حل بحران یمن دهه ها طول می کشد

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, پی جی کرولی
- شغل, معاون سابق وزارت خارجه آمریکا
در روزهای که تقریبا با چهارمین سالگرد شروع حوادث موسوم به بهار عربی همزمان بود، دولت یمن پس از مدتی درگیری با شیعیان حوثی مجبور به کناره گیری شد. به این ترتیب با قاطعیت می توان گفت که اکنون تونس تنها کشور عربی است که به حرکت آرام خود به سوی یک نظام سیاسی و حکومتی کثرت گرا ادامه می دهد.
یمن به نقطه اول بازگشته است.
سقوط حکومت عبد ربه منصور الهادی به چند لحاظ خبر بدی است. رسانه های غربی در واکنش به این رویداد روی دو نکته تمرکز کرده اند: یکی خطر ناشی از فعالیت القاعده شبه جزیره عربستان و دیگری بلندپروازیهای حکومت ایران در منطقه خاورمیانه است.
اما موضوعات مهمتری وجود دارند.
شکی نیست که وابستگی مهاجمان مسلحی که چند هفته پیش به دفتر مجله شارلی ابدو حمله کردند به القاعده شبه جزیره عربستان، نگرانی در مورد افزایش خطر این گروه در شرایط پر آشوب یمن را توجیه می کند.

منبع تصویر، BBC World Service
هر چند شیعیان حوثی چندین ماه در نبرد شدیدی با حکومت یمن درگیر بودند ولی در عین حال با القاعده نیز می جنگیدند. شاید این تنها نقطه اشتراک منافع این گروه با غرب باشد.
حوثی ها به هیچ وجه به سیاست آمریکا در یمن و یا استفاده از پهپادهای آمریکایی در درگیریهای این کشور علاقه ای ندارند. اما به نظر می رسد که حتی حوثی ها هم تاثیر و ارزش حمله پهپادهای آمریکایی در روز دوشنبه ۲۶ ژانویه را درک می کنند، که طی آن سه نفر از اعضای القاعده کشته شدند.
افزایش چشمگیر قدرت شیعیان حوثی طی چندین ماه اخیر، به دست گرفتن کنترل پایتخت و بدل شدن به نیروی تعیین کننده در سیاست یمن بسیار قابل توجه است و شکی نیست که حامیان اصلی حکومت یمن یعنی آمریکا و عربستان سعودی را به شدت نگران خواهد کرد.
آمریکا از مدتها پیش در چهارچوب مبارزه گسترده خود با تروریسم در سطح منطقه، مشغول آموزش نیروهای امنیتی و ارتش یمن بوده است و پرزیدنت اوباما چندی پیش آن را یک "الگوی" موفق توصیف کرد. شاید چنین ارزیابی درست باشد ولی با در نظر گرفتن حوادث ماههای اخیر می توان گفت که این "الگو" هنوز به چندان موفقیتی نرسیده است.

منبع تصویر، BBC World Service
عربستان سعودی برای حفظ قدرت و برتری اکثریت سنی مذهب جمعیت یمن براقلیت شیعه تاکنون میلیاردها دلار هزینه کرده است.
ظاهرا شیعیان حوثی یمن از حکومت ایران کمک دریافت می کنند و قدرت گیری قابل ملاحظه آنها نشان می دهد که هیچ راهبردی در یمن بدون در نظر گرفتن ایران به نتیجه نخواهد رسید.
دولت باراک اوباما با احتیاط تمام کوشیده است که هیچ موضوع مورد اختلاف دیگری را در مذاکرات هسته ای با ایران دخالت ندهد. اما باید اهداف و استراتژی ایران و شیعیان حوثی در یمن را کاملا بشناسد و ببیند که آنان به چه شرایط و یا توافقی تن خواهند داد.
سئوال مهم تر و بنیادی این است: آیا یمن که ضعیف ترین کشور منطقه است، خواهد توانست از این بحران اخیر جان سالم به در ببرد؟
بقا و یکپارچگی یمن به هیچ وجه تضمین شده نیست.
فراموش نکنیم که تا سال ۱۹۹۰ یمن به دو بخش شمالی و جنوبی و دو کشور کاملا مستقل تقسیم شده بود. مثل هر چیز دیگری در یمن، اتحاد و یکپارچگی این کشور بسیار سست و ضعیف است.
یکی از مهمترین دلایل درگیر شدن شیعیان حوثی با حکومت مرکزی عدم پذیرش تقسیم قدرت سیاسی و یک آینده فراگیر برای تمام یمنی ها از سوی دولت عبد ربه منصور الهادی بود.
دولت آقای هادی در حال بررسی اصلاحاتی در قانون اساسی کشور بود که تا یک سیستم فدرال را برقرار کند. او طرفدار ایجاد شش منطقه فدرال بود ولی شیعیان حوثی می خواستند که فقط دو منطقه فدرال ایجاد شود. و مهمترین موضوع مورد اختلاف نحوه تقسیم درآمد یمن از بخش انرژی بود.

