نایجل فاراژ: حکایت 'آقای برگزیت'

نایجل فاراژ در جریان کارزار انتخاباتی در "هارتلپول" در استان "دورام"
توضیح تصویر، نایجل فاراژ در جریان کارزار انتخاباتی در "هارتلپول" در استان "دورام"
    • نویسنده, مارک دارسی
    • شغل, خبرنگار پارلمانی

نایجل فاراژ حرفه‌ای است. طرز رفتار او در مقابل گروه‌ها طرفدارش حاکی از مهارتش در ارتباط با مردم است.

پوششی را که اغلب در آن ظاهر می‌شود، با دقت انتخاب می‌کند چون هر تکه‌ آن پیامی فرهنگی دارد: کت توئید، شلوار مخمل کبریتی، پیراهن چهارخانه و کراوات قرمز بافتنی. با مردم شوخی می‌کند و با خوش‌رویی می‌خندد؛ "دشمنان" سیاسی‌اش را نام می‌برد، و جمعیت جوابش را می‌دهد: حزب لیبرال دموکرات (جمعیت: هیس)، دایان اَبِت (نماینده زن سیاهپوست پارلمان از حزب کارگر) (خنده جمعیت)، ترزا می (غرولند جمعیت) و جرمی کوربین (رهبر حزب کارگر) (هوی جمعیت). مخاطبانش چنان از این برخوردها لذت می‌برند که او به شوخی می‌گوید ممکن است مجبور شود آنها را متفرق کند، و بعد بدون تامل به آن ها قول می‌دهد آینده بهتری برای صنایع ماهی‌گیری بسازد (او در نیمه نوامبر در بندر ماهی‌گیری "گریمزبی" در کارزار انتخاباتی‌اش است).

وقتی رهبر حزب برگزیت تبلیغات انتخاباتی‌اش را با حمله به نظام سیاسی فاسد و کهنه بریتانیا تمام می‌کند، مخاطبانش مسحور شده‌اند.

چند روز پس از موفقیت "گریمزبی"، فاراژ در مصاحبه‌ای چالشی با بی‌بی‌سی به همان میزان در برخورد و گفتارش از خود مهارت نشان می‌دهد. او این جنبه انتخابات را بارها تجربه کرده. ممکن است این‌بار حرکات و طرز نشستنش نشان کمتری از راحتی و آرامش داشته باشد، اما او پیش از این هم در استودیوهای رسانه‌ها زیر فشار قرار گرفته.

می‌گوید نژادپرست نیست، و این که نامزدهای انتخاباتی حزب برگزیت، از نژادهای مختلفند. می گوید نمی‌خواهد نظام بهداشت و درمان ملی را خصوصی کند اما می‌خواهد شهروندان مرفه‌تر بیشتر از بیمه‌های خصوصی بهداشت استفاده کنند تا فشار بر مالیات‌دهنده کمتر شود. نگران این نیست که این حرکت به اصل "بهداشت برای همه" لطمه بزند. می‌خواهد روند مهاجرت به بریتانیا را محدود کند زیرا جمعیت کشور بیش از حد سریع رشد می کند....و بله، آینده بریتانیا در خارج از اتحادیه اروپا درخشان است. کسانی که انتظار داشتند فاراژ را یک غول بی شاخ و دم ببینند، تحت تاثیر قرار نگرفته‌اند اما او چیزی هم نبوده که آنها انتظار داشتند.

عوام‌گرا

نایجل فاراژ به سهم خود یک نیروی سیاسی است. خالق احزاب، نه مهره‌ای در میان آنها، نوعی موجود سیاسی که رای‌دهندگان فکر می‌کردند منقرض شده. او حزب"یوکیپ" را به وجود آورد که سه بار در طول بیست سال رهبری آن را برعهده داشت و تنها سال گذشته آن را ترک کرد. این حزب ائتلافی از رای‌دهندگان خشمگین را از طیفی از احزاب جذب کرد و یوکیپ را از حاشیه به صحنه اصلی آمد.

