'شورشی خستگی‌ناپذیر'؛ جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بریتانیا کیست؟

جرمی کوربین
    • نویسنده, ایان واتسون
    • شغل, بی‌بی‌سی

"من معتقدم با هرکسی که برخورد می‌کنم، نکته‌ای می‌داند که من نمی‌دانم و ما همه می‌توانیم از یکدیگر یاد بگیریم."

این جمله‌ای بود که جرمی کوربین قبل از آنکه برای سخنرانی‌اش در هشتاد و هفتمین انتخابات رهبر حزب کارگر به صحنه برود، به من گفت.

چهارچوب اعتقادی‌اش آن‌طور که در روزنامه‌های عامه‌پسند ادعا می‌کردند تا شاید از معروفیتش کم شود، چندان استالینیستی یا تروتسکی وار به نظر نمی‌رسید.

این سخنرانی با سخنرانی کارزار محلی حزب کارگر، تظاهرات ضد جنگ و یا تجمع سالانه کارگران معدن شهر دارام فرق داشت.

سالن سخنرانی در محله‌ای قرارگرفته بود که می‌توان گفت خاک دشمن محسوب می‌شود، سالن تئاتری در چلمسفورد (ناحیه‌ای که همیشه به حزب محافظه‌کار رأی داده است) که کاملاً با جمعیت پر شده بود.

جرمی کوربین نه ظاهر چشمگیری داشت، نه سخنور خارق‌العاده‌ای بود و لااقل روی صحنه سخنرانی، طنز خاصی هم نشان نداد. اما چیزی دراو بود.

شاید آن چیز یک اعتقاد عمیق سیاسی بود که کوربین آن را بدون ظاهر سازی بی‌مورد ارائه می‌کرد و می‌توانست هم افراد جدید را به کیش خود درآورد و هم کسانی را که صرفاً کنجکاو هستند.

شاید شرایط زمانه به نفع کوربین عمل کرده است. شاید بی‌تجربه بودن او توانسته در این دوران ناامیدی و سردرگمی سیاسی، یک حسن به‌حساب بیاید.

او هیچ‌وقت نه وزیر بوده و نه وزیر دولت سایه. خارج از دایره فعالان سیاسی چپ تا قبل از این کسی او را نمی‌شناخت.

مسیری که از گمنامی تا موج کوربین زدگی رسید، هرچند خلاف انتظار بود، بسیار چابکانه طی شد.

طبق قوانین جدید حزب کارگر برای اینکه یک کاندیدای رهبری بتواند به پای صندوق برسد باید حداقل رای ۳۵ نماینده مجلس حزب را جلب کرده باشد.

کوربین تنها یک دقیقه و ۴۵ ثانیه مانده به ختم زمان ثبت‌نام کاندیداهای رهبری در ظهر پانزدهم ماه ژوئن به حد نصاب رسید.

کمتر از نیمی از نماینده‌هایی که به او رای دادند از جبهه چپ حزب بودند. بقیه نمایندگانی بودند که با توجه به نتایج بد حزب در انتخابات، می‌خواستند زمینه‌ای برای بحث عمیق و ریشه‌ای درباره شرایط حزب ایجاد شود.

بنا به گفته کوربین، نظر مشخصی درباره اینکه چه کسی از جبهه چپ حزب نماینده رهبری شود وجود نداشت. او در مصاحبه‌ای با گاردین گفت: "ما تصمیم گرفتیم که یک نفر باید کلاهش را وسط بیندازد. متاسفانه کلاه من وسط افتاد. دایان ابوت و جان مک دانل قبل از من این مسیر را رفته بودند و حالا نوبت من بود."

هرچند او بی‌برنامه قبلی وارد این انتخابات شد اما کارزاری که به راه افتاد بسیار حرفه‌ای بود.

حامیان کوربین بیرون پارلمان- سپتامبر۲۰۱۵
توضیح تصویر، حامیان کوربین بیرون پارلمان- سپتامبر۲۰۱۵

در نتیجه اصلاحاتی که در دوران رهبر قبلی، اد میلیبند در قوانین داخلی اعمال شد، رای دادن نه‌فقط برای اعضای رسمی حزب بلکه برای حامیان ثبت‌نام کرده هم مجاز است.

