مصائب کودکان غزه: زندگی در سایه جنگ

- نویسنده, فریبا صحرایی
- شغل, بیبیسی
جنگ در غزه تنها جان کودکان را نمیگیرد، بلکه زخمی عمیق و ماندگار بر روحشان میگذارد.
به گفته روانشناسان و پزشکان حاضر در غزه حدود ۹۰۰ هزار کودک فلسطینی در این منطقه کوچک و تحت محاصره "جایی امن" برای رفتن ندارند.
حس ناامنی، وحشت و بیپناهی، بزرگترین آسیب روانی جنگ بر کودکان غزه است و سازمان ملل متحد اعلام کرده که حملات یکماهه اسراییل، آثاری "فاجعهبار و غمانگیز" بر آنها داشته است.
صندوق کودکان سازمان ملل متحد میگوید که ۳۷۳ هزار کودک در این منطقه از آسیبهای روانی بعد از جنگ رنج میبرند و به کمکهای روانی و اجتماعی نیازمندند.
آسیبهای روانی
محمد ۹ ساله است و پدر، مادر و تنها برادرش را در یکی از حملات هوایی اسراییل به غزه از دست داده است.
عمویش میگوید که بعد از این حادثه، او بیشفعال شده است، زود عصبانی میشود و به راحتی به گریه میافتد. به گفته عموی محمد، او مدام مادر و پدرش را میخواهد و هنگام خواب، در کنار خواهرش به خواب میرود.
جنگ در واژگان محمد این طور تعریف میشود: "بمباران، مرگ، یتیم شدن و بیکس ماندن، خرابی خانه و آتش و دود."
به گفته روانشناسان، یک ماه بمباران و گلولهباران شهر غزه آثار روانی مخربی بر کودکان گذاشته است و این آثار به شکلهای مختلف بروز پیدا میکند.

دکتر یاسر جامع، روانکاو مقیم غزه و از اعضای برنامه سلامت روانی غزه، در توصیف علایم اولیه آسیبهای روانی کودکان غزه میگوید: "بچهها به راحتی وحشتزده میشوند و میترسند. اکثرا به پدر و مادرها میچسبند، چون فقط در این حالت احساس امنیت میکنند. در اثر ترس و وحشت زیاد، بچهها گاه دچار دردهایی در نقاط مختلف بدن میشوند، مثل شکم درد. یکی دیگر از تبعات روانی جنگ، شب ادراری است. کابوسهای شبانه و بیخوابی و بدخوابی هم از عوارض روانی مهمی است که بچهها را گرفتار میکنند. بعضی بچهها استرس شدید میگیرند و بعضی، بیشفعال میشوند و قدرت تمرکزشان را از دست میدهند."
در تحقیقی که صندوق کودکان سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۲ میلادی و اندکی بعد از جنگ قبلی غزه انجام داد، بسیاری از این موارد تایید شد. نتایج این تحقیق نشان داد که ۹۱ درصد کودکان مورد مطالعه دچار مشکل خواب بودند و ۹۴ درصد آنها شبها در کنار والدین خود میخوابیدند. ۸۵ درصد آنها بیاشتها شده بودند و ۴۷ درصد مشکل جویدن ناخن داشتند.
آخرین تحقیقات برنامه بهداشت روانی غزه هم نشان میدهد که بیش از ۳۰ درصد کودکان غزه دچار اختلالهای روانی ناشی از بحران هستند.
والدین ناتوان از محافظت
بزرگسالانی هم که قرار است حامی این کودکان باشند، خود از آسیبهای جنگ در امان نیستند.
دکتر حسن زیاده، روانشناس مقیم غزه است. او دستکم برای یک دهه برای حل مشکلات روانی، به کودکان فلسطینی کمک کرده است. اما اکنون خودش با بحران روحی دست به گریبان است. خانه مادری او در یکی از حملههای اسراییل با خاک یکسان شد و او هنوز از شوک ناشی از مرگ ۶ عضو خانواده، از جمله مادر و سه برادرش بیرون نیامده است. او میگوید: "عمیقا غمگینم و عصبی. هنوز باور نکردم که همه آنها را در یک حمله از دست دادهام. قلبم پر از تاسف و درد است. تجربه آسانی نیست."
او امیدوار است که در مدتی کوتاه بر این مشکل غلبه کند و با شروع یک زندگی دوباره، تجربه و دانش خود را برای کمک به کودکان و مردم غزه به کار بگیرد. او میگوید: "گاهی فکر میکنم که یک خواب بود. هنوز باورم نشده است. وقتی به عزیزانی که از دست دادهام، فکر میکنم قلبم پر از درد میشود."
فشار روانی ترس، با هر بمبی که بر غزه فرود میآید، بیشتر میشود، در حالی که از دست والدین برای دفاع و محافظت از کودکانشان کاری برنمیآید.
دکتر زیاده میگوید که در طول جنگ، مردم غزه هیچ راهی برای دفاع از خود ندارند: "پدران و مادران نه تنها نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، بلکه از تامین جانی بچههایشان هم عاجز هستند. جایی برای رفتن ندارند. به همین دلیل، نوعی حس ضعف و ناتوانی بر همه حاکم شده است. اینجا خانوادهها راهی ندارند جز این که همگی تا جایی که بتوانند، یکجا باشند تا اگر اتفاقی افتاد، با هم بمیرند."

او می گوید: "از نسلی حرف میزنیم که با جنگ و خشونت بزرگ میشود. نسلی که برای غلبه بر حس رعب و وحشت خود به شیوههای مختلفی عمل میکند، به طرف خشونت کشیده میشود و به انتقامجویی فکر میکند."
کودکان غزه، نسل به نسل، در سایه جنگ با حسی دوگانه از ترس و خشم بزرگ میشوند. جنگی که جان حدود ۵۰۰ کودک فلسطینی را گرفته و آینده صدها هزار کودک را تیره و تار کرده است.











