درسهایی از گذشته: روابط آمریکا و سوریه از ۱۹۴۵

- نویسنده, داگلاس لیتل
- شغل, استاد روابط خارجی آمریکا در دانشگاه کلارک
چند هفته پیش دولت اوباما تأیید کرد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به مخالفان بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، پول و سلاح میدهد تا حکومت این کشور را سرنگون کنند.
این اولین باری نیست که آمریکا درگیر مسائل سیاسی سوریه میشود. جاسوسان سیا از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۶۰ بارها تلاش کردند حاکمان تندرو و ضد آمریکایی دمشق را سرنگون کنند.
از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰ سیاستگذاران آمریکایی به حافظ اسد، پدر رئیس جمهوری کنونی را دستنشانده شوروی و آلت دست ایران میدانستند و معتقد بودند جاهطلبیهای پانعربی او باید مهار شود.
اما از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا دهه اول قرن حاضر، مقامات آمریکایی در کمال تعجب به حافظ اسد و پسرش بهعنوان متحد بیسر و صدای آمریکا در جنگ با عراق و القاعده روی خوش نشان دادند. در هر سه این دورانها سیاستهای واشنگتن در قبال سوریه نتیجه معکوس داد، و اکثرا پیامدهای دردناکی برای منافع آمریکا یا مردم سوریه (و یا هر دو) بهبار آورد.
در مه ۱۹۴۵ در پایان جنگ جهانی دوم، فرانسه تلاش میکرد قیمومیت خود بر سوریه را احیا کند. اما هری ترومن، رئیس جمهوری وقت آمریکا، آشکارا با این تلاشها مخالفت کرد، و به لطف این مخالفت روابط دو کشور در آن دوران نسبتا خوب بود.
اما طولی نکشید که شکری القوتلی، اولین رئیس جمهوری منتخب سوریه مستقل، در فضای دوران جنگ سرد مورد سوء ظن آمریکا قرار گرفت، زیرا حاضر نشد کشور جدید التأسیس اسرائیل را بهرسمیت بشناسد و یا کمونیستها را زندانی کند، و به شرکتهای نفتی آمریکایی اجازه نداد خط لوله عربی را - که از عربستان سعودی شروع میشد و با عبور از بلندیهای جولان به لبنان میرسید – اداره کنند.

در مارس ۱۹۴۹، حسنی الزعیم، رئیس وقت ستاد ارتش، با کمک و تشویقهای سیا حکومت القوتلی را برانداخت و یک دیکتاتوری نظامی در کشور برقرار کرد. این اقدام آغازگر زنجیرهای از کودتاها شد، و در نتیجه آن، فراز و نشیبهای زیادی در روابط سوریه و آمریکا اتفاق افتاد.
بین سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۵۷، حزب بعث سوریه به جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری وقت مصر، نزدیک شد و از اتحاد شوروی سلاح دریافت کرد. این کارها باعث شد دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری وقت آمریکا، دست به یک سلسله عملیات مخفی ناموفق بزند.
عرب خوب، عرب بد
اما نتیجه این اقدامات تنها تقویت موقعیت تندروهای ضد آمریکایی در حکومت سوریه بود. در سال ۱۹۵۸ عبدالحمید سراج، چهره شاخص حزب بعث، جمال عبدالناصر را به اتحاد بیشتر با سوریه، و ایجاد جمهوری متحد عربی تشویق کرد. اما سه سال بعد، آمریکا مخفیانه جداییطلبان سوری را به جدا شدن از قاهره و تجزیه اتحادیه پانعربی تشویق کرد.
بعد از یک سری کودتای نظامی دیگر، مقامات حزب بعث دوباره در سال ۱۹۶۶ قدرت را به دست گرفتند، و در پایان این دهه حافظ اسد، فرمانده نیروی هوایی – که علوی بود و از اکثریت سنی دل خوشی نداشت – در رأس هیأت حاکمه قرار گرفت.
۲۰ سال بعد از آن حافظ اسد در نظر سیاستسازان آمریکایی به مظهر "عرب بد" تبدیل شد. او به جبهه خلق آزادی فلسطین و دیگر ضد اسرائیلیهای رادیکال پناه داد، رسما سیاستی در جهت سیاستهای شوروی اتخاذ کرد، و در سال ۱۹۸۲، بیش از ۲۰ هزار شورشی سنی را که در شهر حماه علیه حکومتش سلاح به دست گرفته بودند، قتل عام کرد.
بدتر از همه آنکه حافظ اسد با جمهوری اسلامی ایران متحد شد و به تجهیز و آموزش حزبالله لبنان پرداخت.
این گروه تندروی شیعه مسوول بمبگذاری اکتبر ۱۹۸۳ در فرودگاه بیروت است. در این بمبگذاری ۲۴۱ تفنگدار دریایی آمریکایی کشته شدند. در سال ۱۹۸۹، سوریه در کنار ایران و لیبی در صدر فهرست کشورهای حامی تروریسم آمریکا قرار گرفت. اما در پایان جنگ سرد، دولتهای جورج بوش پدر و بیل کلینتون فکر کردند که حافظ اسد ظرفیت تبدیل شدن به "عرب خوب" را دارد.
بعد از حمله عراق به کویت، حافظ اسد در سال ۱۹۹۱ به ائتلاف تحت رهبری آمریکا پیوست و در بیرون راندن رقیب بعثیاش، صدام حسین، از کویت مشارکت کرد.
شریک تازه در هزاره جدید