بسیاری که حزب کارگر را در زمان تونی بلر ترک کرده بودند برگشتند. اعضا و اعضای سابق حزب سبز هم اشتیاق زیادی نشان دادند. بسیاری که معمولاً درگیر سیاست نبودند به دلیل پیام ضد کاهش بودجه عمومی که از پیام‌های اصلی کوربین بود به این موج اضافه شدند.

میزان محبوبیت کوربین برای بسیاری از همکارانش در حزب کارگر غیرمنتظره بود اما این موج حامیان، حاصل سال‌ها فعالیت و کنشگری اجتماعی او بود.

درحالی‌که هنوز در مدرسه‌ای در ناحیه شرابشر درس می‌خواند، گروه جوانان سوسیالیست روکین را تشکیل داد، مجلاتی منتشر کرد و تظاهراتی در مخالفت با سلاح اتمی و جنگ ویتنام ترتیب داد.

قطعاً این پیش زمینه مناسبی برای کسی بود که در سال ۲۰۰۱ " ائتلاف جنگ را پایان دهید" را پایه گذاشت. ائتلافی که در مخالفت با دخالت در امور افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر شکل گرفت و در سال ۲۰۰۳ در آستانه شرکت بریتانیا در حمله به عراق، فعالیتش اوج گرفت. یکی از تظاهرات آن‌ها در مرکز لندن طبق گفته پلیس ۷۵۰ هزار نفر شرکت‌کننده داشت و توانسته بود افرادی با تمایلات حزبی مختلف را یکجا جمع کند.

سابقه فعالیت‌های کوربین در اتحادیه‌های کارگری هم پشتوانه خوبی برای او ایجاد کرده بود. او قبلاً در اتحادیه خیاطان و کارگران پوشاک و بعد در دهه هفتاد در اتحادیه کارگران خدمات عمومی (بعداً به یونیژن تغییر نام داد) سمت‌های اداری داشت و برای همین در دوره کارزار انتخاباتی‌اش از کمک‌های نقدی این اتحادیه‌ها استفاده کرد. بزرگ‌ترین حامی مالی او، اتحادیه یونایت به رهبری یکی از چهره‌های شاخص چپ لن مک کلاسکی بود.

در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵، کوربین با کسب آرای بیشتری از سه رقیبش به‌عنوان رهبر حزب کارگرانتخاب شد.

شورشی بدون توقف

هرچند همه، دهه هشتاد را به‌عنوان دوران تاچر به خاطر می‌آورند اما نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که در طول این دهه لندن توسط سیاستمداران چپ رادیکال اداره می‌شد که از هر راه ممکن باسیاست‌های حزب محافظه‌کار مقابله می‌کردند. جرمی کوربین در این جریان حضور داشت.

او در سال ۱۹۷۴ به‌عنوان نماینده حزب کارگر محله هرینگی انتخاب شد و ریاست جلسات تصمیم‌گیری ساخت‌وساز در محل را به عهده داشت. رئیس سابق شهرداری محله، توبی هریس از حزب محافظه‌کار می‌گوید:" ۴۰ سال است که کوربین را می‌شناسم و در این مدت موضع‌گیری سیاسی‌اش به‌هیچ‌وجه تغییر نکرده است."

هریس می‌گوید:" در مقابله با کم شدن بودجه خدمات عمومی بسیار پر حرارت بود." اما حساسیت‌های سیاسی کوربین جدا از مسائل محلی، بین‌المللی هم بودند. هریس ادامه می‌دهد:" او حمایت پر شوری از تمام نهضت‌های آزادی‌بخش کشورهای دیگر می‌کرد."

در این مورد او از الگوی خانواده کوربین پیروی می‌کرد. پدر و مادرش، نائومی و دیوید در دهه ۱۹۳۰ در گردهمایی‌ای در لندن در اعتراض به قدرت گرفتن فرانکو در اسپانیا باهم آشنا شدند.