او دیوید کامرون، نخست وزیر وقت بریتانیا را زیر فشار گذاشت تا به مردم وعده همه‌پرسی سال ۲۰۱۶ (در مورد خروج از اتحادیه اروپا) را بدهد. حزب جدیدش، حزب برگزیت، تنها چهار ماه پس از تاسیس در ماه فوریه، در انتخابات اخیر پارلمان اروپا در صدر قرار گرفت. این محبوبیت او را برای پنجمین بار به عنوان نماینده بریتانیا به پارلمان اروپا فرستاد.

اگر برگزیت را یک کودک فرض کنیم، بدون تردید پدرش نایجل فاراژ است. کسانی که فاراژ را می‌شناسند، بخوبی درک می‌کنند که او دوست ندارد کس دیگری کودکش را روی زانویش بنشاند. یکی از علل خشم او از نظام سیاسی مستقر این است که سیاستمدارها همواره او را تحقیر کرده‌اند و هرگز دستاوردهایش را به رسمیت نشناخته‌اند و حالا حزب محافظه کار می‌خواهد با او همکاری کند.

پرفسور متیو گودوین، استاد دانشگاه که صعود یوکیپ را بررسی کرده می‌گوید: "می‌توانید به جرئت بگویید نایجل فاراژ بانفوذترین سیاستمدار بریتانیا در عصر حاضر است. او عامل به جریان انداختن احساسات ضد اتحادیه اروپاست. او بانی رفراندوم ماندن یا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ بود و عامل (اصلی) رای بریتانیا برای برگزیت شد. شگفت آنکه هرگز پایش به پارلمان بریتانیا باز نشد. اما بهای این همه، این است که او فرهنگ سیاسی بریتانیا را خدشه‌دار کرده و به گفته منتفدانش اجماع و مدنیت را از میان برده‌است."

فاراژ چگونه این کار را کرد؟ یکی از همکاران نزدیکش می‌گوید او نقاط قدرت و ضعف حرفه سابقش، کارگزاری بورس کالا را دارد: "می‌تواند روزنه‌ای را در گشایش بازار ببیند و سریعا تصمیم بگیرد، اما قادر به برنامه ‌ریزی راهبردی نیست. او در لحظه فکر و در همان لحظه عمل می کند."

نایجل فاراژ در دیدار از «سیهَم» در سال ۲۰۱۹ در حال نوشیدن مشروب
توضیح تصویر، نایجل فاراژ در دیدار از "سیهَم" در سال ۲۰۱۹

این روزنه، در بازار سیاسی بریتانیا که زیر سلطه نخبگان فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج است، جای خالی یک راست‌گرای افراطی عوام‌گرا بود. ممکن است فاراژ خودش تحصیل‌کرده آموزشگاه‌های خصوصی و باشد و در مقام نماینده پارلمان اروپا در انتظار حقوق بازنشستگی قابل ملاحظه‌ای باشد اما شخصیت و طرز رفتارش برای مردهای طبقه کارگر و طبقه متوسطِ مخالف اتحادیه اروپا سخت جذاب است.

نحوه لباس پوشیدنش، اشاراتش به جنگ جهانی دوم، مشروب خوردنش در جمع، مردانه حرف زدنش رای دهندگانی را که از نخبگان سیاسی سرخورده‌اند، به خود جذب می‌کند.

کارنامه نایجل فاراژ

  • نایجل پل فاراژ روز سوم آوریل سال ۱۹۶۴ در استان کِنت متولد شد. پدرش کارگزار بازار بورس و دائم‌الخمر بود و وقتی نایجل پنج سال داشت، خانواده‌اش را رها کرد.
  • نایجل تحصیلاتش را در کالج خصوصی "دالیچ" در جنوب شرقی لندن به اتمام رساند و وارد کار معاملات بازار و بورس در "سیتی" (مرکز مالی لندن) شد.
  • در ۲۰ سالگی در تصادف اتومبیل بشدت مجروح شد. در سال ۱۹۸۶ با پرستارش، گرِین هِیز، ازدواج کرد.
  • در سال ۱۹۹۲ در اعتراض به امضای پیمان "ماستریخت"، حزب محافظه‌کار را ترک کرد و در سال ۱۹۹۳ حزب استقلال بریتانیا (یوکیپ) را بنا نهاد.
  • در سال ۱۹۹۹ به عضویت پارلمان اروپا انتخاب شد. در همان سال با دومین همسرش، کرستِن مِر، ازدواج کرد.
  • برای شرکت در انتخابات سال ۲۰۱۰ از رهبری یوکیپ کناره‌گیری کرد اما روز انتخابات در یک سانحه هوایی بشدت مجروح شد.
  • در سال ۲۰۱۴، یوکیپ را به جایگاه بزرگ‌ترین دریافت کننده سهم آراء در انتخابات پارلمان اروپا رساند.
  • درسال ۲۰۱۹، از رهبری یوکیپ کناره‌گیری کرد تا حزب برگزیت را پایه گذاری کند.

