شرایط سخت خبرنگاری در ترکیه

- نویسنده, سلین گیریت
- شغل, خبرنگار بیبیسی
"پلیس درست پشت سر ما بود. اولین گاز اشکآوری که پرتاب کردند به من خورد. سرم را گرفتم. خون میآمد."
احمد شیک روزنامهنگاری شناختهشده و مورد احترام در ترکیه است. او روزی که در تابستان گذشته، در حین پوشش تظاهرات در میدان تقسیم مجروح شد را به خاطر دارد. شیک معتقد است پلیس او را مورد هدف قرار داده بود.
"حداکثر ۱۰ متر با ما فاصله داشتند. یک بمب گاز که با دست پرتاب شده بود مستقیما به سر من خورد. کسانی که بلافاصله بعد از من در بیمارستان بستری شدند به این قرار بودند: یک نماینده اپوزوسیون مجلس که طرفدار کردهاست، یکی از مهمترین نمایندههای مخالف دولت در مجلس و یک خبرنگار که عکسهای معروف خانمی با پیراهن قرمز را گرفت که گاز اشکآور به او زده شد.اینها نمیتواند همه اتفاقی بوده باشد."
بیش از ۱۰۰ خبرنگار در حین پوشش تظاهرات میدان تقسیم زخمی شدند.
در حالی که برخی خبرنگاران، با تمام سختیهای موجود، سعی میکردند تظاهرات را گزارش کنند، رسانههای اصلی ترکیه در ابتدا از پوشش آن اجتناب کردند.
این ماجرا سوءظن تظاهراتکنندگان را قوت بخشید که یا دولت به رسانهها دستور داده از پوشش اخبار خودداری کنند یا اینکه رسانهها به دلیل ترس یا طرفداری، از گزارش تظاهرات امتناع میورزند.
احمد شیک معتقد است سکوت رسانهها باعث تشدید تظاهرات شد: "اگر تظاهراتکنندگان صدای خود را در تلویزیون میشنیدند، فکر نمیکنم تظاهرات به این اندازه بزرگ میشد."

اتحادیه روزنامهنگاران ترکیه میگوید بیش از ۱۰۰ خبرنگار در حین پوشش تظاهرات میدان تقسیم زخمی شدند.
من به بسیاری از مدیران رسانهها رجوع کردم. هیچکدام حاضر به صحبت نشدند.
دولت ترکیه هرگونه سانسور مطبوعات را انکار میکند. در عوض، نخست وزیر این کشور، رجب طیب اردوغان، از رسانههای غربی به دلیل بد جلوه دادن ترکیه انتقاد میکند.
تهدید به تجاوز
برای پوشش تظاهرات ترکیه، از طرف بیبیسی از لندن به استانبول رفته بودم و از آنجا نظر یکی از تظاهراتکنندگان را توییت کردم که خواستار شش ماه تحریم اقتصادی شده بود تا دولت مجبور شود به خواستههای تظاهراتکنندگان گوش کند.

کمی بعد، شهردار آنکارا این نقلقول را به من نسبت داد و طوری وانمود کرد که من فراخوان تحریم دادهام.
او یک کمپین توییتری بر علیهام راهاندازی کرد و من را عامل انگلیس و خائن خواند و از ۷۰۰ هزار نفر فالوئر خود در توئیتر خواست تا "عکسالعمل دموکراتیک" خود را نشان دهند. هزاران تهدید به مرگ و تجاوز سرازیر شد.
دو روز بعد، آقای اردوغان در یک سخنرانی من را متهم به "دست داشتن در یک توطئه بر علیه کشورم" متهم کرد.
تهدیدها و کمپین نفرت علیه من کمکم فروکش کرد، اما هنوز هم که ماهها از این ماجرا میگذرد، برخی خبرنگاران در ترکیه توسط مقامات تهدید میشوند.
گزارشهای بیوقفه