کوربین جوان، قبل از آنکه برای نمایندگی مجلس وارد انتخابات شود، به‌عنوان داوطلب دو سال در کشورهایی چون جامائیکا به‌عنوان مددکار اجتماعی جوانان کارکرده بود. او همینطور سفرهای زیادی به آمریکای جنوبی داشت.

او در مصاحبه‌ای به من گفت:" من مدارک تحصیلی زیادی ندارم." تحصیلش در دانشگاه پلی تکنیک شمال لندن را ناتمام گذاشت. " اما شیفته مطالعه‌ام و خیلی کتاب می‌خوانم."

در انتخابات ۱۹۸۳ به‌عنوان نماینده محله ایزلینگتون شمالی انتخاب شد. این انتخاب نتیجه انصراف نماینده سابق حزب کارگر این محل و پیوستنش به حزب تازه تاسیس اس دی پی بود که این فرصت شغلی را برای کوربین هموار کرد.

هرچند کوربین کرسی‌ای به دست آورد اما آن سال، سال شکست سختی برای حزب کارگر بود و دلیل آن شاید مانیفستی بود که گرچه تعدادی از سر فصل‌های محبوب کوربین از جمله ترک اتحادیه اروپا و خلع کامل سلاح های اتمی را شامل می‌شد، اما برای رأی‌دهندگان جذابیتی نداشت.

در سه دهه بعد، چهره او بیشتر به خاطر مبارزه‌اش برای موضوعاتی که به آن‌ها دل بسته بود در ذهن‌ها ثبت شد. از جمله مخالفت با حکومت آپارتاید در آفریقای جنوبی و حکومت خودکامه آگوستو پینوشه در شیلی که از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ بر شیلی حکومت می‌کرد.

جرمی کوربین(چپ) و همکارش، ۱۹۷۵
توضیح تصویر، جرمی کوربین(چپ) و همکارش، ۱۹۷۵

همسر دوم کوربین، کلودیا برا چیتا در ۱۱ سالگی با پدر و مادرش به دنبال کودتای خون‌بار شیلی که حکومت چپ‌گرای سالوادور آلنده را ساقط کرد، از کشورشان فرار کرده بود.

حمایت بخش‌هایی از حکومت آمریکا از پینوشه دلیل بی‌اعتمادی کوربین به دخالت‌های آمریکا در مناقشات جهانی است. بی‌اعتمادی‌ای که هیچ‌وقت از بین نرفته است.

او با رهبر وقت حزب کارگر، نیل کیناگ دچار مشکل شد و دلیل آن دعوتش در سال ۱۹۸۴ از دو زندانی جدایی‌طلب ایرلندی - که به‌اشتباه مجرم شناخته‌نشده بودند- به پارلمان بود. دعوتی که فقط چند هفته بعد از بمب‌گذاری ارتش جمهوری‌خواه ایرلند در گراند هتل برایتون صورت گرفت. این بمب‌گذاری که طی برگزاری مراسم سالانه حزب محافظه‌کار اتفاق افتاد نزدیک بود مارگارت تاچر را به قتل برساند.

کوربین از همان زمان، مانند این روزها، خودش را به‌عنوان پیشگامی در فرآیندهای صلح مطرح کرده است.

او در دوران تونی بلر هم ۵۳۳ بار بر ضد لوایح دولت رأی داد و حتی در دوران اد میلیبند که به نسبت چپ‌گراتر بود هم با بسیاری از لوایح حزب مخالفت ‌کرد.

در سال ۲۰۰۹ در یکی از همایش‌های حمایت از فلسطین گفت: "دوستان ما از حزب‌الله" و " دوستان ما از حماس". کوربین در جواب انتقادها دلایلی مشابه با آنچه در مورد جمهوری خواهان ایرلند آورده بود، مطرح کرد. در اخبار کانال ۴ گفت: "اگر بخواهید فرآیند صلح را به حرکت درآورید، باید با مردمی که حتی عمیقاً با آن‌ها مخالف هستید هم‌صحبت کنید."

در اوایل کارش، او همین رویه را هم در رهبری حزب کارگر پیش گرفت.

