سوریه: تشدید رقابت میان قدرتهای خارجی

با سرعت گرفتن روند چند پاره شدن سوریه و نزدیکتر شدن حکومت آن به پرتگاه سقوط، رقابت میان قدرتهای خارجی حامی طرفین دعوا تشدید شده، و جنگهای وکالتی و واسطهای بر سر آینده این کشور در حال شدت گرفتن است.
در یکی از آخرین نمونههای آن، القاعده تلاش میکند علنا مُهر خود را پای اقدامات جبهه نصرت سوریه بزند، و این سازمان را تشویق میکند که ایده تأسیس حکومتی اسلامی را دنبال کند. این در حالی است که متحدان معتدل یا سکولار این سازمان در تلاش برای سرنگونی حکومت، به برقراری دموکراسی متعهد هستند.
این مسأله نشان میدهد که در وضعیت پیچیده سوریه جنگی وکالتی میان جهان غرب به رهبری آمریکا و سازمان بینالمللی القاعده در جریان است.
ایمن الظواهری، رهبر این سازمان که جانشین اسامه بنلادن شده، هفته پیش نیروهای جهادی سوریه را به مبارزه برای ایجاد حکومتی اسلامی تشویق کرد. به گفته او، چنین حکومتی سنگ بنای خلافتی منطقهای در ابعادی وسیعتر خواهد بود. دو روز بعد از سخنان ایمن الظواهری، القاعده عراق اعلام کرد که جبهه نصرت یکی از شاخههای آن است، و دو سازمان در آینده با هم ادغام خواهند شد و ‘حکومت اسلامی عراق و شام’ را تشکیل خواهند داد.

برای جبهه نصرت که سعی دارد در ملغمه رنگارنگ مخالفان حکومت سوریه جایگاهی برای خود دست و پا کند و دل اهالی مناطق تحت کنترلش را بدست بیاورد، این حرف حکم تیر خلاص را داشت. این سازمان بلافاصله پیشنهاد ادغام علنی را رد کرد، هر چند که بعد از اعلام بیعت با ایمن الظواهری عملا خاستگاهش را نشان داد. اما دلیل این رگبار ناگهانی بیانیههای عمومی و نمایش آشفتگی نیروهای جهادی چیست؟
حمایت غربیها
در چند ماه اخیر آمریکاییها بدون اینکه مجبور باشند از نظر نظامی تعهدی متقبل شوند، به متحدان منطقهای خود – از جمله قطر، ترکیه و عربستان سعودی – چراغ سبز نشان داده اند که سلاحهای بیشتر و با کیفیتتری برای شورشیان بفرستند.
همچنین گزارش شده که آمریکاییها در آموزش بخشهای معتدلتر ارتش آزاد سوریه در اردن نقش دارند. این نیروها بعد از آموزش دیدن به جنوب سوریه اعزام میشوند. در این ناحیه به نسبت گذشته، سلاحهای ضد هوایی و ضد زره بهتری در اختیار شورشیان قرار میگیرد، و پیشرویهایشان با پیشروی شورشیان فعال در شمال کشور قابل مقایسه است.
میزان کمک کشورهای غربی رابطه مستقیمی با وفاداری به ارتش آزاد سوریه و ‘ائتلاف ملی’ مخالف دولت دارد، و این امر به وضوح جبهه نصرت و دیگر گروههای جهادی را در تنگنا قرار داده است. گفته میشود که بسیاری از پیروان این گروه با فرصتطلبی به آنها پیوسته اند، چرا که جبهه نصرت در ابتدا به نسبت دیگر گروهها امکانات و تجربه بیشتری در اختیار داشت.
اما با وارونه شدن این روند و سرازیر شدن امکانات بیشتر بهسوی گروههای "معتدل"، شاید القاعده لازم بداند به گروههای جهادی یادآوری کند که عهد و پیمان و اهدافشان با چه کسی و در کجاست، و مانع جدا شدن آنها شود. القاعده میداند که غرب مایل نیست سلاحهایی را در اختیار ارتش آزاد سوریه و دیگر گروههای "جریان اصلی" شورشیان بگذارد که توازن قوا را به سود آنها برهم بزند، چرا که از افتادن این سلاحها بدست تندروها بیم دارد.
