آیا لندن از بریتانیا جدا میشود؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, متیو وست
- شغل, بیبیسی
فرض کنیم بریتانیاییها رأی به بیرون آمدن از اتحادیه اروپا بدهند. آیا ممکن است چنین رأیی باعث شود لندنیها علم استقلال بلند کنند و از بریتانیا جدا شوند؟
احتمالا به چشم شما هم مثل من این سناریو بیشتر به شوخی میماند. اما پروفسور تونی تراورس، از استادان مدرسه اقتصاد لندن (ال.اس.ای)، معتقد است چنین اتفاقی – دستکم در دراز مدت – ناممکن نیست.
به نظر او "ناسیونالیسم لندنی" وجود دارد و پس از همهپرسی استقلال اسکاتلند در سال ۲۰۱۴ قویتر شده است. در تأیید مدعایش به یک نظرسنجی پس از آن همهپرسی اشاره میکند که در آن ۲۰ درصد پاسخدهندگان لندنی گفته بودند با جدا شدن پایتخت از بقیه بریتانیا موافقند.
لندن – چه برای لندنیها، چه برای بسیاری غیرلندنیها – همیشه با بقیه بریتانیا فرق داشته و بهنوعی بیگانه بوده. پروفسور تراورس معتقد است اگر بریتانیاییها به جدایی از اتحادیه اروپا رأی بدهند، این حس دوری و بیگانگی لندن تقویت میشود.

منبع تصویر، Getty
میگوید: "تقریبا قطعی است که اکثریت رأیدهندگان در لندن، اسکاتلند، و احتمالا ولز و ایرلند شمالی به ماندن در اتحادیه اروپا رأی میدهند. اما ممکن است نتیجه همهپرسی برعکس این رأی باشد. در اینصورت بعضی لندنیها خواهند گفت "اسکاتلندیها و ولزیها میتوانند جدا شوند – و تازه اقتصادشان از اقتصاد ما (لندن) کوچکتر است. آنها هم میخواستند در اتحادیه اروپا بمانند. این اختلاف رأی نشان میدهد چقدر لندن با بقیه انگلستان فرق دارد. و به نظر ما این تفاوت باید در عمل، در قدرت نهادهای محلی و مالیات محلی، دیده شود."
پروفسور تراورس معتقد است اگر لندنیها رأی به ماندن داده باشند و بقیه بریتانیا رأی به جدایی، صادق خان، شهردار لندن، "کاملا حق خواهد داشت به دولت بگوید لندن نمیخواسته جدا شود، در نتیجه شهرداری لندن دولت را ناکارآمد میداند."
به باور پروفسور تراورس، رأی به جدایی از اتحادیه اروپا چنان "تکان بنیادی و فراگیری" به کشور میدهد که بعید نیست شهردار و کسانی دیگر به این نتیجه برسند لندن باید دگرگون شود.

منبع تصویر، PA
میگوید: "اگر به خروج از اتحادیه اروپا رأی بدهیم، ابعاد ماجرا در حد اعدام چارلز اول خواهد بود. اتفاقی خواهد بود که برداشت بریتانیاییها را از خودشان و از اینکه چطور میخواهند خودشان را اداره کنند، عمیقا متأثر خواهد کرد. لحظهای حیرتانگیز در تاریخ این کشور خواهد بود. و در چنین لحظهای چرا باید به یک کار بسنده کنیم؟"
- 'خیالپردازی مضحک'
آقای تراورس تنها کسی نیست که این حرف را میزند. دیگرانی هم هستند چون کوین دوران، رئیس استراتژی و تحقیقات در سازمان بانکداران خصوصی اروپا، که استقلال لندن بهعنوان یک دولتشهر را اجتنابناپذیر میدانند.
آقای دوران میگوید: "در ۲۰-۳۰ سال آینده... لندنیها یک همهپرسی برگزار میکنند و از بریتانیا جدا میشوند و خلاص!"
واقعیت این است که چنین تصمیمی قابل درک خواهد بود. عجیب نخواهد بود اگر لندنیها فکر کنند جدا شوند به نفعشان است.