مسئله رهبری

در سال ۲۰۱۵ رهبر جدید حزب کارگر خود را در موقعیت عجیبی دید. او در میان اعضای جدید حزب و حامیانش محبوب بود اما در میان اکثر نمایندگان هم حزبی‌اش چنین نبود.

به نظر بسیاری از این نمایندگان جرمی کوربین برای رأی‌دهندگان هم بسیار ضعیف است و هم زیادی رادیکال. حزب کارگر در نظرسنجی بسیار پایین آمده بود و انتظار شکستی به‌مراتب بدتر از شکست مایکل فوت را در ۱۹۸۳ داشت.

عده‌ای از نمایندگان از پذیرفتن وزارت دولت سایه سرباز می‌زدند. کوربین در اول کار سعی کرد به‌سوی همه طیف‌ها دست دراز کند. به‌عنوان‌مثال آنجلا ایگل را که بعداً تلاش کرد او را از قدرت ساقط کند، در صدر دولت سایه جا داد.

سه ماه بعد از به رهبری رسیدن کوربین، دولت تصمیم گرفت عملیات هوایی را به سوریه گسترش دهد. وقتی وزیر خارجه دولت سایه، هیلاری بن در رأی‌گیری مجلس در این مورد از دولت محافظه‌کار و گسترش بمباران حمایت کرد، کوربین خشمگین شد. این اولین نمود خارجی فاصله عمیقی بود که در حزب کارگر بین اعضا طرفدار کوربین و اعضا پارلمانی حزب ایجادشده بود.

جرمی کوربین و هیلاری بن
توضیح تصویر، جرمی کوربین(راست) و هیلاری بن (چپ)

همه‌پرسی اتحادیه اروپا این شکاف را عمیق‌تر کرد. اعضا پارلمانی حزب کارگر گفتند به دلیل بی‌اشتیاقی رهبر حزب به جناح خواهان باقی ماندن در اروپا بود که آن‌ها شکست خوردند.

زمزمه نقشه‌ای برای کنار گذاشتن کوربین به‌عنوان رهبر - که بعد در عمل مشخص شد برنامه‌ریزی خوبی نداشت- قبل از همه‌پرسی شروع‌شده بود اما بعد از همه‌پرسی اجرای آن سرعت گرفت. هشت نفر از ۱۰ نفر همکار پارلمانی کوربین به او رای اعتماد ندادند و اعضا شناخته‌شده کابینه‌اش استعفا کردند.

به گفته کتی کلارک، مسئول دفتر کوربین، او در این دوره نزدیک بود استعفا کند اما احساس می‌کرد با این کار در حق اعضای حزب که به او اعتماد کرده‌اند بی‌انصافی کرده است.

در همین دوره بود که جنبش مردمی‌ای به نام " مومنتوم" شروع به فعالیتی پرشور کرد. این گروه که توسط هم‌رزمی‌های چپ‌گرای قدیمی کوربین، جان لنزمن و جان مک دانل شکل گرفت، سعی کرد انرژی اولیه موجود در کارزار رهبر شدن کوربین را برای ادامه راه، آماده شدن و مبارزه برای تشکیل یک دولت چپ‌گرا در انتخابات آینده ذخیره و هدایت کند.

وقتی آنچه اعضای مومنتوم کودتا علیه کوربین می‌نامند شروع شد، اعضای این گروه از دو هزار نفر به ۲۰ هزار نفر رسید. این دومین انتخابات رهبری حزب در فاصله‌ای کم بود که در آن اعضا پارلمانی عملکرد کوربین را ضعیف می‌دانستند و بیشترشان طرفدار اون اسمیت بودند اما اعضای جدید حزب همگی جذب سیاست و پیام کوربین شده بودند.

کوربین دومین پیروزی‌اش در مقام رهبر حزب کارگر را به‌آسانی و با اختلاف زیاد از رقیب به دست آورد. وقتی ترزا می در سال ۲۰۱۷ اعلام انتخابات پیش از موعد کرد، بسیار موقعیت حزب کارگر را دست‌کم گرفتند.