داگلاس کارلزوِل، تنها نماینده پارلمان از حزب محافظه‌کار که به حزب یوکیپ پیوست و تنها نامزد یوکیپ که در انتخابات سراسری پیروز شد، می‌گوید عامل پیش‌ران فاراژ اعتقادش به آرمان است: "‌اگر از کامرون، یا گوردون براون یا ترزا می بپرسید چرا می‌خواستند نخست وزیر بشوند، به گونه‌ای مبهم خواهند گفت برای این کار مناسب بوده‌اند. نایجل حقیقتا وارد سیاست شد تا ما را از اتحادیه اروپا بیرون بکشد. او بعد از مارگرت تاچر، تنها سیاستمداری است که آرمانش فرای احساسات و انگیزه‌های شخصی است."

فاراژ از نخسیتن کسانی بود که متوجه شد مهاجرت یک مسئله عمده شده. همچنین نخستین کسی بود که متوجه احساسات منفی مردم به مهاجرت در حوزه‌های انتخاباتی حزب کارگر شد که در آن رای‌دهندگان حس می‌کردند حزب "کارگر جدید" تونی بلر و رهبران بعد از او، رای مردم را تضمین شده تلقی می‌کنند. فاراژ از لحظاتی می‌گوید که در انتخابات میان‌دوره‌ای در اُلدهام، ناحیه‌ای در حومه شهر منچستر، در خیابان‌های این شهرک کوچک، می‌دید چطور می‌تواند رای مردم را برباید، زیرا به گفته او حزب کارگر دیگر با مردمی که به طور سنتی به آن رای می‌دادند، ارتباط نداشت.

تصمیم "اد میلیبند" رهبر سابق حزب کارگر برای عدم تعهد به رفراندوم برگزیت در سال ۲۰۱۵ بود که باعث شد حزب یوکیپ فاراژ، چهار میلیون رای بیاورد که بیشتر آن متعلق به حوزه‌های حاشیه‌ای حزب کارگر بود. این باعث شد کفه ترازوی انتخابات به گونه‌ای بر هم بخورد که به پیروزی حزب محافظه کار دیوید کامرون انجامید.

ضد نظام

سیاست حزب برگزیت بر به چالش کشیدن نظام سیاسی جاافتاده و سنتی استوار است؛ سیاستی که این حزب، آن را قراردادی میان دولت و ملت می‌خواند (شبیه به قرارداد جمهوری‌خواهان آمریکا که آنها را در انتخابات سال ۱۹۹۴ کنگره پیروز کرد). تمرکز حزب روی کنار گذاشتن نظرات نامحبوب است که نخبگان غیرپاسخگو بزور به مردم ناراضی تحمیل می‌کنند.

برنامه کار حزب برگزیت، لغو طرح خط راه‌آهن سریع‌السیر "اچ اس ۲"، مالیات کارفرمایان برای استخدام کارآموز و وام‌های دانشجویی است. در مقابل، آنچه وعده می‌دهد: احیای فروشگاه‌های کوچک در محله‌ها، سرمایه‌گذاری در این بخش و نیز تقویت بخش‌هایی از اقتصاد است که به اعتقاد حزب، بریتانیا را از سایر کشورهای اروپا عقب انداخته.

