حزب کارگر و نخست وزير از خانه شماره يازده خيابان داونينگ، مقر وزير دارايی، به خانه همسايه، شماره دهم مقر نخست وزيری نقل مکان کند، هنوز سه سال فرصت خواهد داشت تا پيش از موعد انتخابات عمومی بعدی برای خود پايگاه سياسی جديدی بسازد. ولی اگر پارلمان و دولت اسکاتلند صاحب اکثريتی از ملی گرايان شود، مسئله در يکی، دو سال قابل جبران نخواهد بود چون تصور تاسيس جمهوری اسکاتلند در اين جزيره و جداشدن بخش مهم و شمالی آن از بريتانيا، برای مردم انگلستان و دولت مرکزی آن در لندن تمام نهادهای اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی، کابوسی خواهد بود که فعلا ترجيح می دهند فکرش را هم نکنند. در اين ميان، ديويد کامرون، رهبر جوان و جديد حزب محافظه کار که تنها بخت در شکست دادن حزب کارگر را در انتخابات عمومی بعدی جستجو می کند بايد نسبت به تحولات بعد از انتخابات روز پنجشنبه دو دل باشد. شکست دادن حزب کارگر پس از ده سال حکومت، برای حزب محافظه يک آرزو است. اما نه به قيمت پيروزی استقلال طلبان در اسکاتلند و نزديکتر شدن خطر تجزيه پادشاهی متحد بريتانيا. زلزله انگلیسی
عنوان بالا می توانست چند جور ديگر هم باشد مثل برف در اوگاندا يا خشکسالی در قطب جنوب! ولی باور کنيد که هفته پيش در ساعت هشت و نوزده دقيقه صبح زلزله ای با قدرت چهار مميز سه درجه ریشتر مناطق جنوب لندن را لرزاند. 70 خانواده را مجبور به ترک خانه هایشان کرد، به 474 ساختمان آسیب زد، 73 خانه نا امن گزارش شد و دو خانواده مجبور شدند يک شب را در خوابگاه يک مرکز خرید بگذرانند. مرکز اورژانس هم گفت که یک زن 30 ساله که شیئی در خانه اش روی سرش افتاده بود، جراحتی مختصر برداشت. شرکت های بیمه هم ارزش خسارات وارده را ده میلیون پوند استرلینگ تخمین زدند. خلاصه اینکه جزیره بریتانیا پنج سال بود چنین زمین لرزه مخربی ندیده بود. اما از همه جالب تر برنامه های رادیو و تلویزیون بود که با میکروفن و دوربین به سراغ آسیب دیدگان رفته بودند. یکی گلدانی را که از سر طاقچه افتاده و شکسته بود نشان می داد و يک نفر دیگر ترک نازک روی دیوار اطاقش را و همه می گفتند که فکر می کردند یک بمب ترکیده. ولی مثل همیشه این بچه ها هستند که از این جور بلایای طبیعی خفیف بهترین استفاده را می برند. دبستان محل با 900 دانش آموز دست کم یک روز تمام تعطیل شد. منو به یاد آن سالهایی میاندازه که در زمستان سرد تهران در آرزوی برف سنگینی به انتظار می نشستیم تا مدرسه ها تعطیل شوند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||