تاثیر قتل بوریس نمتسوف در موقعیت مخالفان ولایمیر پوتین

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, کنستانتین فون اگرت
- شغل, تحلیلگر رادیو کامرسانت، مسکو
راهپیمایی یکشنبه گذشته شهروندان روسیه در واکنش به قتل بوریس نمتسوف، از رهبران مخالفان این کشور، مبین ورق خوردن برگ دیگری از تاریخ روسیه بود. از نظر من که شخصا شاهد اتفاقات سال ۱۹۹۰ در این کشور بودم این راهپیمایی نشان دهنده تحول بیسابقهای در تاریخ روسیه از سال ۱۹۹۰ به بعد بود.
دهها هزار نفر در طول ساحل رودخانه مسکوا در نزدیکی کاخ کرملین به راه افتادند و خود را به پلی رساندند که جمعه گذشته بوریس نمتسوف، یکی از محبوب ترین و خستگی ناپذیرترین شخصیت های روسیه در آنجا به قتل رسیده بود.
در حالی که در سکوت به اتفاق شهروندان مسکو راه می رفتم تحت تاثیر جو حاکم که نشان دهنده عزم و اراده راهپیمایان بود قرار گرفته بودم.
همانطور که یکی از سایت های خبری مهم روسیه نوشت این مراسم در حقیقت یک "راهپیمایی علیه ترس" بود.

منبع تصویر، BBC World Service
هیچ تشابهی بین این گردهمایی و تظاهرات سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۱ که در اعتراض به اقدامات خلاف در انتخابات مجلس دومای روسیه بود، دیده نمی شد. تظاهراتی که در جریان آن مردم با پرچم های حزبی به راه افتاده و مضمون شعارهای متعددی که می دادند تمسخر مقامات بود.
در گردهمایی یکشنبه فقط تعداد کمی از علایم احزاب سیاسی و جنبش ها به چشم می خورد و شعارها بسیار کم بود. ولی عده زیادی پرچم های روسیه و پرچم های ملی اوکراین و گل با خود حمل می کردند. من تا کنون این همه گل در یکجا ندیده بودم.
تغییرات رادیکال
بسیاری از مردم مسکو اکنون به این فکر می کنند که آیا قتل آقای نمتسوف، چهره شناخته شده ای که حتی مورد احترام مخالفانش بود و او را به عنوان شخصیتی بی باک و با اعتقاد راسخ می شناختند، سرفصل تازه ای برای جامعه روسیه و مخالفان کرملین خواهد بود یا نه.

منبع تصویر، BBC World Service
شخصیت های سرشناس دیگری مانند میخائیل کاسیانف، نخست وزیر سابق، آلکسی ناوالنی، که علیه فساد مبارزه می کرد و میخائیل خودورکوفسکی، از متنفذین وابسته به هیئت حاکمه که بعدا به زندان افتاد و متعاقبا از روسیه خارج شد، برای مدتی به عنوان مخالف ولادیمیر پوتین مطرح بوده اند.
ولی به نظر می رسد آنها نتوانسته بودند یک نیروی حرکت آنی که بتواند مردم را جذب کند، ایجاد کنند.
بخشی از این ناتوانی به دلیل ترس قابل درک روس ها از تغییرات رادیکال است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هنوز برای بسیاری یک خاطره زنده است.
برای مردم روسیه ثبات از بسیاری چیزهای دیگر مهمتر است.
بخشی از بدشانسی مخالفان ناشی از این حقیقت است که آنها عملا حق حضور در شبکه های تلویزیون ملی روسیه را ندارند. شبکه هایی که اخبار و نقطه نظرات را در اختیار ۹۰ درصد مردم روسیه قرار می دهد. یک راننده تاکسی که من را به محل برگزاری راهپیمایی می برد به من گفت: "اگر شما در تلویزیون دیده نشوید، وجود ندارید".
تنها زمانی که می توان چهره مخالفان را در تلویزیون دید هنگامی است که در فیلم های مستندی که دستور تهیه آنها داده شده، آنان به عنوان "عمال سازمان سیا" معرفی می شوند.
'فرمول جادویی'

