چین: چرخش به سمت استبداد؟

منبع تصویر، Getty
- نویسنده, جان سیمسون
- شغل, سردبیر مسایل جهانی بیبیسی
فضا در چین به شکل قابل ملاحظهای در چند ماه اخیر تغییر کرده؛ و خیلی از افراد لیبرالمسلک از این تغییر رویه ناگهانی دولت شی جین پینگ و چرخشش به سمت استبداد نگرانند.
گردهمایی حدودا ۳ هزار نماینده حزب کمونیست برای برگزاری کنگره ملی خلق در پایتخت با روزهایی سرنوشتساز برای اقتصاد چین همزمان شد.
رشد اقتصادی مجددا کاهش پیدا کرده، و با اینکه این مساله به تنهایی باعث نگرانی دولت چین نمیشود، اما احتمال رکود اقتصادی را افزایش میدهد و این امر پیامدهای نگرانکنندهای برای سطح زندگی و فرصتهای شغلی خواهد داشت.

منبع تصویر، GETTY IMAGES
آژانس سنجش اعتبار مودی پیشبینی خود از وضعیت چین در آینده را از "باثبات" به "منفی" تقلیل داده.
لیو چیان، مدیر بخش چین در واحد اطلاعات گروه اکونومیست، میگوید "وضع اقتصاد اصلا خوب نیست. به نظرم در حدودا یک دهه گذشته هیچ سالی برای اقتصاد چین به اهمیت ۲۰۱۶ نبوده."
در صورتی که شرایط در چین بدتر شود احتمال بروز ناآرامیهای اجتماعی اصلا کم نیست. این چیزی است که دولت چین همیشه از آن میترسد.

برای همین هم شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، دارد دیوارهای قلعه را محکم میکند.
او سه هفته پیش رویکرد جدیدش را خیلی واضح مشخص کرد و در تنها یک روز از دفتر روزنامه اصلی حزب کمونیست، خبرگزاری دولتی و تلویزیون دولتی بازدید کرد.
او در هر سه محل به کارمندان گفت که باید مطلقا به حزب کمونیست وفادار بمانند و در امور عقیدتی، سیاسی و عملی از رهبری آن پیروی کنند.
کارمندان تلویزیون دولتی با بیرقی از او استقبال کردند که رویش نوشته شده بود "حزب، نام خانوادگی تلویزیون مرکزی است."
او هم در سخنرانی خود که از قبل آماده شده بود به آنها گفت که "رسانههایی که توسط حزب و دولت اداره میشوند... باید با نام خانوادگی حزب شناخته شوند."
چیزی که او از تلویزیون دولتی، روزنامه اصلی حزب، و خبرگزاری ملی میخواهد وفاداری مطلق به مشی حزب و شخص خودش به عنوان رهبر است.
این روند برای خیلیها یادآور تلخ مائوئیسم دهه ۱۹۷۰ است. خیلیها در صحبتهایشان از شروع مجدد انقلاب فرهنگی، همان ابزار ویرانگر مائو برای نابودی دشمنانش، ابراز نگرانی میکنند.

منبع تصویر، AP
وانگ یوکای، یکی از دانشگاهیان حامی دولت، که در یکی از مدرسههای طراز اول حزبی تدریس میکند، تاکید میکند که این نگاه اشتباه است.
"اگر از بیرون به مسائل نگاه کنید، شاید به نظر برسد که مقامات ردهبالای ما دارند سلطهجوتر میشوند. اما این سلطهجویی مدت زیادی طول نخواهد کشید."
"دست زدن به چنین اقداماتی برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی چین در حال حاضر قابل درک است. چین برای اداره موثر کشور و جامعه به دولت مقتدرتری نیاز دارد."
اما به نظر دیگران این رگههای استبداد نماد حس آسیبپذیری حلقه اصلی رهبران است. ژنگ لیفان، تاریخدان مستقل و منتقد، عقیده دارد که آقای شی منتظر یک بحران است.
"او نگران از دست دادن تسلطش بر حزب کمونیست چین است. او همچنین نگران این است که همتایانش جایش را بگیرند."
"برای همین است که خیلی محکم به قدرت چسبیده. او مثل فردی است که شنا بلد نیست. به هر چه بتواند چنگ خواهد انداخت."
در شرایط جدید، بیان این عقاید میتواند مشکلآفرین باشد. آیا آقای ژنگ نگران عواقب این صحبتها است؟
"این که من هنوز میتوانم حرف بزنم واقعا استثنایی است، ولی نمیدانم این وضع تا کی دوام خواهد آورد."
آقای شی از چند جهت در موقعیت برتر قرار دارد. شکی در محبوبیت او نیست. مردم او را در پیوند با موفقیت اقتصادی چین و جایگاه موثر جدیدش در دنیا میبینند، و به این دستاوردها افتخار میکنند.

منبع تصویر، Getty
او در عین حال نیروهای مسلح را از هرگونه نیروی مخالف احتمالی تصفیه کرده. و مبارزه با فساد، که محبوبیت فراوانی دارد، به او اجازه داده تا از شر بسیاری از رقیبان سیاسیش در سطوح بالای حزب کمونیست خلاص شود.
با این حال به نظر میرسد پوستش به شکل قابل ملاحظهای نازک است. داستان ناپدید شدن پنج کتابفروش هنگ کنگی در ماه اکتبر و بعد از فروختن کتابهایی که ظاهرا جزئیات زندگی خصوصی و جنگ قدرت نخبگان سیاسی چین را برملا میکردند، به طور خاص خیلی ناراحتکننده است.
خود کتابها را اصلا نمیتوان جدی گرفت. یکی از آنها را شخصا دیدهام. چیزی نیست جز داستانی شهوانی که از آقای شی به عنوان یکی از شخصیتها استفاده میکند. پوچ و مبتذل است. با این حال حزب کمونیست چین با تمام قدرت با پنج مردی که این کتابها را فروختهاند برخورد کرده.
با وجود اینکه هنگ کنگ قرار است یک واحد حقوقی جدا باشد، چهار نفر از کتابفروشها در خاک اصلی چین جلوی دوربینهای تلویزیونی ظاهر شدهاند و به شکل حقارتباری به جرمهای مختلف "اعتراف" کردهاند. این روند به صورت ناخوشایندی شبیه انقلاب فرهنگی است.
یکی از آنها شهروند سوئد است. یکی دیگر هم بریتانیایی است، ولی ادعا میکند که حالا ملیت بریتانیایی خود را ترک کرده.

منبع تصویر،
بریتانیا به این روند اعتراض کرده و میگوید با پیمان "یک کشور، دو نظام" که هنگ کنگ مطابق با آن در سال ۱۹۹۷ به چین پس داده شد مغایرت دارد.
اما دولت چین قطعا از اینکه واکنش بریتانیا در مقایسه با ایالات متحده بسیار آرامتر بوده خوشنود است. به نظر میرسد که فصل جدید روابط نزدیکتر میان چین و بریتانیا دارد به نتیجه میرسد – البته برای چین.
مقامات ارشد دولت و شخصیتهای حزبی تاکید میکنند که خروج چین از مسیر رشد دموکراسی چندان طول نخواهد کشید. اما نگرانی در بین افراد متمولتر دارد بیشتر میشود.
خیلی از چینیهای ثروتمند دارند پول خود را از کشور خارج میکنند، و بچههای خود را برای تحصیل به مدرسهها و دانشگاهها غربی میفرستند. مقصد اکثر آنها بریتانیا و ایالات متحده است.
آنها امیدوارند که این سختگیریها خیلی طول نکشد ولی ریسک خاصی هم حاضر نیستند بکنند.











