پاکستان، مامن گروه‌های مختلف ستیزه‌جو

طالبان متشکل از گروه‌های کوچکتری است

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر، طالبان متشکل از گروه‌های کوچکتری است
    • نویسنده, ام الیاس خان
    • شغل, بی‌بی‌سی

اخراج شاهد‌الله شاهد، سخنگوی طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، به دلیل "بیعت" با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) نشانه‌ای دیگر از تجزیه بیشتر این گروه است.

آقای شاهد سومین عضو ارشدی است که در طول چند ماه گذشته از آنچه که طالبان پاکستان خوانده می‌شود، جدا شده است.

پیش از او نیز اعظم طارق از گروه محسود به رهبری خان سعید (سجنا) در ماه مه از طالبان جدا شد.

قبل از آن هم احسان‌الله احسان با جدا شدن از طالبان، سخنگوی اصلی گروهی شد که از آن به عنوان "جماعت الاحرار" نام برده می‌شود و در منطقه قبایلی مهمند پاکستان فعال است.

این انشعابات در تی‌تی‌پی از زمان کشته شدن حکیم‌الله محسود رهبر طالبان پاکستان در سال ۲۰۱۳ میلادی بر اثر حمله یک پهپاد آمریکایی، بیشتر شده است.

این تجزیه گروه طالبان پاکستان نشان می‌دهد که این گروه به مانند هر واحد اجتماعی دیگر، گروهی ستیزه‌جویی است که در منطقه‌ای وسیع فعالیت دارد و دارای زیر مجموعه های کوچکتری است.

در همین رابطه در ماه سپتامبر هنگامی که سخنگوی ارتش پاکستان از گروهی ناشناخته به نام "شورا" نام برد که مسئول حمله به ملاله یوسف‌زی دختر دانش‌آموز سواتی در سال ۲۰۱۲ بود، تعجب زیادی برانگیخته نشد.

پس از حدود ۳۵ سال درگیری‌های مختلف در کشور که در آن عوامل غیردولتی دخیل بوده‌اند، مردم پاکستان به حضور گروه‌های ستیزه‌جویی که از گروه‌های اصلی و مادر جدا شده و برای بودن در صدر اخبار، حملاتی را انجام داده و برای خود از نام‌هایی که بار معنایی در متون اسلامی دارد استفاده کرده‌اند، خو گرفته‌اند.

حکیم‌الله محسود، رهبر طالبان، سال گذشته میلادی کشته شد
توضیح تصویر، حکیم‌الله محسود، رهبر طالبان، سال گذشته میلادی کشته شد

در اغلب موارد البته این گروه‌ها به همان سرعتی که ظاهر شده‌اند، از صحنه نیز بیرون رفته‌اند.

این تحولات در واقع پس از وقایع سپتامبر سال ۲۰۰۱ رخ داد، یعنی هنگامی که برخی از گروه‌های ستیزه‌جو که از افغانستان رانده شده بودند، شروع به حمله به اهدافی در داخل خاک پاکستان کردند.

این گروه‌ها شامل جنگجویانی از مناطق قبیله‌ای پاکستان، ستیزه‌جویان پنجاب که بعدها موسوم به طالبان پنجاب شدند و پیکارجویان عرب و همچنین افراد مسلحی از آسیای میانه و شرق آسیا هستند.

بسیاری از این گروه‌ها جذب تشکلی شدند که در سال ۲۰۰۷ به نام طالبان پاکستان پایه‌گذاری شد.

"حرکت مجاهدین عالم" از اولین گروه‌هایی بود که در صدر خبرها قرار گرفت. این گروه مسئول یک رشته از حملات در سال ۲۰۰۲ در کراچی شناخته شد؛ از جمله سوء‌قصد نافرجام به ژنرال پرویز مشرف که در آن هنگام رئیس جمهور بود. همچنین حمله به هتل شرایتون و یک بمبگذاری در خارج از کنسولگری آمریکا در کراچی.

نام این گروه مشابه گروهی بود از ستیزه‌جویان پنجابی که بر منطقه کشمیر فعالیت داشتند، اگرچه این گروه در انتهای نام خود از لغت "جهانی" استفاده کرده بود تا به اصطلاح بر فعالیت بین‌المللی خود تاکید داشته باشد.