همایش‌های انتخاباتی پرجمعیت کوربین در نواحی رأی‌گیری حاشیه‌ای که میزان رای آن‌ها بین حزب کارگر و محافظه‌کاران به هم نزدیک است، بی‌اهمیت قلمداد می‌شد چون تصور بر این بود که خطابه‌های او فقط همان طرفداران همیشگی‌اش را جذب می‌کند. ترزا می در اغلب این گردهمایی‌ها معذب و بسیار خشک بود درحالی‌که کوربن با اعتمادبه‌نفس و راحت ظاهر می‌شد.

وقتی حزب کارگر توانست در انتخابات ۲۰۱۷، ۴۰ درصد کل آرا را به دست بیاورد، بسیاری در خود حزب تعجب کردند. وقتی از یکی از سیاست‌گذاران حزب بعد از اعلام نتیجه سؤال کردم چطور به این موفقیت رسیدند گفت:" نمی‌دانم. در مرحله آخر در شبکه‌های مجازی خیلی فعالیت کردیم اما تصور نمی‌کردیم در این حد موثر باشد."

کوربین توانست بالاترین درصد کسب رای برای حزب کارگر را از سال ۱۹۹۷ به دست بیاورد.

کوربین معتقد است بخشی از این موفقیت به دلیل مانیفست حزب کارگر بود که به شکل واضحی با مانیفست حزب محافظه‌کار و حتی مانیفست‌های دوره‌های حزب کارگر جدید در تقابل بود. هسته اصلی این مانیفست افزایش مالیات ثروتمندان و ملی کردن دوباره راه‌آهن و شرکت آب بود.

نتیجه این انتخابات بالا رفتن جایگاه جرمی کوربین در نظرسنجی‌ها بود و در نتیجه آن ایده نخست وزیر شدن او دیگر چندان مضحک به نظر نمی‌رسید.

در جشنواره موسیقی گلاستونبری و در طول تابستان ۲۰۱۷ شعار "اوه، جرمی کوربین" در همه‌جا به گوش می‌رسید؛ اما نتیجه چنین محبوبیتی زیر ذره‌بین رفتن بیشتر نیز هست.

دور دوم رهبری جرمی کوربین در حزب کارگر بی لغزش و اشتباه نبوده است. بعضی از منتقدان ایرادهایی در او می‌بینند که اگر روزی به دفتر نخست وزیری برسد عواقب آن‌ها گریبان گیرش خواهد شد.

درنگ در قضاوت؟

یکی از همکاران نزدیک کوربین مسئله کندی کوربین در تصمیم‌گیری را این‌طور توضیح می‌دهد:" آنچه باید درباره کوربین بدانید این است او که تمام جوانب را بررسی می‌کند اما این بررسی خیلی طول می‌کشد."

جرمی کوربین

در دوران سرعت گرفتن رسانه‌ها، بعضی فکر می‌کنند کوربین برای تغییر موضع در موارد بحرانی انعطاف کافی ندارد مخصوصاً در مواردی که واقعاً قابل دفاع نیستند. یا اینکه او به‌نوعی خودش برای موضع‌گیری درباره موضوعاتی که قابلیت مسموم کردن فضای سیاسی را دارد، از قبل ایمن‌سازی کرده است.

کوربین بارها اعلام کرده است که با "گرایش‌های ضد یهودی و دیگر اشکال نژادپرستی مخالف است." اما همچنان توسط افرادی در حزب خودش محکوم می‌شود که در مقابله با مواردی از برخوردهای ضد یهودی در حزبش واکنش زیادی نشان نداده و یا خیلی دیر به آنها رسیدگی کرده است. رهبری او توانسته گروهی از فعالان جبهه چپ و بعضی از فعالانی که به دلیل جنگ عراق حزب را ترک کردند، به حزب برگرداند.

او در بسیاری موارد مرید، تونی بن است که معتقد بود:" ما هیچ دشمنی در جبهه چپ نداریم." او با نیل کیناک که گروه‌های افراطی‌تر چپ را در دهه ۸۰ میلادی از حزب اخراج کرد، مخالف بود. رفتاری که به قول بسیاری در حزب پاک‌سازی افراطی تلقی شد. بازگشت بعضی از گروه‌های چپ رادیکال که با سیاست دولت اسرائیل و کشورهای غربی در خاورمیانه مخالف‌اند، باعث بالاتر رفتن اتهامات درباره رفتارهای ضد یهودی در حزب شده است. هرچند موارد این اتهامات درمجموع کم است اما تأثیر سیاسی آن‌ها بسیار شدید بوده است.

