جورهبیک نذری، رامشگر زبانپژوه تاجیک که خاموش شد

- نویسنده, عبدالقیوم قیومزاد
- شغل, روزنامهنگار، تاجیکستان
جورهبیک نذری، خاورشناس و زبانپژوه و موسیقیدان و آوازخوان صاحبمکتب تاجیک، اگر زنده بود امروز ۷۴ ساله میشد. اما او درست یک ماه پیش، در اوج مرگومیر ناشی از کرونا در زمره جانباختگان همهگیری کووید-۱۹ از جهان رفت. به مانند همه دیگر چهرههای خوشنام تاجیکستان که جانشان را تسلیم کووید-۱۹ کردند و شمارشان اندک هم نبود، پیکر جورهبیک نذری را هم هزاران تن از دوستارانش بدرقه نکردند، بلکه معدودی از بستگان و دوستانش بودند که روز ۲۴ مه در قبرستان لوچاب شهر دوشنبه، آرامگاه مشاهیر تاجیکستان، مراسم خاکسپاریاش را بجا آوردند.
جورهبیک نذری چه در زمینه علم و پژوهش و چه در عرصه هنر از توان و قریحه ستودنی برخوردار بود و طی سالهای متمادی مسئولیت شماری از بنگاههای علمی و فرهنگی، به مانند پژوهشگاه خاورشناسی و میراث خطی فرهنگستان علوم تاجیکستان را به دوش داشت و از خود نقش و نمونه یک مدیر مدبّر و کارساز را در یادها باقی گذاشت.
او به پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم درست پس از ختم دانشگاه راه یافت. کلید او به این مکان علمی، تحقیقاتش درباره مکتبی شیرازی، از شاعران سده دهم هجری قمری شیراز بود. جورهبیک نذری در سال ۱۹۷۴ در موضوع مکتبی شیرازی و داستان لیلی و مجنون او رسالهای نوشت و دفاع کرد و سال ۱۹۹۶ با دفاع از رساله «روایات انجیل و قرآن راجع به سلیمان و تحول آن در ادبیات فارس و تاجیک» به مقام دکترا رسید.
این دو موضوع، در محور کارهای بعدی جورهبیک نذری بود. او در سال ۱۹۸۳ کتاب لیلی و مجنون مکتبی شیرازی را در دوشنبه منتشر کرد و نقد خودش بر این اثر مکتبی را در تهران در سال ۱۹۹۳ . سلیماننامه زلالی خوانساری (دوشنبه، ۱۹۹۶)، قصه سلیمان و بلقیس در ادبیات فارسی (دوشنبه، ۱۹۹۶)، نامه و نامهنگاری در شاهنامه (تهران، ۲۰۰۱)، تاریخ همایون گلشنی (۲۰۰۷)، هنر نامهنگاری در شاهنامه (۲۰۱۴)، دریای سخن پرآب باید (۲۰۱۶) از جمله آثار ماندگار جورهبیک نذری است که افزون بر اینها دهها مقاله علمی در نشریههای تاجیکستان و ایران و افغانستان منتشر کرده بود.