منبع تصویر، BBC World Service
در طی ده سال گذشته مخالفان کرملین در جستجوی یک فرمول جادویی بوده اند که به وسیله آن بتوانند بی تفاوتی مردم را نسبت به سیاست عوض کنند.
تحقیقات آلکسی ناوالنی، در باره فساد در طبقه بالای جامعه، الهام بخش بسیاری شد ولی در عین حال در کشوری که نهادها و جامعه مدنی ضعیف است، وقتی هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد، رشوه وسیله ای برای حل مشکلات است.
پیشنهاد میخائیل کاسیانف، به این که روسیه آرمان های اروپایی را قبول کند، کار خوبی است ولی در کشوری که تنها ۲۰ درصد مردم گذرنامه دارند و حتی عده ای کمتر از این ۲۰ درصد تا کنون از روسیه خارج شده اند، این پیشنهاد چیزی بیش از لفاظی نیست.
میخائیل خودورکوفسکی، که از فقر و گمنامی به ثروت و شهرت رسید و بعدا به زندان افتاد و نهایتا به آزادی دست یافت، از نظر بسیاری شاید اکنون بهترین گزینه برای رهبری مخالفان باشد. ولی او در خارج از روسیه زندگی می کند و در صورت برگشتن با خطر بازداشت روبرو خواهد شد.
او مخالفان را به تحمل یک دوره طولانی دعوت می کند.

منبع تصویر، BBC World Service
استدلال او این است که باید به جمع نسبتا کوچک متخصصان شهرنشین و روشنفکران که در حال حاضر مهمترین گروه اجتماعی درمیان مخالفان هستند قناعت نکرد و سعی کرد پایه و اساس مخالفان را از رده های پایین شروع کرد.
به عقیده او مدتی طول خواهد کشید تا مردم عادی روسیه را به توان متقاعد کرد که آزادی و دموکراسی، مفاهیم مجرد و غیرعملی نبوده و از نظر عملی نیز برای مردم مفیدند.
ولی در شرایط حاد اقتصادی و بحران سیاسی و جنگ فاجعه آمیز در اوکراین، ممکن است اکنون زمان برای انتظار جهت ایجاد یک مدل روسی شهروندی مناسب نباشد.
با قضاوت در باره راهپیمایی روز یکشنبه که نه تنها در مسکو بلکه در شهرهای دیگر روسیه نیز برگزار شد، می توان گفت مخالفان دولت احساس می کنند که لازم است ابراز وجود بیشتری کرده و انتقادات خود را با صدای بلندتری به گوش دیگران برسانند.
انتخابات آزاد

منبع تصویر، BBC World Service
اگر من جو عمومی را درست تشخیص داده باشم اکنون به داشتن رهبران قوی که شهروندان نگران از وضعیت موجود را به سوی یک آینده روشن راهنمایی کند، نیازی نیست.
بهترین گزینه برای سیاستمداران مخالف این است که به جای گلاویز شدن با یکدیگر برای اثبات برتری شان، در مورد یک برنامه واحد دقیق و موجز برای تغییرات سیاسی به توافق برسند، بجای موعظه، اعتماد بیشتری به مردم داشته باشند و در عوض این که سعی کنند افکار عمومی را تغییر دهند اجازه بدهند جو عمومی جریان طبیعی خود را طی کند.
اگر روزی برسد که نظام موجود اجازه برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه را بدهد در آن وقت نهایتا مخالفان به وجود رهبر نیاز خواهد داشت. ولی تا آنموقع روشن تر خواهد شد که چه کسی بیشترین شانس رهبری را دارد.
اما در حال حاضر باید به کسانی که بر ترس خود غلبه کردند و به خیابان ها آمدند، اعتماد بیشتری کرد زیرا در یک چنین وضعیتی نشان دادند که دارای بصیرت و شعور سیاسی فوق العاده ارزشمندی هستند.