برگزیت بویژه وعده می‌دهد به جوامع ماهی‌گیری کمک کند. فاراژ اغلب به خاطر غیبت مکرر از کمیته ماهی‌گیری پارلمان اروپا که عضو آن است، به باد انتقاد گرفته شده. او تنها در یک جلسه از ۴۲ جلسه کمیته حاضر شده اما می‌گوید این کمیته "بی‌ربط" است زیرا نه قدرت قانونی دارد نه سیاست خاصی را دنبال می‌کند.

مانیفست حزب برگزیت وعده سرمایه‌گذاری در صنایع استراتژیک و ایجاد هزاران فرصت شغلی جدید در صنایع فولاد، راه آهن و دفاع را می‌دهد. از همه گذشته، برگزیت می‌گوید مهاجرت به بریتانیا را به ۵۰ هزار نفر در سال محدود خواهد کرد. حزب برگزیت همان نقاطی را هدف قرار می‌دهد که حزب پیشین آقای فاراژ، حزب یوکیپ در آن موفقیت‌هایی چشمگیر به‌ دست آورده بود. حزب برگزیت امیدوار است این موفقیت را از یوکیپ به ارث ببرد.

نمایندگان پارلمان اروپا هنگام پخش سرود اتحادیه اروپا، پیش از مراسم سوگند در سال ۲۰۱۹ به پارلمان پشت کرده‌اند
توضیح تصویر، نمایندگان حزب برگزیت در پارلمان اروپا هنگام پخش سرود اتحادیه اروپا، پیش از مراسم سوگند در سال ۲۰۱۹ به پارلمان پشت کرده‌اند

جان وودکاک، نماینده سابق پارلمان از حزب کارگر که شاهد از دست رفتن ۱۲ درصد از کرسی‌هایش به یوکیپ در انتخابات سال ۲۰۱۵ حوزه انتخابی "بارو این فِرنِس" بود، می‌گوید سازمان‌دهندگان کارزار انتخاباتی حزب کارگر، مقابله با فاراژ را دشوار می ‌دیدند زیرا استراتژی حمله به او، از جمله سال‌های پردرآمدش در پارلمان اروپا و ثروت خانوادگی، بی‌اثر بود. در مقابل، فاراژ کاملا قادر بود دیگران را بخاطر آن که در ناز و نعمت بزرگ شده و در اتحادیه اروپا موفق بوده‌اند، به باد حمله بگیرد.

آقای وودکاک که اخیرا اعلام کرد در انتخابات به حزب محافظه‌کار رای خواهد داد، گفت: "با وجود تمام تلاش‌های ما، او (فاراژ) همچنان کسی دیده می‌شود که در مقابل قدرت حاکم می‌ایستد وحقیقت را می‌گوید و نماینده احساسات ضد اروپاست که بسیاری از رای‌دهندگان سنتی حزب کارگر در آن شریکند. در طول سال‌ها او توانسته نگرانی‌های مردم از مهاجرت در مناطقی مثل "بارو" را مطرح کند، هرچند ٩٩.٤ درصد ساکنان آن را سفیدپوستان بریتانیایی تشکیل می‌دهند.

یک نماینده سابق حزب کارگر در پارلمان که دارد برای نمایندگی در پارلمان از حزب برگزیت تلاش می‌کند، جاذبه نایجل فاراژ در میان رای‌دهندگان را چنین توصیف می‌کند: "رای‌دهندگان سفیدپوست طبقه کارگر بسیار خشمگینند. آنها حس می‌کنند در روند جهانی‌شدن (گلوبالیسم) عقب مانده‌اند. فکر می‌کنند تصمیم‌ها بدون مشورت با آنها گرفته می‌شود؛ که مهاجرت، راه و رسم زندگی‌شان را به خطر رانداخته و به آنها گفته می‌شود عمر این سبک زندگی تمام شده و آنها حتی نژادپرست هستند."