او در پایان عمر مدیر مرکز علمی موسوم به «گنجینه میراث خطی آکادمیسین میرزایف» بود؛ بنگاهی وابسته به انستیتوی زبان و ادبیات و خاورشناسی و میراث خطی ابوعبدالله رودکی فرهنگستان علوم تاجیکستان.
اما شهرت و اعتبار جورهبیک نذری در میان مردم عادی بیشتر به دلیل آوازخوانیاش بود. او بطور حرفهای با موسیقی سروکار داشت و آثار ماندگاری در این زمینه هم دارد، هرچند در هیچ مدرسهای علم موسیقی را فرا نگرفته بود و استاد خاصی در رشته ساز و آواز نداشت. اما بر اثر تلاشهای خودجوش شاگردان فراوانی یافت و به عنوان موسیقیدان صاحبمکتب شناخته میشود. شیوه خاص خوانندگی او هواداران و پیروان بسیاری پیدا کرد.
ورقه زینالدین، نویسنده تاجیک، در توصیف جورهبیک نذری از منظر هنری گفته است:
«استاد جورهبیک نذری در جاده هنر مکتب بزرگ نوآورانه خود را میان تاجیکان آسیای میانه گشوده بود و تا زمان او کسی چنین نمیخواند و نمینواخت. تا زمان او کسی از میان تاجیکان نمیتوانست از آکاردئون به این خوبی استفاده کند. انتخاب شعرهایی با مضمون والا، آهنگهای دلچسپ و غیرعادی او که صوت هندی و نوای اروپایی را همزمان در ذهنها تداعی میکرد، در سنتز یا ترکیب مکتب «دوازدهمقامخوانی دروازی» (مکتب مرویگی استاد اکهشریف جورهیف) از همان پایان دهه ۱۹۶۰ و آغاز دهه ۱۹۷۰ این خنیاگر بزرگ را در میان فارسیزبانان معروف کرده بود».
جورهبیک نذری در دوران شوروی، در دهه ۱۹۷۰ میلادی چند سالی هم در افغانستان به عنوان مترجم کار کرد. در همان دوره بود که با احمد ظاهر، آوازخوان شهیر و محبوب کشور همسایه و همزبان آشنا شد و طرح دوستی افکند. از دوستی این دو هنرمند قصهها و روایات بسیاری تعریف شده و حتی در شکل کتاب به قلم سلطان حمد در شهر دوشنبه منتشر شده است. در واقع، دوستی او با احمد ظاهر که در تاجیکستان هم بیاندازه محبوب است، سرخط شرح حال جورهبیک نذری بود و همیشه بر آن تأکید شده است. به دلیل همین دوستی بود که اداره جاسوسی نظامی اتحاد شوروی قرارداد کاری جورهبیک نذری در افغانستان را فسخ کرد و او را بازپس به شوروی فرا خواندند. به باور مقامهای شوروی، رفاقت مترجمشان (جورهبیک نذری) با یک عامل خارجی (احمد ظاهر) میتوانست پیامدهای امنیتی داشته باشد. این ماجرا را خود جورهبیک نذری سالها پیش برایم تعریف کرده بود.

من که با جورهبیک نذری از نزدیک آشنایی داشتم و به عنوان خبرنگار بارها با او مصاحبههای مفصل آراستهام، او را همچنان به شکل یک مرد قامتبلند، خوشصورت، خوشپوش و همیشه شاد و سر حال به یاد میآورم. بسیار خوشصحبت و خوشمشرب بود. در اظهار نظر ابائی نداشت و استحاله نمیکرد. رُک و راست بود. پردهدری نمیکرد یا کسی را در جمع شرمنده نمیکرد، اما از زمره کسانی بود که به اصطلاح «گپ در دلش نمیخوابید». رند و بیباک بود و به همین دلیل هم در دوران شوروی دردسرهایی داشت. و بعد از آن هم از چند مقامش کنار گذاشته شد، اما همچنان راه و روش خودش را درست میدانست. مغرور و سرکش بود. و دلسوز مردم نیازمند.

