دارفور؛ بنبست خونین سودان

یک دهه پس از آغاز جنگی فاجعه آمیز در دارفور، پایانی بر این درگیری متصور نیست.
شدت درگیریها در منطقه غربی سودان نسبت به سالهای آغازین آن کاهش یافته است، ولی بخش زیادی از دارفور همچنان جای بسیار خطرناکی است.
بیش ار ۱.۴ میلیون آواره همچنان وابسته به کمکهای غذایی اردوگاه های آوارگان در دارفور هستند و بسیاری دیگر از کشور گریختهاند.
این درگیری چند لایه، صدمه شدیدی هم به وجهه سودان وارد کرده است: ایالات متحده و بسیاری از فعالان غربی، دولت این کشور را به نسل کشی متهم میکنند.
حتی پیش از آغاز جنگ، دارفور با مشکلات زیادی مواجه بود.
دارفور هم مانند بسیاری از مناطق حاشیهای سودان، از لحاظ رشد و توسعه عقب افتاده و از لحاظ سیاسی به حاشیه رانده شده بود.
کاهش بارش باران در طول چند دهه، زندگی در دارفور را به مخاطره انداخته و به قحطی های متناوب منجر شده بود.
غافلگیری
درگیریهای خشن میان گروههای قومیتی، بر سر مالکیت زمین، امری رایج بود.
در پایان دهه ۱۹۸۰ یک جنبش برتری جویانه عرب پا گرفت، که گفته میشد مورد حمایت معمر قذافی بود.
هویت سیاسی در دارفور موضوعی پیچیده و سیال است، ولی گروههایی مانند "فور"ها، "زغاوه"ها و "ماسالیت"ها احساس میکردند که دولت جانب عربها را گرفته است.
دین مشکل ساز نبود: در دارفور تقریباً همه مسلمان هستند.
آغاز جنگ را معمولاً سال ۲۰۰۳ میدانند، با این حال جنبش های شورشی پیش از آن شکل گرفته بودند.
در آوریل سال ۲۰۰۳، شورشی ها به فرودگاه الفاشر، پایتخت دارفور شمالی، حمله کردند.
این حمله غافلگیرانه از مسیر صحرا – تاکتیکی که بعدها به شاخصه اصلی درگیری در دارفور بدل شد – بسیار موفقیت آمیز بود. شورشی ها هفت هواپیما را نابود کرده و فرمانده نیروی هوایی را دستگیر کردند.
خارطوم – و سایر جهان – دریافتند که خطری جدی در راه است.
پاسخ دولت سودان، که متکی بر حمله هوایی و شبه نظامیان عرب به نام "جنجوید"ها بود، توسط الکس دِوال کارشناس مسائل سودان، "ضد-شورش کم هزینه" نامیده شد.
آنها دهکده های فورها، زغاوه ها و ماسالیت ها را بمباران کردند و سوزاندند، غیرنظامیان را کشتند و به زنان تجاوز کردند.
احکام بازداشت
طبق تخمین سازمان ملل در سال ۲۰۰۸، در سودان ۳۰۰ هزار نفر در نتیجه جنگ مردهاند، ولی خارطوم این آمار را نمیپذیرد.
عمر حسن البشیر، رئیس جمهور سودان، توسط دادگاه بینالمللی کیفری و به اتهام نسل کشی، جنایات جنگی و جنایت بر علیه بشریت در دارفور، تحت تعقیب قرار گرفته است.
او متهم شده است که بر اقدام برای پاکسازی بخشی از جامعه فورها، زغاوه ها و ماسالیت ها نظارت کرده است.
آقای بشیر اولین رئیس دولت بر سر کار بود که توسط دادگاه بینالمللی کیفری تحت تعقیب قرار گرفت.