نایجل فاراژ در حال سخنرانی در هارتلپول درسال ۲۰۱۹
توضیح تصویر، نایجل فاراژ در حال سخنرانی در هارتلپول در سال ۲۰۱۹

"ممکن است نایجل فاراژ سخنگوی سنتی آنها به‌ نظر نیاید اما او هم از همین چیزها خشمگین است. او روی حس میهن‌دوستی آنها دست می‌ گذارد. درباره نیروهای پیش‌ران بازار حرف نمی‌زند، که مهم است، زیرا تجربه بازار برای بسیاری از کسانی که در خارج از لندن زندگی می‌کنند، منفی است. به همین دلیل است که بسیاری از شعارهای حزب محافظه کار آنها را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.

"ممکن است او (فاراژ) در مدرسه خصوصی درس خوانده باشد اما بقیه هم اگر پولش را داشتند کودکانشان را به مدارس خصوصی می‌فرستادند. حرف‌های او به دل طبقه متوسط هم می‌نشیند که بمراتب بیشتر از تصور بسیاری، به سیاست‌های دست راستی متمایل است."

و احتمالا این حس اشتراک نظر با فاراژ است که نمی‌گذارد هیچ‌گونه اتهامی به او بچسبد. البته موارد اتهام علیه او کم نبوده است. از همه برجسته‌تر، این اتهام بود که فاراژ علیه ارزش برابری پوند در شب رفراندوم برگزیت، پس از آن که به اشتباه اعلام کرد از طرفداران ادامه عضویت در اتحادیه اروپا شکست خورده، روی نتیجه انتخابات شرط‌بندی کرد. او این اتهام را تکذیب کرده است.

سخنگوی او موکدا گفت آقای فاراژ "هیچ‌گونه منافع مالی در نوسانات بازارهای مالی در شب رفراندوم برگزیت نداشته است." گفته می‌شد دلالان بازار ارز از پیش‌بینی‌های نادرست در مورد پیروزی طرفداران اتحادیه اروپا به نفع خودشان استفاده کرده‌اند. این سوال هم مطرح بود که چه کسی هزینه‌های شخصی او و مخارجش را در پارلمان اروپا تامین می‌کند اما این سوال‌ها و اتهامات ادامه پیدا نکرد و پیگیری نشد. از تکذیب‌های او گذشته، این اتهامات به هر حال تاثیری در نظرات طرفداران او ندارد.

روی دیگر این سکه اما زهرآگین است. آقای فاراژ در گذشته، به وحشت‌پراکنی، نفرت‌پراکنی و خارجی‌هراسی متهم شده‌است. در رفراندوم سال ۲۰۱۶، بخش عمده سیاست‌های طرفداران خروج از اتحادیه اروپا مبتنی بر محدود کردن حضور فاراژ بود از بیم آن که رای دهندگان دودل را فراری دهد.

برخی دیگر می‌گویند کارزار خروج از اتحادیه اروپا باید هم رای‌دهندگان مردد را جذب کند هم هواداران نایجل فاراژ را. اگر طرفداران او در خانه مانده بودند، نتیجه رفراندوم، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نمی‌شد. بنابراین، شاید صلاح این باشد که دو کارزار با دو صدای مختلف با دو دسته متفاوت از رای‌دهندگان صحبت کنند.

همراهان

یکی از تناقضات فاراژ اتکای او به کادری از فعالان سخت متعهد است که معمولا از مردان جوانی چون "دن جیوکس"، مدیر رسانه‌ای او یا "کریس برونی-لوُ" مدیر سابق کارزار انتخاباتی یوکیپ تشکیل شده که اکنون همان سمت را در حزب برگزیت دارد. برای احزاب کوچک، این مهم است زیرا شبکه سازمانی گسترده‌ای ندارند. فاراژ، همچنین، اغلب به دستیار ارشدش "اندی رید" مصمم و بی‌پروا، "ارون بنکس"، "بچه شرور" برگزیت و حالا "ریچارد تایس" غول میلیاردر مستغلات اتکا کرده است. آنها زیردست نیستند بلکه کسانی‌اند که او برایشان احترام قائل است و به توصیه‌هایشان گوش می‌کند.

آرون بنکس تمام مخارج فاراژ را در سال پس از رفراندوم برگزیت که بالغ بر۴۵۰ هزار پوند می‌شد، از خرج خانه و اتومبیلش گرفته تا سفرهایش به آمریکا برای دیدار با دونالد ترامپ پرداخته و گفته "افتخار می‌کند اگر کمکی کرده ‌باشد."