بعد از تلاش‌های داخل حزب برای کنار گذاشتن کوربین در سال ۲۰۱۶، بعضی از هواداران جرمی کوربین در شبکه‌های اجتماعی سروصدای زیادی به راه انداختند. افرادی از داخل حزب می گویند فریادهای هواداری این طرفداران خودمختار چندان لطفی به کوربین نکرده است. گروهی از مسئولان حزب متوجه مواردی از رفتارهای یهودی ستیزانه در این موج طرفداری از کوربین شدند.

یکی از نظرسنجی‌های انجام‌شده برای کمپین ضد یهودی ستیزی نشان می‌دهد که از ۱۰ رأی‌دهنده یهودی، هشت نفرشان معتقدند که حزب کارگر نسبت به رفتارهای یهود ستیزانه نرمش زیادی از خود نشان می‌دهد. به عقیده بسیاری نمایندگان مجلس حزب کارگر این به ادعای ضد نژادپرست بودن حزب لطمه میزند. چه این قضاوت‌ها منصفانه باشد یا نه، مسئله یهودستیزی، شبهاتی درباره توانایی رهبری کوربین برمی‌انگیزد.

اعتراضات یهودیان علیه حزب کارگر، ژوئن ۲۰۱۸
توضیح تصویر، اعتراضات یهودیان علیه حزب کارگر، ژوئن ۲۰۱۸

اخیراً سعی شده سازوکارهای درون‌حزبی برای رسیدگی به شکایت‌های مربوط به یهودستیزی سرعت بگیرند. طرفداران کوربین یادآوری می‌کنند که او در اخراج دوست و هم‌سنگر قدیمی‌اش، کن لوینگستون لحظه‌ای تاخیر نکرد.

موارد یهودستیزی در حزب کارگر هم‌اکنون در کمیسیون برابری و حقوق بشر در حال بررسی است و اگر گزارش تحقیق آن‌ها منفی باشد، رهبری جرمی کوربین کاملاً متزلزل شود.

لرد هریس معتقد است که اعتقادات سیاسی کوربین طی سال‌ها بی‌تغییر مانده‌اند اما اخیراً دیده‌ایم که موضع او در بعضی از موارد منعطف شده است. یکی از این موارد موضع او درباره خلع یک‌جانبه سلاح‌های هسته‌ای است که در سال ۱۹۸۳ برای احقاق آن مبارزه می‌کرد.

بسیاری از حامیان کوربین در اتحادیه‌های کارگری از او خواسته‌اند که حامی بازسازی و به‌روزرسانی سلاح‌های هسته‌ای باشد و تا این لحظه او هنوز سیاست قدیمی حزب که موافق خلع سلاح چندجانبه و نه یک‌جانبه سلاح‌های اتمی است را تغییر نداده است.

موضع کوربین در مورد برگزیت هم انعطاف زیادی داشته است. در مورد برگزیت، جنبش مردمی حزب به نمایندگانی که حامی باقی ماندن در اتحادیه اروپا بودند، تمایل داشتند و خواهان رفراندوم دوم هستند.

موضع کوربین در این زمینه دستخوش تحول شده است و تا حدی و نه کاملاً با خواسته اعضای جدید و جوان‌تر حزب که مایل به ماندن در اروپا هستند، همخوان‌تر شده است. منتقدانش می‌گویند او باید در این مورد در جلوی صف، رهبری را در دست می‌گرفت.

کوربین در همه‌پرسی ۱۹۷۵ بر ضد عضویت در بازار مشترک اروپا رأی داد و در سال ۱۹۸۳ به مانیفست حزب که خواهان جدا شدن از اتحادیه بود با اشتیاق رای مثبت داد. او در این زمینه هم پیرو تونی بن بود که به سازمانی متشکل از عده‌ای کارمند غیر انتخابی که در بروکسل تصمیم‌های خطیری برای کشورهای عضو می‌گیرند مشکوک بود. کوربین در سال ۲۰۱۶ در بسیاری از همایش‌های هواداری از باقی ماندن در اتحادیه اروپا شرکت کرد اما حس کلی نمایندگان این جبهه این بود که او شور و شوق کافی در حمایت از آن‌ها نشان نداده است.