او و سایر مقاماتی که با اتهامات مشابهی مواجهند، همه این اتهامات را رد کردهاند.
تردیدی نیست که این احکام بازداشت تأثیر زیادی بر سودان داشتهاند.
غرب نمیخواهد هیچ رابطهای با رئیس جمهور البشیر و یا دولت او داشته باشد. دیپلمات ها با او ملاقات نمیکنند و تا هنگامی که او بر سر قدرت باشد، شانس کمی برای بخشیدن شدن بدهی های کمرشکن سودان و رفع تحریم های ایالات متحده وجود دارد.
با این حال اتهامات دادگاه بینالمللی کیفری، باعث افزایش محبوبیت او در سودان و برخی دیگر از کشورهای عرب و آفریقایی شده است.
این احکام به عنوان رودررویی با حق مالکیت سودان، و در برخی موارد حمله غرب به اسلام، تلقی شدهاند.
آقای البشیر دستگیر نشده است و به نظر نمیرسد که به زودی محاکمه شود.
تصور رایج
جنگ نیز ادامه دارد.
معاهده صلح در سال ۲۰۰۶، تنها توسط یکی از چندین گروه مسلح در دارفور امضا شد و اوضاع دوباره به وضعیت شورش بازگشت.
در سال ۲۰۱۱، یک ائتلاف کوچک از شورشیان "سند دوحه برای صلح در دارفور" (دی دی پی دی) را امضا کرد و شاخه ای از یک گروه شورشی دیگر نیز اخیرا نام خود را به این سند اضافه کرده است.

این سند تقسیم ثروت و قدرت، توسعه در دارفور و پرداخت غرامت به آسیب دیدگان جنگی را وعده داده است.
تا کنون بیشتر این وعدهها بی پاسخ مانده است.
سه گروه شورشی همچنان به مبارزه با دولت ادامه میدهند: دو شاخه از ارتش آزادی بخش سودان که توسط عبدالواحد النور و مینی میناوی رهبری میشوند و جنبش عدالت و مساوات متعلق به رهبری جبریل ابراهیم.
در اواخر سال ۲۰۱۱، این سه گروه با شاخه شمالی جنبش آزادی بخش خلق سودان، که در ایالت های کردفان جنوبی و نیل آبی فعالیت میکند، متحد شده و ائتلافی به نام جبهه انقلابی سودان (اس آر اف) را تشکیل دادند.
سازمان ملل سودان جنوبی را به حمایت از اس آر اف و به طور مشخص، پناه دادن به جنبش عدالت و مساوات، متهم کرده است. سودان جنوبی این اتهامات را رد میکند.
شکل گیری جبهه انقلابی سودان، خارطوم را وحشت زده کرده است، ولی هنوز باعث تغییر آرایش نظامی در این کشور نشده است.
شورشیان دارفور در مجموعهای از مناطق ممنوعه در دارفور، و بعضاً مناطق دورتر، فعالیت میکنند.
گرم شدن روابط
مدتی است که این درگیری دیگر یک جنگ ساده میان دولت و شورشیان نیست.
در چند سال اخیر، بزرگترین عامل تلفات جانی در دارفور، درگیری میان گروههای مختلف عرب بوده است.
با اینکه تصور رایج درباره این درگیری، منازعه شورشیان آفریقایی تبار با دولت و اعراب دارفوری است، برخی گروههای کوچکتر آفریقایی تبار هم برای خارطوم جنگیده اند.
جنایت در سرتاسر منطقه افزایش یافته است.
بنبست خونین و کثیف دارفور، ده سال پس از آغازش، همچنان ادامه دارد.
این جنگ داخلی را میتوان یک درگیری همزمان در چند سطح دانست:
- در سطح محلی، گروهها بر سر منابع با یکدیگر می جنگند
- در سطح ملی، شورشی ها دولت را به چالش میکشند
- در سطح بینالمللی، همسایگان سودان و قدرتهای بزرگ جهانی معمولاً از دریچه منافع ملی خود به دارفور می نگرند.
عمر البشیر مطمئن است که ایالات متحده قصد براندازی او را دارد و سودان به حمایت چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متکی است.
در چند برهه زمانی، چاد و لیبی از شورشیان دارفور حمایت کردهاند و خارطوم نیز از شورش های مسلحانه در این کشورها پشتیبانی کرده است.
خارطوم حالا روابط بهتری با چاد و لیبی برقرار کرده است.
در صورت ادامه یافتن گرمی فعلی در روابط سودان و سودان جنوبی، شرایط برای شورشیان دارفوری سخت تر خواهد شد.
با این حال درگیریها در دارفور تا پیدا شدن درمانی قطعی برای مشکلات پایهای، یعنی عدم توسعه، منابع رو به کاهش و به حاشیه رانده شدن از نظر سیاسی، ادامه خواهد یافت.