نایجل فاراژ و دن جیوکس (راست) لندن، ۲۰۱۷
توضیح تصویر، نایجل فاراژ و دن جیوکس (راست) لندن، ۲۰۱۷

کیفیت عملکرد فاراژ با کیفیت دستیارانش نوسان پیدا می‌کند. اشتباهات راهبردی او اغلب از توصیه نادرست یک دستیار در یک روز خاص ناشی می‌شود. همکاران او به‌ویژه به تماس‌های او با "استیو بَنن"، شخصیت مورد ستایش راست‌گرایان عوام‌گرای آمریکا اشاره می‌کنند که مدیر ستاد انتخاباتی ترامپ بود.

این ارتباط راهگشای دیدار او با پرزیدنت ترامپ در بدو انتخابش بود. آقای ترامپ در آن زمان گفت آقای فاراژ باید سفیر بریتانیا در آمریکا شود. پرزیدنت ترامپ اخیرا از حزب محافظه‌کار بوریس جانسون خواست با حزب برگزیت ائتلاف کند. فاراژ، به سهم خود، گفته‌است ابتکار صلح ترامپ با کره شمالی مستحق جایزه صلح نوبل است.

حتی پس از آن که "بنن" کاخ سفید را ترک کرد، فاراژ با پرزیدنت ترامپ در تماس ماند. یکی از نزدیکان دونالد ترامپ فکر می‌کند این دو از طریق توئیتر مستقیما به هم پیام می‌فرستند. اما برخی منتقدان می‌گویند "بنن" در پشت اظهارات فاراژ در مصاحبه تلویزیونی‌اش در سال ۲۰۱۵ بود. او گفت بریتانیا نباید برای کسانی که به قصد معالجه به این کشور مهاجرت می‌کنند، هزینه کند:

"می‌توانید از هر نقطه جهان به بریتانیا بیایید و در اینجا تشخیص داده شود به ایدز مبتلا هستید و بعد داروهایی را برایتان تجویز کنند، که سالیانه برای هر بیمار (برای سازمان بهداشت عمومی) ۲۵ هزار پوند هزینه دارد. آنچه باید بکنیم این است که نظام بهداشت و درمان ملی را به مردم بریتانیا و خانواده‌هایشان اختصاص بدهیم که در بسیاری موارد ده‌ها سال سهم (مالیاتی) خود را به نظام بهداشت و درمان پرداخت کرده‌اند."

دونالد ترامپ در «میسیسیپی کالِسیوم»، شهر جکسون، از نایجل فاراژ استقبال می‌کند، ۲۰۱۶
توضیح تصویر، دونالد ترامپ در شهر جکسون از نایجل فاراژ استقبال می‌کند، ۲۰۱۶

حزب یوکیپ در انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۴ در صدر قرار گرفت. این نتیجه، افرادی بسیار بااستعداد و مقدار چشمگیری پول به حزب جذب کرد، اما در عین حال نقطه ضعف عمده فاراژ را هم آشکارکرد. او جهت افکار عمومی را خوب حس می‌کرد اما سازمان‌دهی موثر حزب برایش سخت دشوار بود.

میان تاکیدش بر حفظ کنترل، و ناتوانی‌اش بر تمرکز به جزئیات و بده‌بستان‌های بی‌پایانی که برای ایجاد یک ماشین سیاسی لازم است، تناقض وجود داشت. این جایی بود که نقش دستیار برایش حیاتی شد - آنها با صدای او سخن می‌گفتند و عبارت "نایجل می‌خواهد" معمولا عامل تصمیم‌گیری بود. اما دستیاران می‌آیند و می‌روند و تصمیماتی که با آنها به حزب منتقل می‌شود می‌تواند با تغییر آنها تغییر کند. گاه کلام رایج در داخل حزب "آنچه نایجل می‌خواهد، باید بشود" نبود، بلکه این بود که "نایجل بزرگ‌ترین دارایی و بزرگترین کاستی ماست."