منبع تصویر، AFP
لندن هشت میلیون و هفتصد هزار نفر جمعیت دارد، بیش از اسکاتلند و ولز رویهم. این رقم تا سال ۲۰۲۰ به حدود ده میلیون میرسد. سهم هر لندنی در درآمد ناخالص ملی بریتانیا ۷۰ درصد بیش از سهم میانگین بریتانیاییهاست. با اینکه ۱۲.۵ درصد جمعیت بریتانیا در لندن زندگی میکنند، ۲۲ درصد کل رشد اقتصادی بریتانیا از لندن میآید.
اقتصاد لندن حدودا اندازه اقتصاد سوئد است – که هفتمین اقتصاد اروپاست – و با این حال نهادهای محلی این شهر به اندازه دولتهای اسکاتلند و ولز – که بعضی اختیارات بهشان تفویض شده – هم اختیار ندارند.
با این همه، به باور بسیاری از جمله "شرکت سیتی لندن" (City of London Corporation) که نهاد حاکم بر "سیتی لندن" است (شهری درون شهر لندن که قلب بخش مالی و بازرگانی بریتانیا است)، سناریوی استقلال لندن بهعنوان یک دولتشهر حتی جای طرح هم ندارد.
ایان اسکوفیلد، سخنگوی شرکت، میگوید: "جدا شدن لندن بهعنوان یک دولتشهر مستقل خیالپردازی مضحک است. شرکت سیتی لندن نه حالا نه در آینده از چنین طرحی حمایت نخواهد کرد."
به باور آقای اسکوفیلد تکهتکه کردن اقتصاد عظیمی چون بریتانیا معقول نیست.
نکته دیگر تأثیری است که جدا شدن لندن – با نقشی که در کل اقتصاد بریتانیا دارد – بر بقیه کشور میگذارد.
به قول بن راجرز، مدیر اتاقفکر "مرکز لندن" که پیشتر مشاور نخستوزیر بوده، "لندن بیتردید پایتخت اقتصادی اروپاست. اما اشتباه است که لندن را جزیرهای جدا در نظر بگیریم، چون به بقیه اقتصاد بریتانیا وابسته است. اگر لندن موتور اقتصاد بریتانیا باشد، بقیه بریتانیا سوخت أن هستند."

منبع تصویر، Getty
آقای راجرز هم مثل مقامهای شرکت سیتی لندن معتقد است رابطه لندن و بریتانیا طوری است که هیچیک بدون دیگری نمیتواند زنده بماند. میگوید: "نمیتوانم دنیایی را که در آن لندن مستقل شود تصور کنم. لندن از بعضی جهات منحصربهفرد است، اما همچنان در ذات به بریتانیا متصل است. مثل اسکاتلند نیست که زمانی کشوری مستقل بوده."
آقای راجرز بهعنوان نمونهای از آنچه "همزیستی لندن و بقیه کشور" میخواندش، به دانشآموختگان دانشگاههای بریتانیا که برای کار به لندن میآیند اشاره میکند. میگوید ۳۸ درصد کل دانشآموختگان به لندن میآیند.
با تمام این اوصاف، پروفسور تراورس معتقد است لندن به لحاظ سیاسی دارد از بقیه بریتانیا فاصله میگیرد – نتیجه همهپرسی خروج از اتحادیه اروپا هرچه باشد.
میگوید از میانه دهه نود میلادی رأی حزب کارگر در پایتخت رشد کرده. حتی در انتخابات سراسری سال ۲۰۱۵ هم که بقیه بریتانیا به سمت حزب محافظهکار کشیده شدند، رأی حزب کارگر در لندن افزایشی چشمگیر داشت. "لندن در عین اینکه ثروتمندترین جای بریتانیاست، روزبهروز به حزب کارگر متمایلتر میشود."
به باور پروفسور تراورس، لندن از این نظر شبیه نیویورک است، که ثروتمندترین شهر آمریکاست اما اکثریت قاطع ساکنانش به دموکراتها رأی میدهند نه جمهوریخواهان راستگرا.

منبع تصویر، AFP
و از قضا همین نیویورک سیتی و شهردار پرقدرتش است که – به نظر پروفسور تراورس – میتواند الگوی آینده لندن باشد. حتی طرح اولیه چنین ساختاری هم موجود است.
سال ۲۰۱۳، کمیسیون مالی لندن که پروفسور تراورس رئیسش بود، پیشنهاد کرد لندن اجازه داشته باشد از منبع مالیات بر املاک برداشت کند. او همچنان معتقد است این سطح خودمختاری بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شود یا نشود رخ خواهد داد.
میگوید: "اگر منطق حامیان جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا را بپذیریم، بقیه بخشهای بریتانیا هم میتوانند از این (بریتانیای) متحد جدا شوند. اگر قبول داشته باشید که بخشهایی از یک کشور میتوانند رأی به جدایی بدهند، یا یک کشور میتواند رأی به بیرون آمدن از یک ساختار دیگر بدهد، دیگر هر اتفاقی میتواند بیافتد."











