همهپرسی بریتانیا: پیشبینیهای سال ۱۹۷۵ درست از آب درآمد؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, برایان ویلر
- شغل, بیبیسی
سال ۱۹۷۵ که در بریتانیا همهپرسی برگزار شد، حامیان ماندن در اتحادیه اروپا – که آن موقع نامش اتحادیه اقتصادی اروپا بود – دو برابر حامیان جدایی از این اتحادیه بودند. اقلیتی که در آن همهپرسی شکست خوردند، میگفتند "روزی خواهد آمد که …".
در این گزارش میخواهیم ببینیم چقدر از پیشبینیهای چهل سال پیش بریتانیاییهایی که به اتحادیه اروپا بدبین بودند، درست از آب درآمده؟
- تاریخ در آینه
همهپرسی ۱۹۷۵ انگار قرینه همهپرسی ۲۰۱۶ بود.

امروز دولت محافظهکار دوپاره شده. سال ۱۹۷۵ دولت کارگر دوپاره شده بود. هارولد ویلسون، نخستوزیر وقت، رهبر موافقان ماندن در اتحادیه بود. میگفت گفتگوهایش در بروکسل موفقیتآمیز بوده و بریتانیا بهترین امتیازهای ممکن را گرفته – درست مثل دیوید کامرون.
اما دستچپیهای حزب کارگر از "بازار مشترک" بیزار بودند. رهبرشان تونی بن بود. حرفشان این بود که بازار مشترک یک "باشگاه سرمایهداری" است که پیوستن به آن دموکراسی بریتانیایی را خراب میکند و شغلهای بسیاری را از بین میبرد.
محافظهکاران – از جمله رهبر تازه برگزیدهشان، مارگارت تاچر – تمامقد پشت "ماندن در اروپا" بودند و از تجارت آزاد حمایت میکردند. مثل این روزها، غولهای صنعت و بازرگانی طرفدار ماندن بودند. همینطور نشریههای زرد – که برعکس امروز – تیتر میزدند "همه اروپایی هستیم".
اما کی درست میگفت؟
- خودمان باید کشورمان را بگردانیم
بسیاری از آنها که سال ۱۹۷۵ به ماندن در اتحادیه اقتصادی اروپا رأی دادند، معتقدند گول خوردند. میگویند فکر میکردند به یک توافقنامه تجاری رأی میدهند، اما گرفتار یک "ابردولت" شدند که میخواهد برایشان تعیین تکلیف کند.
این اعتراض البته وارد نیست. حاکمیت – اینکه کشورمان را خودمان بگردانیم – در همهپرسی ۱۹۷۵ هم مطرح بود.

منبع تصویر، Getty
اینوک پاول، از محافظهکاران تندرو که تازه به نمایندگی وحدتطلبان حزب اولستر به پارلمان آمده بود، و البته تونی بن، از چپهای کابینه کارگر، مدام و با صدایی رسا در این باره حرف میزدند.
در یکی از برگههای تبلیغاتی حامیان جدایی از اتحادیه اروپا آمده بود "بازار مشترک" در حقیقت "مقدمهای است برای یکی شدن بریتانیا و فرانسه و آلمان و ایتالیا و کشورهای دیگر، برای ایجاد کشوری واحد" که بریتانیا در آن "بیش از یک استان نخواهد بود".
حامیان ماندن، شفاف میگفتند که عضویت در اتحادیه اقتصادی اروپا به معنای "شراکت" در حاکمیت خواهد بود – با هشت کشوری که آن زمان عضو اتحادیه بودند. استدلالشان این بود که در دنیای مدرن بریتانیا تنها به جایی نمیرسد. همزمان قول میدادند سنتها و شیوه زندگی بریتانیایی به خطر نیافتد.
دیگر استدلال هواداران ماندن این بود که در نهایت نخستوزیر در همه تصمیمهای مهم اروپایی حق وتو دارد – نکتهای که امروز دیگر صادق نیست. میگفتند جز در "چند" مورد آنهم برای بازرگانی و صنعت، اساسا نیازی به قانونگذاری سراسری برای همه اتحادیه نیست.
این روزها از قضا مشکل هواداران جدایی از اتحادیه اروپا همان "چند مورد" است.
نتیجه همهپرسی که معلوم شد، خبرنگاری از اینوک پاول که در تیم بازنده بود پرسید چرا مردم هشدارهایش را نادیده گرفتند و از اختیار قانونگذاری گذشتند. او گفت: "آنقدر غریب است که ترجیح میدهم سرزنششان نکنم."
- قیمت کره
این روزها نرخ رسمی تورم سهدهم درصد است. سال ۱۹۷۵ نرخ ۲۴ درصد بود. گرانی خوراک دغدغه اصلی رأیدهندگان بود. بعضی گرانی را گردن تغییر خردههای واحد پول و ضرب سکههای پنج، ده و پنجاه پنسی میانداختند. بعضی دیگر نابسامانی صنایع بریتانیا را مقصر میدانستند.
و البته هواداران جدایی از اتحادیه اقتصادی اروپا میگفتند مقصر اصلی "بازار مشترک" است که با "سیاست مشترک کشاورزی" بریتانیا را مجبور کرده از اعضای اتحادیه خوراکی بخرد، و از دیگران نخرد. رایجترین مثال کره بود، که میگفتند ارزان از نیوزیلند وارد میشده، اما اتحادیه اروپا وارداتش را ممنوع کرده.
در یک برگه تبلیغاتی حامیان جدایی آمده بود: "اگر [در اتحادیه اروپا] بمانیم، تا ۱۹۷۸ قیمت کره تقریبا دو برابر خواهد شد." البته در عمل قیمت کره تا سال ۱۹۷۸ چهار برابر شد. و بحث همچنان بر سر اینکه مقصر فقط بازار مشترک است یا نه ادامه داشت.
- انبوهی خوراکی

