لنز جوان حمصی

در جنگ داخلی سوریه همانقدر که سلاحها تعیینکنندهاند، تصاویر هم تأثیرگذارند. عکسها و ویدئوهایی که روی اینترنت منتشر میشوند، برخی پیشفرضها را تغییر داده، و گاه ایدههایی به نفع یک طرف را تأیید کردهاند، و در هر مرحله از سیر تحولات فضای گفتمان را تعریف کردهاند.
طی سال گذشته صفحات مختلفی روی فیسبوک ایجاد شدهاند که تقریبا اوضاع و اخبار همه شهرهای سوریه را بهکمک گروه عکاسی "لنز جوانان" پوشش میدهند. هر یک از اعضای این گروه اعلام میکنند که اهل کدام شهر یا منطقه سوریه هستند، مثلا "لنز یک جوان حلبی" یا "لنز یک جوان حمایی".
این گروهها که به روایت وقایع زندگی روزمره، خشونت و ویرانیها در مناطق مختلف کشور میپردازند، محبوبیت زیادی پیدا کردهاند. ایده جمعآوری سیستماتیک اتفاقات این شهرها از طریق عکاسی هماهنگ و دستهجمعی در ابتدا در حمص متولد شد. البته اینکه کلید شروع این کار در "پایتخت انقلاب سوریه" زده شد، چندان جای تعجب ندارد.
به گفته یکی از عکاسان حمصی بنام سلما، اولین بار در مه ۲۰۱۲ پنج جوان این گروه را شکل دادند. تشکیل گروه نتیجه دو ماه جلسات و برنامهریزی بود.
سلما میگوید: "ایده اولیه کار از اینجا آمد که هر روز صدها کلیپ ویدئویی از اتفاقات حمص روی یوتیوب منتشر میشد، اما عکاسان رسمی در این شهر فعال نبودند. زبان مورد استفاده در اکثریت قریب بهاتفاق ویدئوها هم عربی بود، و نظم و ترتیب خاصی در انتشار آنها بهچشم نمیخورد."
لنز یک جوان احمق
با گذشت زمان آپلود کردن ویدئوها دشوارتر میشد، زیرا اینترنت و دیگر امکانات ارتباطی و مخابراتی همه روزه دچار قطعیهایی میشدند.

سلما میگوید: "ما فکر کردیم که با توجه به بدی وضعیت اینترنت، آپلود کردن عکس از ویدئو آسانتر است و رسانههای بینالمللی درک بهتری از آن خواهند داشت."
خیلی زود گروههای مشابهی در حماه، دمشق و دیرالزور شکل گرفتند و این روند نهایتا به همه شهرهای کوچک و بزرگ سوریه سرایت کرد. یک صفحه طنز بنام "لنز یک جوان احمق" هم ایجاد شد که طرفداران زیادی پیدا کرد.
این صفحهها مفهوم و قالب مشابهی دارند، ولی مستقل از هم عمل میکنند. حتی ایجاد هماهنگی میان گردانندگان گروه حمص هم با دشواریهایی روبرو بوده است.
یکی دیگر از عکاسان گروه بنام احمد میگوید: "وضعیت امنیتی در حمص خیلی خراب است. کار کردن در مناطق تحت کنترل ارتش آزاد سوریه قدری آسانتر است، اما مناطق تحت کنترل حکومت خیلی برای عکاسان خطرناکند. بهغیر از کسانی که پیش از شروع این پروژه همدیگر را میشناختند، بیشتر اعضای گروه هنوز با هم رو در رو آشنا نشدهاند. همه ما در حمص ساکن هستیم، ولی بیشتر از طریق اسکایپ و فیسبوک با هم تماس میگیریم."
بیشتر عکسها و ویدئوهایی که از سوریه منتشر میشوند عمدتا یا صحنههای مختلفی از جنگ، و یا صلح و آرامش حاکم در برخی نقاط را نشان میدهند.
ولی در صفحههای "لنز جوانان" عکسهای گوناگونی از زندگی روزمره در سوریه هم منتشر میشود. در این صفحات علاوه بر ویرانیها و اعتراضات، عکسهایی از پسکوچهها، خانهها و مناظر هم بهچشم میخورد.
چه بر سر خانهام آمده؟
به گفته سلما، در ابتدا طیف عکسهای موجود در صفحه "لنز یک جوان حمصی" بسیار وسیع بود و علت این گستردگی نه انگیزههای ایدئولوژیک، که ادای دین به آن دسته از حمصیهایی بود که مجبور به ترک شهرشان شدند.

