رایدهندگان فرانسوی به راست چرخیدند

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, هیو اسکوفیلد
- شغل, خبرنگار بیبیسی در پاریس
آونگ سیاست فرانسه در انتخابات اخیر این کشور از چپ به راست رفت.
یک طرف، راستها، سر از پا نمیشناختند.
طرف دیگر، چپها، قسم میخوردند که پیروز دور بعدی آنها خواهند بود.
ولی هر دو طرف، یعنی راستهای محافظهکار و چپهای سوسیالیست، بر سر یک موضوع اتفاق نظر داشتند. خدا را شکر که توانسته بودند باز هم جبهه ملی را از قدرت دور نگه دارند.
در فرانسه، در هر جشن تغییری، آهنگ همان است که بوده.

منبع تصویر، BBC World Service
در آخرین انتخاباتی که در زمان ریاستجمهوری سارکوزی برگزار شد، نقشه فرانسه از آبی به صورتی تغییر رنگ داد.
حالا که سوسیالیستها قدرت را در دست دارند نقشه کشور بار دیگر به رنگ آبی محافظهکارها درآمده.
اول نوبت شهرها بود، بعد حوزههای انتخابی پارلمان اروپا، بعد مجلس سنا و حالا شهرستانها. چند ماه دیگر هم نوبت تغییر رنگ استانها میشود.
برندهها – چپها یا راستها – هر بار میگویند که وضع فرق خواهد کرد و واقعا هم از پیروزی خود خوشحال میشوند.
ولی در نهایت کار چندان جدیدی انجام نمیدهند.
سیاست پیش میرود – ترکیبی ثابت از سخاوتمندی و تنگنظری، حرفهای محکم و لابههای هدفمند، و البته وعدههای بیپایان.
اما هر بار اندکی بر حجم سرخوردگی عمومی افزوده میشود. و حتما میدانید که جبهه ملی، حزب انسانهای سرخورده است.
سیلی
انتخابات این دوره شهرستانها کاملا مطابق الگوی ۳۰ سال گذشته پیش رفت. حزب حاکم در پاریس – که این بار سوسیالیستها بودند – به قول ناظران یا سیلی خورده یا تیپا.
شهرستانهایی که قبلا دژهای مستحکمی برای سوسیالیستها محسوب میشدند حالا به دست مخالفان فتح شده.

منبع تصویر، BBC World Service
اول از همه "نور" به مرکزیت شهر لیل. بعد نواحی روستایی "کورز" که پاتوق شخصی فرانسوا اولاند، رئیسجمهور فرانسه، است. سپس "اِسون" در حومه جنوبی پاریس که پایگاه مانوئل والس، نخستوزیر فرانسه است.
در نهایت سوسیالیستها، که تا پیش از انتخابات کنترل ۶۱ شهرستان را در اختیار داشتند، تنها در ۳۴ شهرستان از مجموع ۱۰۱ شهرستان پیروز شدند. و تعداد شهرستانهایی که در اختیار حزب "اتحاد برای جنبش مردمی" و متحدان میانهرو آن قرار گرفت از ۴۰ به ۶۷ رسید.
امروز، مثل همیشه، به بازندگان هشدار میدهند که نسیان سیاسی آنها را تهدید میکند.
چپهای فرانسه، مثل همه چپها در جاهای دیگر، همیشه مستعد چنددستگی بودهاند. حالا اعضای یاغی حزب با رادیکالهای "جبهه چپ" ژان-لوک ملانشن همصدا شدهاند و از آقای اولاند میخواهند که از اصلاحات بازار آزاد مختصرش دست بکشد.
استدلال این است که ما چون به ریشههای چپگرایانه خود وفادار نبودیم شکست خوردیم.
اما اولاند و والس تغییر مسیر نخواهند داد. مسیر اقتصادی ظریف آنها جوری طراحی شده که هم مورد پذیرش اتحادیه اروپا باشد و هم مورد پذیرش اکثر نمایندگان سوسیالیست در مجلس.
تنها شانس آنها این است که به امید بهتر شدن اوضاع بین حالا و سال ۲۰۱۷ با دشواری به همین مسیر ادامه بدهند. تغییر سیاست فایدهای که احتمالا نخواهد داشت هیچ، حرف مخالفان رئیسجمهور را هم تایید میکند: آنها میگویند اولاند لرزانک سیاسی است.
جانشین منتظر
در این میان حزب "اتحاد برای جنبش مردمی" نیکولا سارکوزی دارد نقش سنتی حزب پیروز را بازی میکند و نوید سحرگاهانی باشکوه را میدهد.
ولی این رئیسجمهور سابق رابطه عجیبی با ملتی که از آن خود میپنداردش دارد. او شاید در جایگاه ولیعهدی باشد ولی در عین حال پادشاه مخلوع هم است. و عملکردش بعد از رسیدن به رهبری حزب در اواخر سال ۲۰۱۴ چندان درخشان نبوده.