منبع تصویر،
بهطور کلی مواد غذایی از موضوعات داغ همهپرسی ۱۹۷۵ بود. طرفداران ماندن در اتحادیه اروپا معتقد بودند "بریتانیا کشوری است که نمیتواند تمام خوراک خودش را تأمین کند، بنابراین مطمئنتر است در اتحادیهای که بهلحاظ غذایی تقریبا خودکفاست بماند. اگرنه ممکن است ناچار شویم ته صف غذای دنیا بایستیم."
البته واقعیت این بود که اتحادیه اقتصادی اروپا خوراکی زیاد داشت – آنقدر که زیر قیمت به کشورهای بیرون اتحادیه میفروخت. یارانهای که اتحادیه به کشاورزان میداد، کوهکوه خوراکی میآفرید: "کوه کره"، "کوه گوشت"، "دریای شراب".
تولید اضافی را یا نابود میکردند یا "به قیمتی بهمراتب پایینتر از آنکه زن خانهدار در اعضای بازار مشترک میخرد" به روسیه میفروختند.
این روزها دیگر کسی از "کوه کره" نمیگوید. اتحادیه اروپا در تلاش است فروش ارزان خوراکی به کشورهای آفریقایی را – که به کشاورزان محلی آسیب میرساند – متوقف کند. با این حال همه، حتی حامیان ماندن، معتقدند سیاست مشترک کشاورزی باید اصلاح شود.
بریتانیا برای تأمین خوراک به شدت به اعضای دیگر اتحادیه اروپا وابسته است. بنا به آمار اتحادیه ملی کشاورزان، که خواهان ماندن در اتحادیه اروپاست، تولید خوراکی در جزیره کمتر از ۶۰ درصد مصرف است. وابستگی به وارادات به ویژه در بخش میوه و سبزیجات بیشتر است.
البته حزب استقلال بریتانیا (UKIP) که حامی سرسخت جدایی است، با استناد به گزارش سال ۲۰۰۸ وزارت محیط زیست، غذا و امور روستایی، میگوید بریتانیا اگر لازم باشد، میتواند خودکفا شود.
- شغل و تجارت
اندکی بعد از همهپرسی ۱۹۷۵، تونی بن میگفت بریتانیاییها در نتیجه عضویت در اتحادیه اقتصادی اروپا ظرف دو سال ۵۰۰ هزار شغل از دست دادهاند. او معتقد بود رشد نرخ بیکاری معلول کسری تراز تجاری بریتانیا و بقیه اتحادیه است – به این معنا که بریتانیا بسیار بیش از آنچه به کشورهای اتحادیه میفروشد، ازشان میخرد.