این گروه به سرعت از صحنه کنار رفت و پس از این اتفاقات دیگر نامی از آن برده نشد.

چودری نثار، وزیر کشور پاکستان

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، چودری نثار، وزیر کشور پاکستان

در سال ۲۰۰۴ گروهی دیگر با نام جندالله پس از حمله‌ای متهورانه به مقر فرمانده ارتش در کراچی بر سر زبانها افتاد.

سپس به مدت ۸ سال از این گروه نامی نبود. اما پس از آن که بار دیگر نامش مطرح شد، با طالبان اختلاف پیدا کرد. اختلاف بر سر این بود که چه گروهی مسئول حمله سال ۲۰۱۳ به تعدادی از کوهنوردان خارجی در منطقه "نانگا پربات" بوده است.

جندالله مسئولیت این حمله را برعهده گرفت. اما طالبان اعلام کرد که یک واحد مخصوص به نام "جندالحفصه" این حمله را انجام داده است. پلیس در کراچی این گروه را مسئول تعدادی از حملات در این شهر خوانده، اما خود این گروه در این باره اظهار نظری نکرده است.

دست کم به نظر می‌رسد که این گروه فقط یک بار چنین حمله‌ای انجام داده است.

"ببرهای آسیا" و "لشکر جهنگوی عالمی (جهانی)" دو نمونه دیگر از این گونه گروه‌ها هستند و این دومی البته نامی مشابه با گروه "لشکر جهنگوی" دارد با این تفاوت که پسوند "عالمی" را به دنبال خود یدک می‌کشد.

در بهار سال ۲۰۱۰ نام این دو گروه برای مدتی کوتاه در اخبار مطرح بود.

ظاهرا "ببرهای آسیا" مسئولیت ربودن دو مامور سابق سازمان اطلاعات پاکستان موسوم به آی‌اس‌ای و یک خبرنگار بریتانیایی پاکستانی تبار را برعهده گرفته بود.

بعدا گزارش شد که یکی از این دو مامور سابق به جرم "جاسوسی" کشته شده است.

چند هفته پس از این حادثه گزارش‌هایی مبنی بر انجام یک رشته عملیات در وزیرستان شمالی منتشر شد که بر اثر آن دو رهبر ارشد "ببرهای آسیا" به دست شخصی که خود را فرمانده "لشکر جهنگوی عالمی" می‌خواند، کشته شدند.

دو ماه پس از این حادثه، این شخص به همراه دو نفر دیگر توسط افراد مسلح ناشناس کشته شدند. ضاربان یادداشتی از خود به جا گذاشتند که در آن نوشته شده بود که این افراد متهم به کشتن دو مامور سابق آی‌اس‌آی بودند که در زمان خدمت خود (در دستگاه اطلاعاتی کشور) از حامیان طالبان بوده‌اند.

بسیاری از گروه‌های مخالف دولت کمونیستی افغانستان در پاکستان فعال بودند

منبع تصویر، BBC Bangla

توضیح تصویر، بسیاری از گروه‌های مخالف دولت کمونیستی افغانستان در پاکستان فعال بودند

هر برداشتی می‌توان از این تحولات کرد؛ اما آنچه که روشن است پیچیده بودن این فعالیت‌ها است.

اخیرا گروهی به نام "جماعه الحرار" از گروه طالبان منشعب شده است.

مشخص نیست که آیا این گروه به نوعی ادامه گروه "احرار هند" است که از متحدین طالبان بوده است یا نه.

"احرار هند" نمایانگر آن دسته از اعضای طالبان است که معتقد به "نبرد نهایی برای هند" هستند؛ نبردی که به گفته آنها پیروزی مسلمانان را پیامبر اسلام پیشگویی کرده است.

اعلام تشکیل گروه "القاعده -شاخه هند" را بسیاری در راستای ادامه این گونه تحولات در بین گروه‌های ستیزه‌جو ارزیابی می‌کنند.

تمامی این گروه‌ها از یک منبع اصلی سرچشمه می‌گیرند یعنی "مجاهدین افغان"در دهه ۸۰ میلادی و متحدین عرب و غیر عرب آنها که در خلال سال‌ها جذب القاعده و یا طالبان شدند.