اسماعیل سایماز، خبرنگار پژوهشی، مرگ علی اسماعیل کرکماز ۱۹ ساله، که در تظاهرات تابستان گذشته توسط پلیس کشته شد، را دنبال کرده است.
سایماز اولین خبرنگاری بود که فیلم دوربین مدار بستهای را منتشر کرد که نشان میداد چطور آقای کرکماز از ناحیه سر مورد حمله قرار گرفته است.
پس از بررسی این داستان، آقای سایماز ایمیلی از فرماندار اسکیشهر، شهری که حمله در آن صورت گرفته بود، دریافت کرد.
ایمیلی که ساعت ۴ صبح فرستاده شده بود با این جمله شروع میشد: "پسرم، دوباره شیطان شدی."
آنطور که سایماز به خاطر دارد "او از کلماتی مانند 'رذل' و 'بیشرف' استفاده کرده و اشارههایی هم به مرگ کرده بود."
سایماز به من میگوید: " نگران نشدم، در واقع به شکایتهای مقامات دولتی عادت دارم. اما این مورد عجیب بود. تهدید از طریق ایمیل؟ تا حالا همچنین چیزی ندیده بودم."
در انتاکیه، شهری مرزی با سوریه، خانواده آقای کرکماز، همچنان عزادار از دست دادن پسرعزیزشان هستند.
برادر علی اسماعیل، گورکان، من را به اتاقاش میبرد که حالا مانند حرمی در یادبود او شده است: "تیشرتهای رنگی علی اسماعیل روی تخت چیده شدهاند، عکسهایش به دیوار زده شده و روزنامههایی که خبر مرگ او را نوشتهاند همه جا دیده میشود.
آنها قدردان روزنامهنگارانی مانند سایماز هستند که مرگ او را بیوقفه دنبال کردند.
گورکان کرکماز میگوید: "در ابتدا، فرماندار گفت ممکن است دوستان علی او را مورد ضرب و شتم قرار داده باشند. بعد گفت 'پلیس ترکیه هرگز همچین کاری نمیکند'. اگر رسانهها ماجرا را دنبال نکرده بودند، این پرونده احتمالا با 'دوستانش او را مورد ضرب و شتم قرار دادند' بسته میشد."
انتظار میرود محاکمه متهمین به مرگ علی اسماعیل کرکماز در ماه فوریه برگزار شود.
سایماز مصمم است گزارش این پرونده را ادامه دهد "زیرا این داستان ممکن است از کشته شدن یک جوان دیگر به همین طریق جلوگیری کند، حداقل در اسکیشهر. ممکن است از این که یک مقام دولتی دیگر جوری برخورد کند که گویی خبرنگار تحت فرمان او کار میکند پیشگیری کند."
"اگر قرار باشد فردا روزی، کشور بهتری ساخته شود، این داستانها بخش کوچکی از پیکر آن خواهد بود."
فرماندار اسکیشهر برای نظر دادن در این مورد در دسترس نبود.
روزنامهنگاران زندانی
در مقایسه با دهه نود، یعنی زمانی که درگیریهای دولت ترکیه با کردها به اوج خود رسیده بود، امنیت فیزیکی خبرنگاران در ترکیه بیشتر است، اما منتقدان میگویند در حال حاضر نمیدانند چه موقع و به چه دلیل ممکن است تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند یا زندانی شوند.
اتحادیه روزنامهنگاران ترکیه میگوید همچنان ۶۰ خبرنگار ترک زندانی هستند، رقمی که ترکیه را بزرگترین زندان خبرنگاران میکند.
اتحادیه روزنامهنگاران ترکیه میگوید در چند ماه گذشته بیش از ۲۰۰ خبرنگار به دلیل پوشش اخباری که از نظر دولت حساس است، اخراج یا مجبور به استعفا شدهاند. به نظر میرسد یک فرهنگ خودسانسوری نیز جای خود را باز کرده است.

من بارها برای مصاحبه با مقامات دولتی درخواست دادم اما پاسخی نگرفتم. چندین خبرنگار طرفدار دولت نیز، که معتقدند آزادی مطبوعات در ترکیه سرکوب نمیشود، درخواستهای مصاحبه من را رد کردند.
یاسمن اینجه اغلو، استاد ارتباطات، میگوید هر دو طرف، یعنی رسانههای موافق و مخالف دولت در ترکیه، دستافزار تبلیغاتی هستند و جامعه را دوقطبی کردهاند.
اینجه اغلو میگوید: "وقتی کسی از دولت انتقاد میکند نباید با او مانند یک خائن برخورد کنند. وقتی انتقاد میکنید، فکر میکنند از یک کودتا حمایت میکنید یا قصد سرنگونی آنها را دارید. این برداشت باید تغییر کند."
حال نخست وزیر ترکیه به اعتقاد خیلیها، بزرگترین چالش را پیش رو دارد، این بار از همپیمان پیشین خود.
فتحالله گولن، روحانی جنجالی اسلامی، که گفته میشود نفوذ زیادی در سیستم قضائی و پلیس دارد، در بحبوحه اتهامات فساد اداری کابینه آقای اردوغان، از دولت او روی برگردانده است.
پاسخ آقای اردوغان صریح بوده است. او گفته:" من به سیستم قضائی متوسل میشوم. شما هم خودتان را پاک کنید. من به بازرگانان متوسل میشوم. این شما هستید که میبازید. من به رسانهها متوسل میشوم. بازنده شمایید. چراکه صادق نیستید. شما با دروغ و تهمت به دولت سعی در ضعیف کردن آن را دارید."
عاقبت این درگیریها غیرقابل پیشبینی است. اما نحوه بیان و بازتاب آن در رسانهها میتواند اثر بلند مدتی بر دموکراسی ترکیه داشته باشد.