حزب برگزیت

یاس و ناامیدی فاراژ از مسائل ساختاری حزب را می‌توان در تشکیلات آن دید. ریچارد تایس، دبیرکل حزب و متحد قدیمی فاراژ آن را به یک کسب و کار نوپا در بخش فناوری تشبیه می‌کند. فاراژ بدون آن که کمیته‌های کسالت‌آور و لجاجت مقامات بلند پایه حزب مانع راهش شوند، تصمیم می‌گیرد. این ساختار به او اجازه می‌دهد با سرعتی گیج‌کننده محورهایش را در مواضع مختلف جابه‌جا کند. حزب یوکیپ هرگز نمی‌توانست مثلا بعدازظهر دوشنبه تصمیم بگیرد ۳۰۰ نفر از نامزدهای انتخاباتی‌اش را معلق کند و این تصمیم را بی‌درنگ به اجرا بگذارد. شش ماه طول می‌کشید تا از لابلای درگیری‌های درون‌حزبی چنین تصمیمی عملی شود.

نایجل فاراژ در حال سخنرانی در مراسم راه‌اندازی حزب برگزیت، کاونتری، ۲۰۱۹
توضیح تصویر، نایجل فاراژ در حال سخنرانی در مراسم تاسیس حزب برگزیت، کاونتری، ۲۰۱۹

این ادعای آقای فاراژ که حزب یوکیپ فقط قائم به شخص خودش نیست، با تصمیمش برای خروج از حزب، نادرست از آب درآمد. رای‌دهندگانی که فاراژ به یوکیپ جذب کرده بود، او را دنبال کردند و حزبی که او پشت سر گذاشته بود، از داخل فرو پاشید.

اما آیا جادوی او در حال خنثی شدن است؟ در سال ۲۰۱۵ حزب یوکیپ چهار میلیون رای آورد اما تنها توانست یک نماینده به پارلمان بریتانیا بفرستد و آن نماینده، نایجل فاراژ نبود. در انتخابات پیش رو، نفوذ بر رای‌دهندگان مشکل‌تر است. برگزیت، حالا، سیاست حزب حاکمه محافظه‌کار شده و فاراژ را وادار کرده به جنبه‌های ظریف‌تر برگزیت حزب محافظه‌کار در مقابل برگزیت حزب خودش، بپردازد. فاراژ این روزها در کارزارهای انتخاباتی‌اش بیشتر طرفداران ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا را هدف قرار می‌دهد.

فاراژ تصمیم گرفته خودش وارد کارزار انتخاباتی نشود. جان وودکاک با اشاره به شکست فاراژ در انتخابات "ایست‌لی" در سال ۱۹۹۴، "سولزبری" (۱۹۹۷)، "بِکس هیل" و "بَتِل" (۲۰۰۱)، "ساوث تَنت" (۲۰۰۵ - نخستین تلاش او برای کرسی پارلمانی)، "باکینگهام" (۲۰۱۰) و بالاخره بار دیگر "ساوث تَنِت" در سال ۲۰۱۵، می‌گوید شاید جاذبه مردمی آقای فاراژ محدودیت‌هایی دارد که به ظاهر دیده نمی‌شود: "جالب است که کسی با چنین جاذبه چشمگیری به نمایندگی پارلمان انتخاب نمی‌شود، این مرا در مورد غریزه رای دهندگان تسکین می‌دهد."

هواپیمای حامل نایجل فاراژ در روز انتخابات سال ۲۰۱۰ به دلیل گیر کردن پرچم یوکیپ در ملخ پشت هواپیما، سقوط کرد
توضیح تصویر، هواپیمای حامل نایجل فاراژ در روز انتخابات سال ۲۰۱۰ به دلیل گیر کردن پرچم یوکیپ در ملخ پشت هواپیما، سقوط کرد

منصفانه بگوییم، در انتخابات سال ۲۰۱۵، دیگر احزاب نهایت تلاش خود را کردند که از انتخاب فاراژ به نمایندگی پارلمان جلوگیری کنند، بخش عمده‌ای به خاطر این که او گفته بود در صورت شکست، از رهبری حزب کناره گیری خواهد کرد. این شکست برای او سخت دردناک و ناامید کننده بود. او می‌بایست ضمن مبارزه شدید در حوزه انتخاباتی مورد نظرش، کارزاری در سطح مملکت را هم رهبری می‌کرد.