او میگوید: "هر روز صدها ایمیل از اهالی سابق حمص دریافت میکنیم. آنها میخواهند بدانند چه بر سر محلهها و خانههایشان آمده است."
هر روز عکاسانی از مناطق مختلف به درخواست مردم از خانههایشان عکس میگیرند. در بسیاری از موارد کل خویشاوندان و بستگان و همسایهها آنجا را ترک کردهاند. این یکی از معدود راههای کسب خبر از درون شهر است.
سلما میگوید: "حمصیها بیش از هرجای دیگری زیر این عکسها نظر (کامنت) میدهند. آنها خیلی از کار ما قدردانی میکنند و توضیح میدهند که مثلا خانه نشان داده شده در عکس متعلق به چه کسی است. آنها همیشه از دیدن عکسها هیجانزده میشوند، و حتی اگر مثلا خانهشان خراب شده باشد، از اینکه خرابی خانهشان در جایی ثبت شده و امکان دیدن دوباره آن را دارند، خوشحال میشوند."
اما عکاسها طبیعتا عکسهای دلخراش و خشونتبار هم میگیرند. در ژانویه ۲۰۱۳ (دی ۱۳۹۱) صفحه "لنز یک جوان حمصی" عکسی از برادر و خواهری بنامهای یاسین و مریم صباغ را منتشر کرد که در یکی از محلات تحت کنترل حکومت در شهر حمص در خیابان مشغول بازی بودند.
خط مورب سیاه
سلما میگوید: "یکی از عکاسان ما عکسی که از آنها گرفته بود را روی صفحه گروه گذاشت. عکاس نیم ساعت بعد صدای انفجاری را در همان محله شنید. او خود را به محل انفجار رساند تا مطمئن شود که بچهها سالم هستند، اما خبردار شد که هر دوی آنها در اثر اصابت ترکش خمپاره کشته شدهاند.
در حالی که در کفن سبزرنگی پیچیده شده بودند و صورتشان معلوم بود، عکاس از آنها عکس گرفت. احمد میگوید: "صحنه داغانکنندهای بود. اول عکس بازی این بچهها را روی صفحه گذاشتیم، ولی بعد از مدتی کوتاه همان عکس را در حالی که در گوشه آن یک خط سیاه مورب کشیده بودیم، دوباره منتشر کردیم."

با توجه به اینکه بخشهایی از حمص از کنترل حکومت خارج شده، موارد حمله به عکاسان - بهخصوص در محلاتی که تیپهای نظامیان شورشی اداره آنها را در دست دارند - نسبت به گذشته کمتر شده است.
سلما میگوید: "عکاسان ما که در مناطق تحت کنترل ارتش آزاد سوریه فعالیت میکنند، میتوانند سریعتر جابجا شوند و مستقیما به مکانهای مورد نظرشان بروند. اما در مناطق دیگر، فعالیت همچنان سخت و پرخطر است. البته همراه داشتن دوربین ریسک چندانی ندارد، ولی رفتن به این مناطق همچنان خطرناک است، چون ممکن است عکاس بطور اتفاقی در اثر گلولهباران کشته شود."
با وجود نظامی شدن فزایند قیام سوریه، احمد معتقد است که جنبشهای مدنی مسالمتآمیز هنوز نقش مهمی ایفا میکنند.
او میگوید: "ما با ارتش آزاد سوریه همکار نیستیم و سلاح حمل نمیکنیم. میدانیم که کارمان خطرناک است، چون حکومت در گذشته بارها عکاسان و فیلمبرداران را هدف قرار داده است. ما همیشه میگوییم که دوربین خطرناکترین سلاحی است که یک فرد میتواند با خود حمل کند. گروههای مختلفی از اعضای ارتش آزاد سوریه در حمص حضور دارند. ولی ما همیشه سعی میکنیم فاصله میان خودمان و آنها را حفظ کنیم. همه آنها میدانند که ما آدمهای مسالمتجویی هستیم."