منبع تصویر، BBC World Service
رقیبانش در حزب، خیلی علنی رهبری او را به چالش میکشند و خود او هم بهنظر میرسد که بین انرژی دیوانهوار سارکوزی سابق و رخوت ناشی از حس برتری در نوسان است و این نشان میدهد که حواسش جای دیگری است.
شکی نیست که اگر حزب در این انتخابات نمایش قابل قبولی نمیداشت، این او بود که مسئول شناخته میشد. پس حالا که حزب انتخابات موفقی داشته باید نقش او را هم به رسمیت شناخت.
این پیروزی بدون ائتلاف با دو حزب میانهرو "اتحاد دموکراتها و مستقلها" و "حرکت دموکراتیک" ممکن نبود. اگر سهم آنها را کنار بگذاریم، میزان رای "اتحاد برای جنبش مردمی" در دور اول انتخابات از ۳۱ درصد به ۲۵ درصد کاهش پیدا میکرد و تقریبا با میزان رأی "جبهه ملی" برابر میشد.
ولی چرخش به میانه استراتژی سارکوزی نبود. استراتژی او در هر دو باری که کاندیدای ریاستجمهوری بود بر پایه جذب راستگرایان افراطی مردد بنا شده بود.
مسلم است که نتایج این دوره از انتخابات بخت آلن ژوپه و فرانسوا فیون، رقیبان سارکوزی برای کسب کاندیداتوری حزب، را افزایش میدهد چون گرایش هر دو نفر بیشتر به میانه است.
نیرویی جدید
یک آزمون انتخاباتی دیگر هم به پایان رسید و اینها و آنها یا دارند جشن میگیرند یا دارند با غم و اندوه خود کنار میآیند.
ولی میدانند که بازیگر اصلی در سیاست زمان است و علم بر این مساله، غم و شادی حاضر در دلهایشان را فرو مینشاند. سوسیالیستها کمتر غم و غصه میخوردند چون میدانند در دور بعدی بازی سیاست باز هم نوبت آنها میشود. و محافظهکارها، در میان همین تلاطم پیروزی، سایه سیاه زوال اجتنابناپذیر را بر پشت خود حس میکنند.
در همیشه بر همین پاشنه چرخیده. مگر اینکه...

منبع تصویر، BBC World Service
این دفعه نظم حاکم دارد شکسته میشود. دلیلش هم ظهور نیرویی جدید در کشور است.
"جبهه ملی"، همانطور که پیشبینی میشد در دور اول خیلی خوب نتیجه گرفت و باز هم همانطور که پیشبینی میشد، در دور تعیینکننده دوم خیلی بد.
آنها پیشتر ۲۵ درصد آرا را در کل کشور تصاحب کردند ولی در دور دوم انتخابات حتی نتوانستند تنها یک شورای شهرستان را تصاحب کنند. ساز و کار انتخاباتی فرانسه اینطوری کار میکند.
این شکست به احزاب "اصلی" اجازه داده تا چنان وانمود کنند که انگار اوضاع بر وفق مراد است. به گفته آنها "جبهه ملی" یک "سقف رای" طبیعی دارد و به همین خاطر هیچگاه به قدرت نخواهد رسید.
نظام انتخاباتی فرانسه در عمل حرف آنها را تایید میکند.
مارین لو پن، رهبر این حزب، شانس زیادی برای رسیدن به دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۷ دارد ولی در عمل هیچ شانسی برای تصاحب صندلی ریاستجمهوری ندارد.
ولی این ممانعت ذاتی از قدرت گرفتن حزبی که اتفاقا پیروزی در یک انتخابات ملی (پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۴) را در کارنامه خود دارد دلیل موجهی برای خرسندی نیست.
اتفاقا فقط باعث افزایش سرخوردگی میشود.
در حالی که قدرت بین محافظهکارها و سوسیالیستها دست به دست میشود و آنها هم برنامههای اصلاحی در عمل مشابه و بیثمری را دنبال میکنند، حزب پوپولیست ولی نیازموده "جبهه ملی" به این دلیل که اصلیترین مجرای نارضایتی است بیشتر و بیشتر قدرت میگیرد.
خطر اصلی، هم برای اینها و هم برای آنها، همین است.