منبع تصویر، BBC World Service
شیعیان حوثی در انقلاب ۲۰۱۱ کشور که حکومت علی عبدالله صالح را ساقط کرد شرکت کردند. هر چند امروزه آقای صالح از حوثی ها حمایت می کند. شیعیان در عین حال با حکومت انتقالی که پس از آن به قدرت رسید نیز مخالفت کرده و باعث سقوط آن شدند.
نکته قابل توجه این است که شیعیان حوثی می خواهند در هر گونه راه حل و یا تحولی در کشور سهیم باشند اما در عین حال خود را بخشی از مشکل و یا راه حل نمی دانند.
با توجه به اینکه هیچیک از بازیگران سیاسی مهم در یمن طرفدار تقسیم کشور و فراهم کردن زمینه شکل گیری یک "خلافت" دیگر نیستند، می توان گفت که شرایط بالقوه برای آغاز یک روند سیاسی فراگیر، شکل گیری یک حکومت موقت، تغییر قانون اساسی و برگزاری یک انتخابات جدید فراهم است.
انتخابات پارلمانی در یمن آخرین بار در سال ۲۰۰۳ میلادی برگزار شد و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز سالهاست به تعویق افتاده است. حتی برگزاری انتخابات و گامهای ساده دیگری مثل آن، می توان بخشی از مشکلات امروزی یمن را حل کند. اما این کشور برای برداشتن چنین گامهایی به کمک نیاز دارد.
سفر اخیر باراک اوباما در راس یک هیئت عالیرتبه از هر دو حزب آمریکا به ریاض که پس از درگذشت ملک عبدالله انجام شد، نه تنها یک اقدام نمادین مهم بود بلکه فرصت مناسبی فراهم کرد تا او با ملک سلمان پادشاه جدید عربستان در مورد اوضاع یمن گفتگو کند.

منبع تصویر، BBC World Service
دولت آمریکا باید دامنه سیاست مبارزه با تروریسم خود در یمن را گسترش دهد. دولت باراک اوباما خود را بیش از حد به اقدامات تاکتیکی محدود کرده است. حمله با پهپادها نقش خود را ایفا می کند ولی راز موفقیت در یمن در نهایت ایجاد یک ساختار سیاسی و حکومتی بهتر و رشد اقتصادی است.
همانطور که در مورد بحران سوریه دیدیم، مشکل اصلی مردم معترض نه دمکراسی بلکه مشکلات اقتصادی بود و دقیقا به همین دلیل کاستن از یارانه های سوخت در یمن نیز باعث شد شورش در این کشور گسترش یابد.
بخش اعظم کمک های آمریکا به یمن، نظامی است. هر چند مبارزه با تروریست ها و تقویت ارتش یمن ضروری است ولی آنچه که این کشور بیش از همه به آن نیاز دارد کمک های اقتصادی است. اقتصاد یمن در حالت فلج کامل است، مجبور است ۹۰ درصد مواد غذایی را از خارج وارد کند و با مشکل شدید کم آبی روبرو است.
آنچه که یمن واقعا به آن احتیاج دارد تعهد طولانی مدت آمریکا و جامعه بین المللی برای کمک به آن کشور است. از حوادث سالها و دهه اخیر در خاورمیانه به خوبی دریافته ایم که کشوری مثل یمن برای فایق آمدن بر مشکلات ساختاری و بحران سیاسی خود نه چند سال بلکه چند دهه وقت نیاز دارد.