این روند در سایه رژیم نظامی پاکستان که در دهه ۸۰ میلادی بر سر کار بود به وجود آمد. در آن سال‌ها پاکستان میزبان یک ائتلاف ۷ گانه از "مجاهدین افغان" معروف به "پیشاور هفت" بود. هدف این ائتلاف مبارزه و ایجاد بی‌ثباتی در افغانستان بود که در اشغال اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار داشت.

گرایش ایدئولوژیکی دولت برای ایجاد فضایی برای گروه‌های بنیادگرا با هدف کنترل مبارزات افغان‌ها در افغانستان، در نهایت منجر به تشکیل طالبان (افغانستان) در سال ۱۹۹۴ شد.

در سال ۱۹۹۶ هنگامی که طالبان کابل، پایتخت، را تصرف کرد و به نوعی بر جنگ‌های داخلی افغان‌ها پایان داد، گروه‌های عرب وهابی و سلفی که پیشتر به آفریقا و قفقاز و مناطق بالکان رفته بودند شروع به بازگشت به منطقه به ویژه مرز افغانستان و پاکستان کردند. این مهاجرت باعث ایجاد تغییری منفی در رفتار و فعالیت‌های گروه‌های ستیزه‌جوی محلی شد.

پس از حوادث ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی تاکنون وضعیت کمی این گروه‌ها افزایش پیدا کرده است و بسیاری از آنها پاکستان را که از متحدان آمریکا در "نبرد علیه تروریسم" است، از اهداف اصلی خود می‌دانند.

اوایل سال جاری میلادی چودری نثار، وزیر کشور پاکستان، به اعضای مجلس ملی این کشور گفت که گروه اصلی طالبان پاکستان متشکل از بیش از ۳۵ گروه است.

گروه‌های مختلف طالبان به دلایل تاکتیکی، عملیاتی، ایدئولوژیکی و یا رقابت‌های درونی وارد ائتلاف‌های بزرگتر شده یا از آنها خارج می‌شوند
توضیح تصویر، گروه‌های مختلف طالبان به دلایل تاکتیکی، عملیاتی، ایدئولوژیکی و یا رقابت‌های درونی وارد ائتلاف‌های بزرگتر شده یا از آنها خارج می‌شوند

سپس بر اساس سندی امنیتی مشخص شد که دولت‌های مختلف پاکستان از دهه ۹۰ میلادی (تاکنون) حدود ۶۰ گروه را به این صورت شناسایی و اعلام کرده‌اند.

اما گروه‌های بیشتری وجود دارند که همگی آنها البته خواهان داشتن منابع مالی و بودن در صدر اخبار هستند.

بسیاری از این گروه‌ها منافع محلی دارند. اینها تشکل‌هایی هستند که در مناطق تحت نفوذ خود قدرت دارند و تمایل دارند با ائتلاف با گروه‌های دیگر حوزه نفوذ خود را افزایش دهند.

بسیاری از آنها، نام خود را از فرمانده اصلی خود که در آن منطقه خاص فعال است می‌گیرند مانند گروه (ملا) نذیر و یا طالبان (منطقه قبیله‌ای) مهمند.

برخی دیگر از این گروه‌ها اهداف ایدئولوژیکی دارند.

بیشتر این گروه‌ها از جنگجویانی تشکیل شده‌اند که سابقه فعالیت در "لشکر جهنگوی" را دارند، گروهی که می‌خواهد شیعیان را از بین ببرد. این ستیزه‌جویان با القاعده و گروه‌های وابسته به آن مثل طالبان یا جنبش اسلامی ازبکستان در ارتباط هستند.

این گروه‌ها به دلایل تاکتیکی، عملیاتی، ایدئولوژیکی و یا رقابت‌های درونی وارد ائتلاف‌های بزرگتر شده یا از آنها خارج می‌شوند.

بسیاری از آنها برای مدت کوتاهی در اخبار هستند، سپس نام آنها محو می‌شود و پس از مدتی در هیبت تازه‌ای دوباره فعال می‌‌شوند.