زمانی که ریاست پژوهشگاه میراث خطی و شرقشناسی را به عهده داشت، تاجیکستان در آتش جنگ داخلی میسوخت. در آن دوره بیشتر مؤسسات فرهنگی و هنری ویران شدند و داراییهاشان به تاراج رفت. پژوهشگاه میراث خطی هم توجه دزدان و قاچاقچیان آثار خطی را به خود جلب کرده بود، اما همکاران آن زمان حضور جورهبیک نذری میگویند که همانا بودن او پژوهشگاه را از دستبُرد و غارت ایمن نگه داشت.
نورمحمد امیرشاهی، از کارمندان این مؤسسه با یادآوری آن سالهای وحشت و گرسنگی میگوید در آن زمان پژوهشگاه خاورشناسی را «انستیتوی جورهبیک» مینامیدند. به گفته آقای امیرشاهی، «کاملاً مشهود بود که او برای تأمین آب و نان کارمندانش خود را به آب و آتش میزد، بیخوابی میکشید؛ به مانند یک سَروَر خانواده تمام شب را در صف نان میماند و برای بیش از صد تن از کارمندان علمی انستیتو نان میآورد و میآورد و میان ما توزیع میکرد. از ما میخواست روزمان را برای به دست آوردن نان به هدر ندهیم و به کارهای علمیمان مان بپردازیم. اکنون آن عمل حمیده استاد مرا در حیرت میگذارد که این کار را چگونه انجام میداد. حقوق ما در آن دوره کمابیش سه دلار در ماه بود و کمکهای استاد به ما بهمراتب بیشتر از آن بود. او از سازمانهای امدادی مختلف برای ما کمکهایی از قبیل روغن و برنج و ماکارونی و برنج و شکر دریافت و توزیع میکرد. آن هم در دورهای که هر آن امکان داشت یک سلاحبدست یا دارودستههای غارتگر آن روزها به گنجینه دستخطها حمله کند و داراییهای آن را به یغما ببرد. استاد توانست جلو این مشکل را هم بگیرد».

درباره شخصیت جورهبیک نذری چهرههای معروف بسیار گفتهاند. مؤمن قناعت، شاعر فقید تاجیک گفته بود:
«جورهبیک نذری یک شخصیت همهفصلی و چندقطبی است. دانش عمیق و فکر رسا دارد. در صحبت چنین ظاهر میشود که مردی است کریمالاصل، شریفالعریض، دقیقالنظر، عمیقالفکر و صاحبالرأی. هرچند خادم و خدمتگذار بهین علم و فرهنگ است، در مطربی و آوازخوانی هم مقام بلندی را صاحب شد».
قهرمان سلیمانی، رایزن فرهنگی ایران در روسیه در رثای او گفت:
«خاموشی این دانشی مرد هنرمند، برای اصحاب فرهنگ و هنر ایران و تاجیکستان، ضایعهای جبرانناپذیر است».
آقای سلیمانی که در گذشته رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان هم بود، گفته بود:
«همیشه در حلقه دوستان و رفیقان بود و هست. هنوز هم وقتی به تهران میآید، فهرستی از دوستان را در دست دارد که هر یک منتظرند مهماندار وی باشند. این سالها سالهای توجه به روابط عمومی است. به نظرم، جورهبیک در این زمینه در میان تاجیکان کمنظیر است. او قدرت ارتباط برقرار کردن با همه را دارد. دیدار با مردی که سراپا هنر و شیرینزبانی است، برای هر ایرانی فرصت مغتنمی است. من که توفیق داشتم طی سالها از مصاحبت و معاشرت این مرد هنرمند بهرهمند شوم، یکی از خوشبختترین ایرانیان بودهام، زیرا از میان نیکوان تاجیک با یکی از نیکوترینها دوستی داشتم».

جورهبیک مراد، هنرمند مردمی اتحاد شوروی، گفته: «جورهبیک نذری در یک کتفش هنر و در کتف دیگرش علم، جوانمردانه و تاجیکانه علم و هنر را پیش میبُرد».
شهابالدین حقنظر، موسیقیدان و ادیب که طی سالهای دراز رئیس اداره موسیقی رادیوی تاجیکستان بود، میگوید: «در عالم هنر کمتر کسی صاحبمکتب میشود. او صاحبمکتب است، سبک و اسلوب خود را پیدا کرده و شاگردان زیادی را پرورانده است... قلمکشی، رامشگری، سخنوری را به هم پیوند داد».
با این وصف میشود بهجرأت گفت که اگر کرونا و قرنطینه در کار نبود، ماه گذشته پیکر جورهبیک نذری را هزاران تن از اهل ادب و فرهنگ، روشنفکران، موسیقیدانها و هواداران او به آرامگاه لوچاب بدرقه میکردند و شاگردان بیشمارش مرثیههای جانسوزی را به سبک منحصر به فرد او میسرودند.