با علم به این موضوع القاعده ممکن است تصمیم گرفته باشد با نزدیک کردن خود به دیگر گروههای مخالف دولت، همه مخالفان را آلوده کند، و در نتیجه غربیها را از ارسال سلاح به نیروهای معتدلتر بازدارد، و به این ترتیب در میدان جنگ برتری گروههای جهادی را بر دیگر گروهها حفظ کند. با محتملتر شدن سقوط حکومت، اختلاف در حال شکلگیری میان تندروها و دیگر مخالفان تشدید خواهد شد، و اگر این اختلاف حل نشده باقی بماند، بعد از سقوط احتمالی حکومت عمیقتر هم خواهد شد، و احتمالا مدت زیادی ادامه خواهد داشت.
پیامدهای منطقهای
عاقبت این کشمکش در تعیین آینده یک بخش حیاتی از منطقه سرنوشتساز خواهد بود. اگر گروههای جهادی بتوانند موقعیت برتر خود را در سوریه جدید حفظ کنند، تصور اینکه نوعی اتحاد غیررسمی – و حتی رسمی – میان نواحی سنینشین غرب عراق و سوریه تحت کنترل سنیها برقرار شود، مشکل نیست. منطقه در حال لغزیدن بهسوی نوعی ‘بالکانی شدن’ فرقهای و قومی است، و گسلهای آن از همین حالا هم قابل رویت هستند.

تنها مانع جدی در راه چنین اتفاقی بقای حکومت اسد، و یا گذار آن به نظامی است که شماری از ساختارها و ویژگیهای تکثرگرای حکومت فعلی را داشته باشد. بههمین دلیل هم آمریکا و متحدانش چندان تمایل ندارند در نزاع وکالتی دیگرشان در سوریه – یعنی مقابله با ایران، و متحدانش یعنی حزبالله لبنان و خود حکومت دمشق – بیش از حد به حریف فشار بیاورند.
آمریکاییها بر سر دوراهی خطرناکی قرار گرفته اند، و باراک اوباما سعی خواهد کرد در چند هفته آتی در سلسله ملاقاتهایش با متحدان خاورمیانهای آمریکا از این مخمصه خارج شود. آمریکا میخواهد تا جایی از شورشیان حمایت کند که آنها بتوانند حکومت لجباز سوریه را راضی کنند به مذاکره بر سر انتقال کنترل شده قدرت تن بدهد، اما در عین حال مایل نیست کاری کند که به فروپاشی ناگهانی حکومت منجر شود، چرا که در این صورت ممکن است تندروها قدرت را بدست بگیرند. البته شاید برقراری چنین تعادلی امکانپذیر نباشد. ممکن است هسته اصلی حکومت سوریه تنها موقعی به کنارهگیری رضایت دهد که دیگر کار از کار گذشته، و حکومت از هم پاشیده باشد.
تحریک اسرائیل؟
در همین حال، دیپلماتها میگویند که آمریکاییها و متحدانشان شورشیان ارتش آزاد سوریه را تشویق میکنند تا جایی که میتوانند کنترل نواحی مرزی را بدست بگیرند، تا به این وسیله بتوانند پیامدهای منطقهای احتمالی را مهار کنند. یکی از نگرانیهای آمریکا این است که اگر حکومت سوریه بیش از این مستأصل شود، ممکن است به اقدامات تحریکآمیز علیه اسرائیل دست بزند تا بتواند حمایت داخلی و منطقهای را بهسوی خود جلب کند.
بههمین خاطر هم تلاش زیادی میشود که کنترل مناطق مرزی بدست شورشیان بیفتد تا آنها نقش حایل را میان حکومت سوریه و بلندیهای اشغالی جولان ایفا کنند. دیپلماتها میگویند اسرائیل در خفا با شورشیان همکاری میکند، و مجروحان ارتش آزاد سوریه که در نزدیکی خط آتشبس هستند، به یک بیمارستان صحرایی ویژه در منطقه جولان برده میشوند، و مجروحانی که حالشان وخیم است را هم به بیمارستانهایی در داخل اسرائیل منتقل میکنند. در لبنان هم رقبای داخلی حزبالله از این بیم دارند که این سازمان در صورت شدیدتر شدن بحران سعی کند با تحریک اسرائیل یک درگیری فرامرزی بهراه بیندازد.