منبع تصویر، Getty
تراز تجاری بریتانیا و بقیه اتحادیه اروپا همچنان منفی است. از قضا امسال – تا حدی به خاطر قوت پوند – همه رکوردهای (منفی) پیشین را شکست.
آن زمان، هواداران ماندن در اتحادیه اروپا میگفتند تونی بن اعداد و ارقام را از خودش درآورده. میگفتند علت حقیقی رشد بیکاری رکود جهانی و تورم در بریتانیا است – که آن سالها بهمراتب بالاتر از بقیه اروپا بود.
حامیان ماندن معتقد بودند جدایی از اتحادیه اروپا ممکن است برای صنایع بریتانیا "فاجعهساز" باشد، چرا که دسترسیشان را بازاری (آن موقع) ۲۵۰ میلیون نفری قطع میکند. میگفتند حتی اگر بریتانیا بتواند یک قرارداد تجارت آزاد با اتحادیه اروپا ببندد، همچنان "باید به بسیاری قوانین اتحادیه تن بدهد" بیآنکه هیچ نقشی در وضع آن قوانین داشته باشد.
این استدلال از نظر طرفداران ماندن در اتحادیه اروپا همچنان معتبر است.
در دوران همهپرسی ۱۹۷۵، حسی در فضای بریتانیا موج میزد که کار کشور تمام است. تورم، قطع برق و اعتصابهای پیدرپی مملکت را فلج کرده بود.
طرفداران ماندن میگفتند راهی جز ساختن بر پایههای یک اروپای مشترک نیست. طرفداران جدایی میگفتند تنها راه نجات بیرون رفتن از اتحادیه اروپاست.
- جامعه کشورهای مشترکالمنافع
سال ۱۹۷۵ همهپرسی در شرایطی برگزار میشد که چیزی از پایان کار امپراتوری بریتانیا نگذشته بود. بسیاری نگران پیوند این کشور با مستعمرههای سابقش بودند.

از نتایج پیوستن به اتحادیه اقتصادی اروپا این بود که بریتانیا باید بیشتر روابط تجاریاش با کشورهای مشترکالمنافع را قطع میکرد و در عوض با اعضای اتحادیه قرارداد تجاری میبست.
هواداران جدایی میگفتند این تغییرات عملا به این معنای بیرون آمدن بریتانیا از جامعه کشورهای مشترکالمنافع است. اما حامیان ماندن میگفتند رهبران همه کشورهای مشترکالمنافع هم میخواهند بریتانیا در اتحادیه اروپا بماند.
این موضوع در بحثهای همهپرسی امسال هم مطرح است. طرفداران جدایی میگویند بریتانیا (بعد از جدایی) میتواند با کشورهای مشترکالمنافع قراردادهای تجاری ببندد. البته برخی اقتصاددانها میگویند آن حالت با وضع فعلی فرق چندانی نخواهد داشت، چون اتحادیه اروپا با بیشتر مستعمرههای سابق بریتانیا قرارداد تجاری دارد.
- هیچکس انتظارش را نداشت
موضوعی که در سال ۱۹۷۵ به ذهن هیچکس خطور نمیکرد، فروپاشی شوروی و بلوک شرق بود. جنگ سرد همیشگی مینمود و ابرقدرت کمونیستی دنیا ماندگار.

منبع تصویر، Getty
کسی فکر نمیکرد – یا اگر فکر میکرد، نمیگفت – که دو دهه بعد ممکن است دیوار برلین فرو بریزد و راه پیوستن کشورهای کمونیستی مثل لهستان و جمهوری چک به اتحادیه اروپا باز شود.
فضا فضایی دیگر بود، آنقدر که حامیان ماندن در اتحادیه اروپا میگفتند "بعضیها میخواهند بریتانیا کمونیست شود – بخشی از بلوک شرق". گاه بازار مشترک را به عنوان سدی برابر پیشروی شوروی به رأیدهندگان معرفی میکردند.
امروز هم البته حامیان ماندن در اتحادیه اروپا "برگ روسیه" را بازی میکنند. این بار به این شکل که اگر بریتانیاییها رأی به جدایی بدهند، ولادیمیر پوتین جشن میگیرد.
- مهاجرت، کدام مهاجرت؟
دیگر موضوعی که سال ۱۹۷۵ عملا موضوعیت نداشت، مهاجرت بود.
امروز هرجا بحث همهپرسی است، یا از اقتصاد میگویند یا مهاجرت. آن موقع اما هیچ بحثی از مهاجرت نبود. شاید به این خاطر که مهاجرت نیروی کار از کشورهای عضو به کشوری دیگر سقف داشت. آنچه امروز به "تردد آزاد" در اتحادیه اروپا میشناسیم، سال ۱۹۹۲ در پیمان ماستریخت رسمیت یافت.
بگذریم که سال ۱۹۷۵ مهاجرت گسترده اروپاییها به سرزمین دلگیر و اقتصاد راکد بریتانیا بیشتر به قصه میمانست. دغدغهای اگر بود، دغدغه مهاجرت بریتانیاییها به کشورهای دیگر بود.
- درس ۱۹۷۵ چیست؟

منبع تصویر، Getty
بزرگترین درس احتمالا این است که حکمهای قطعی و پیشبینیهای رنگارنگ هیچ طرف را نباید خیلی جدی گرفت. (هرچند هشدار حامیان جدایی در مورد حاکمیت ملی بیراه از آب در نیامد، و وعده طرفداران ماندن که از ثبات و رفاه و آرامش بریتانیا در قالب اتحادیه اروپا میگفتند، تحقق یافت).