او در اواخر دهه ۱۹۹۰ شعارهای پانعربیستیاش را کمتر کرد و پیش از مرگش در مه ۲۰۰۰ تا یک قدمی رسیدن به توافق صلح با اسرائیل پیش رفت.
در واشنگتن خیلیها امیدوار بودند که پسر و جانشین او که در بریتانیا چشمپزشک شده بود، روند دگردیسی کشورش را تکمیل خواهد کرد، و در هزاره جدید سوریه از کشوری یاغی که هزینههای مالی حزبالله را تأمین میکند به شریکی قابل اعتماد در مبارزه با اسلام افراطی تبدیل خواهد شد.
بشار اسد حملات یازده سپتامبر را محکوم کرد و از جنگ آمریکا با تروریسم حمایت کرد. پلیس مخفی سوریه هم با شکنجه دهها نفر از مظنونان همکاری با القاعده – که توسط نیروهای اطلاعاتی آمریکا دستگیر شده بودند – با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا همکاری کرد. این مواضع و اقدامات باعث تمجید از او در واشنگتن شد.
اما در دور دوم ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش روابط عاشقانه بشار اسد با آمریکا رو به تیرگی گذاشت.
مقامات آمریکایی پلیس مخفی سوریه را مسوول قتل رفیق حریری، نخست وزیر سابق لبنان، در فوریه ۲۰۰۵ دانستند. آقای حریری سیاستمداری میانهرو و طرفدار آمریکا بود.

همچنین در سال ۲۰۰۶ دولت بوش سوریه را متهم کرد که برای جلوگیری از ورود و خروج شورشیان ضد آمریکایی در عراق تلاش چندانی انجام نمیدهد. حمایت سوریه از حزبالله در جریان جنگ با اسرائیل در همان سال و شایعات فراوان درباره تلاش سوریه برای دستیابی به سلاح هستهای باعث شد موقعی که باراک اوباما در ژانویه ۲۰۰۹ وارد کاخ سفید میشد، بشار اسد در واشنگتن کاملا مغضوب و مطرود باشد.
'بهار عربی'
در اوایل سال ۲۰۱۱ نا آرامی سیاسی جهان عرب را فرا گرفت. جرقه اول در تونس و مصر زده شد، و بعد بحران به لیبی و سوریه سرایت کرد.
دولت اوباما در ابتدا از دموکراسیخواهان حمایت کرد و خودکامگانی نظیر زینالعابدین بنعلی و حسنی مبارک را محکوم کرد. وقتی معمر قذافی از کنارهگیری امتناع کرد، واشنگتن به حمایت از دخالت نظامی ناتو در این کشور پرداخت و مخفیانه به شورشیان لیبی کمک رساند.
اما وضعیت در دمشق پیچیدهتر بود. دلیل این پیچیدگی تنها حمایت روسه و چین از حکومت بشار اسد نبود. مشکل دیگر این بود که در میان نیروهای ارتش آزاد سوریه (عمدهترین نیروی نظامی مخالف حکومت) اسلامگرایان افراطی مرتبط با القاعده هم حضور داشتند.
۱۵ ماه بعد از شروع جنگ داخلی در سوریه، بشار اسد بهکمک روشهای بیرحمانهای که در جاهایی نظیر درعا در جنوب و حلب در شمال کشور به کار میگرفت، همچنان بر اوضاع مسلط بود. این درگیریها تا آن موقع جان دستکم ۵۰ هزار نفر را گرفته بود.
باراک اوباما در تابستان ۲۰۱۲ با اکراه با کمک سازمان سیا به مخالفان حکومت بشار اسد موافقت کرد.
آن دسته از سوریهایی که قبلا شاهد دخالتهای مخفیانه آمریکا در کشورشان بودهاند، حق داشتند که در مورد مفید بودن این تصمیم تردید داشته باشند. شش دهه پیش کمک دولت هری ترومن (رئیس جمهوری وقت آمریکا) به حسنی الزعیم در بدست گرفتن قدرت در سوریه، درس تلخی برای سیاستگذاران آمریکایی بههمراه داشت.
آنها آموختند که در سوریه همیشه باید مواظب بود و هر چیزی را آرزو نکرد.