در مصاحبه‌ای در کانال چهار تلویزیون بریتانیا در دوران تبلیغات برای همه‌پرسی میزان اشتیاقش به این مسئله را این‌طور توضیح داد:" اگر بخواهم از ۵ تا ۱۰ اولویت‌بندی کنم، این موضوع جایی در محدوده هفت یا شاید هفت و نیم از ده داشته باشد." او البته با قاطعیت گفت به نتیجه همه‌پرسی احترام می‌گذارد. قاطعیتی که به نظر گروهی زیادی است.

کوربین در آخرین روزهای نخست‌وزیری ترزا می سعی کرد درباره طراحی برنامه ترک اتحادیه اروپا مذاکره کند اما مذاکره به نتیجه نرسید. از آن زمان تا حالا او تغییر موضع دیگری داشته و حالا در صورت انتخاب شدن حزب کارگر در انتخابات بعدی، پیشنهاد همه‌پرسی دومی می‌دهد که باقی ماندن در اتحادیه اروپا یکی از گزینه‌های آن خواهد بود. با این‌وجود او هنوز هم از مذاکره معنی‌دار برای ترک اتحادیه اروپا حمایت می‌کند تا به آن گروه از رأی‌دهندگان هم حق انتخابی داده باشد.

اما جالب است که این تغییر مواضع به دلیل فشار منتقدانش نیست. افراد سرشناسی در جبهه چپ پس از نتایج اسف‌بار انتخابات ماه مه ۲۰۱۹ اتحادیه اروپا خواهان موضع‌گیری پرقدرتی برای باقی ماندن در اتحادیه اروپا شدند. باوجود انعطاف‌پذیری در مورد مسئله اروپا عده‌ای هنوز معتقدند سرعت عمل او کم بوده است و افرادی از دایره نزدیک دوستانش می‌گویند بهتر بود در دوره انتخابات اتحادیه اروپا شفافیت بیشتری نشان می‌داد.

منتقدان بی‌رحم‌ترش معتقدند او حتی در مورد بیرون گود ایستادن خودش هم موضعی بیرون گود دارد. شک و شبهه زیادی درباره سرعت عمل کوربین در عکس‌العمل به خواسته‌های عمومی و حزب وقتی پایش به خانه شماره ۱۰ برسد وجود دارد.

امر شخصی امر سیاسی است

وقتی در حال آماده کردن مقدمات مصاحبه‌ای با جرمی کوربین هستید تازه متوجه می‌شوید چقدر خون گرم، بی‌پیرایه و حتی جذاب‌تر از آن است که تصور می‌کردید. گاهی از کتابی که دارد می‌خواند حرف میزند بعد کنایه‌ای طنزآمیز به مخالفان داخلی‌اش در حزب میزند.

اما او در بحث زیاد پوست‌کلفت و نسبت به انتقادها صبور نیست و مخصوصاً از کسانی که سعی می‌کنند جلوی در خانه‌اش حرفی که نمی‌خواهد را در دهانش بگذارند متنفر است.

جرمی کوربین

در سخنرانی پیروزی‌اش به رهبری حزب در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که اعضا خانواده‌اش بدرفتاری‌های شرم‌آوری را تحمل کرده‌اند و از خبرنگاران خواست خانواده‌اش را تنها بگذارند. البته مواردی هم هست او خودش هم می‌خواهد تنها گذاشته شود.

مارتین اسلومن یکی از اعضا حزب کارگر ایزلینگتون در دهه ۸۰ می‌گوید رفتار کوربین با اعضا حزب هم شبیه رفتارش با خبرنگاران است. هیچ‌وقت بی‌ادب و خشن نیست اما دوست ندارد به چالش کشیده شود." این نقطه‌ضعفش بود. از انتقاد خوشش نمی‌آید و ازآن‌پس می‌کشد."