با افزایش فشارها بر دمشق، و پیشروی شورشیان با حمایت فزاینده کشورهای غربی و دیگر دوستانشان، متحدان حکومت سوریه هم اتحادشان را مستحکمتر میکنند. گفته میشود روسیه و ایران باز هم تأکید کرده اند که تنها در صورتی اجازه خواهند داد بشار اسد از قدرت کنار برود که انتقال قدرت در کمال نظم و توازن انجام شود، و بخش مهمی از ساختار و نهادهای حکومتی سر جایشان بمانند. دیپلماتها میگویند که ایران تابحال دستکم ۱۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار به سوریه کمک کرده تا حکومت این کشور روی پای خود بماند و بتواند به پرداخت پول به طرفدارانش ادامه دهد.
دخالت حزبالله
گفته میشود که ایران علاوه بر اینها مشغول کمک مالی، آموزش و مسلح کردن شبهنظامیان موسوم به کمیته مردمی هم هست. ایران با این گروه که جدا از شبکه شبهنظامیان شبیحه عمل میکنند، بهچشم سازمانی نگاه میکند که در صورت سقوط حکومت و یا عقبنشینی آن به مناطق علوینشین نواحی ساحلی شمال شرقی کشور، بتواند روی آن حساب کند.
حزبالله لبنان که متحد ایران است، مشغول ارزیابی وضعیت است، و در عین حال در اطراف حرم حضرت زینب در حاشیه جنوبی دمشق و روستاهای شیعهنشین استان حمص در غرب کشور با شورشیان میجنگد.
دیپلماتهای آگاه معتقدند که بخشی از گارد پرتورین (گارد ویژه امپراتوران روم باستان) حکومت سوریه را نیروهای حزبالله تشکیل میدهند، زیرا بعضی طایفههای بزرگ علویان چنان تلفات سنگینی متحمل شده، و تحت تأثیر قرار گرفته اند که اعضایشان دیگر به اندازه کافی قابل اعتماد نیستند.

گفته میشود که شاخه عراقی حزبالله و دیگر گروههای شیعه عراقی نزدیک به ایران هم تا حدی وارد درگیریها شده اند. گردانهای حزبالله عراق هفته پیش برای اولین بار تأیید کردند که یکی از نیروهایشان در سوریه کشته شده است. در واقع فعالان و پیکارجویان سنی و شیعه در عراق و لبنان کشمکشهای داخلیشان را به خاک سوریه کشانده اند. خطر این وضعیت آن است که درگیریها در سوریه تشدید شود و بعد دوباره به داخل خاک این کشورها بازگردانده شود. طبق گزارشها، پیکارجویان فلسطینی هم در هر دو سوی درگیری حضور دارند، هر چند که اختلافات میان آنها بیشتر در مسائل سیاسی و ارتباطات میان افراد و گروهها ریشه دارد.
با وجود انکارها، گزارشهای مکرری حاکی از آموزش نیروهای ارتش آزاد سوریه در شرق دمشق توسط پیکارجویان حماس وجود داشته است. حماس از سالها پیش در دمشق حضور داشت و به حکومت سوریه نزدیک بود، اما بعد از اوج گرفتن بحران سوریه و شدت گرفتن قطببندی سنی- شیعه در منطقه، به قطر متمایل شد.
یکی از متحدان فلسطینی قابل اعتمادتر حکومت سوریه، یعنی جبهه مردمی برای آزادی فلسطین – فرماندهی کل احمد جبریل (افسر سابق ارتش سوریه)، هم طبق گزارشها به طرفداری از دولت وارد درگیریها شده است.
قدرتهای غربی تلاش میکنند با مخالفان حکومت کار کنند، اما در میان خود گروههای مخالف اختلافات زیادی وجود دارد و آنها به هیچ وجه بر اوضاع مسلط نیستند. بنابراین جای تعجب نیست که کشورهای غربی هم بر سر چگونگی رسیدن به نتیجهای که برایشان قابل قبول باشد، با هم اختلافاتی داشته باشند.