عده‌ای معتقدند اگر قرار باشد از رهبری حزب به نخست‌وزیری برسد باید پوست کلفت‌تر شود. لنزمن می‌گوید رهبری کوربین حزب کارگر را به شکل غیر قابل بازگشتی تغییر داده است." ما دیگر هرگز به نئولیبرالیسم بر نخواهیم گشت. این تصمیمی است که برای همیشه گرفته‌شده است. حداقل برای یک نسل. حزب کارگر از اساس تبدیل به حزب دیگری شده است و دیگر برگشتی در کار نیست."

درست است که حزب کارگر تحت رهبری کوربین به‌سرعت تغییر کرد اما ریسمان‌های قدرت در دست طرفداران کوربین است. اگر او بخواهد با تمام مشکلات سر راه، رهبری سفت‌وسخت و مصمم‌تر باشد، حامیانش ایمان‌دارند که می‌تواند رهبری دولتی رادیکال را هم به عهده بگیرد.

اما پیش از رسیدن به رهبری حزب کارگر، کوربین اشتهای چندانی برای قدرت نداشت. در مصاحبه‌ای با گاردین کمی قبل از اعلام قطعی نتایج گفت: "در سن و سال من، کسی نمی‌تواند مدت طولانی‌ای در رقابت باشد.". او معمولاً از جواب به این‌گونه سؤال‌های طفره می‌رود اما در مصاحبه دیگری گفت:" بهترین رهبر، رهبری بی‌میل است."

او قطعاً وقتی اکثریت نمایندگان خواهان کناره‌گیری‌اش بودند، عمیقاً با خود فکر کرد درنهایت استعفا نداد. او مقاوم است و باوجود تمام احتمالاتی که وجود داشت به‌صراحت اعلام کرد که در صورت انتخاب شدن تا پایان یک دوره کامل در مقامش باقی می‌ماند.

در این میان جنبش مومنتوم هم گه گاه از خود استقلال رأی نشان داده است. ظاهراً جان لنزمن امیدوار است که جان مک دانل رهبر بعدی حزب باشد اما خود مک دانل در مصاحبه‌ای گفته است رهبر بعدی حزب کارگر باید یک زن باشد. آنچه برای من در طول آخرین کنفرانس حزب کارگر تعجب‌انگیز بود میزان بحث و گفتگو هایی بود که در گوشه‌کنار راهروها درباره جانشینی کوربین به گوش می‌خورد. موقعیت کوربین با کناره‌گیری اندرو فیشر، سیاست‌گذار کلیدی که هم با او و هم وزیر سایه خزانه‌داری‌اش نزدیک است، ضعیف شد.

کوربین در نامه‌ای به دوستانش که اول ساندی تایمز آن را دید و بعد به دست بی‌بی‌سی رسید، از نبود رفتار حرفه‌ای و کفایت شغلی در بخش‌های اجرایی حزب گله می‌کند. او می‌گوید هرچند امیدوار است نظرش اشتباه باشد اما " دیگر به موفق شدنمان ایمان ندارم."

هنوز حمله آشکار و مستقیمی به او شروع نشده است و کوربین احتمالاً خودش تصمیم خواهد گرفت کی و تحت چه شرایط از مقامش پایین بیاید اما جان مک دانل گفته است چنین اتفاقی زمانی خواهد افتاد که او در انتخابات بعدی شکست بخورد. اما حامیان روزافزون اصرار دارند که کوربین هنوز برای کشیدن این بار سنگین در میدان باقی می‌ماند.

او هنوز اراده محکمی برای به قدرت رساندن حزب کارگر دارد. بسته پیشنهادی او در کنفرانس سالانه این بود که او می‌تواند نوع متفاوتی از رهبری را به سیاست بیاورد. هوادارانش اصرار دارند بعد از اختلافاتی که در نتیجه برگزیت ایجاد شده، تنها این شورشی قدیمی است که می‌تواند کشور را متحد کند. شعار کوربین این است:"به مردم اعتماد کنید."، حالا زمان زیادی نمانده تا بفهمیم آیا مردم حاضرند به او اعتماد کنند.