عامل دیگر آن که، تاکنون، فاراژ با آن گروه از رهبران حزب محافظه‌کار مصاف می‌داد که نمی‌توانستند رای‌دهندگان به برگزیت، طبقه کارگر و طرفداران سنتی محافظه‌کاران را به خود جلب کنند. جان میجر می‌خواست بریتانیا در قلب اروپا باقی بماند، ویلیام هیگ، ایان دانکن اسمیت و مایکل هاوارد، خواستند الگوی عوام‌گرایی فاراژ را به آزمایش بگذارند اما موفق نشدند. دیوید کامرون یک میانه‌روی لیبرال بود و تصویر اولیه ترزا می به عنوان بانوی آهنین بسرعت درهم شکست.

اما بوریس جانسون رقیبی مستقیم برای ربودن قلب و ذهن کسانی است که فاراژ متعلق به خودش می‌داند. یک فعال کارزار برگزیت می‌گوید: "فاراژ خواهد گفت به نظر او جانسون و جانسونیسم بیش از حد دست بالا گرفته شده اما واقعیت این است که او اکنون رویاروی یک رهبر پرجاذبه هم‌تراز خودش قرار گرفته."

از نشانه‌های اولیه، ناتوانی فاراژ از مسئول قلمداد کردن نخست وزیر در تاخیر برای برگزیت بود. یکی از دلایل آن، نبود گروهی از نمایندگان حزب محافظه‌کار در پارلمان بود که به برگزیت متعهد باشند و مایل باشند دولت را به خاطر توافق جدید با اتحادیه اروپا به باد حمله بگیرند و آن را تنها یک برگزیت ظاهری بنامند.

رابطه میان جناح راست محافظه‌کار که طرفدار برگزیت است با فاراژ، یک رابطه دوجانبه است. او در فضایی که طرفداران برگزیت با انتقاد از حزب بوریس جانسون صدایشان را به گوش رای‌دهندگان هوادار محافظه‌کاران می‌رسانند و می‌گویند جانسون بار دیگر مایوس‌شان کرده، خوب عمل می‌کند.

خروج نهایی؟

گام بعدی چیست؟ آیا فاراژ می‌تواند در نبود برگزیت یا در برگزیتی نامطلوب، بار دیگر حزب برگزیت را احیا کند؟ تصمیم او برای معرفی نکردن نامزد در حوزه‌های انتخاباتی محافظه کار موجب خشم شدید هوادارانش و شورش علنی در میان برخی از آنها شده است.

ممکن است بازسازی مجدد حزب دشوار باشد. فاراژ برغم ظاهر مطمئنش، نخستین باری است که خود را در موضع دفاعی می‌بیند اما همچنان مصر است که وجود حزب برگزیت ضروری است، هرچند ممکن است لازم باشد پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، جهت و نام آن را تغییرداد.

جان وودکاک با شگفتی به این تحول اشاره می‌کند که ائتلاف یوکیپ و حزب برگزیت توانست "پس از فروپاشی از درون" دوباره خودش را سازمان‌دهی کند و مثل پیروزی در انتخابات پارلمان اروپا، بار دیگر سرپا بایستد.

نایجل فاراژ در کارزار انتخاباتی پلیموت ۲۰۱۹
توضیح تصویر، نایجل فاراژ در کارزار انتخاباتی، پلیموت ۲۰۱۹

اما پیش از اینها، انتخابات سراسری در پیش است و اگر حزب برگزیت حتی نتواند یک کرسی پارلمانی را هم به خود اختصاص دهد، حضور (یا عدم حضورش) در انتخابات می‌تواند تعادل ترازو را در صدها حوزه انتخابی به هم بزند. سوال این است که آیا یک حزب برگزیت بسیار فعال می‌تواند از پیروزی حزب محافظه‌کار جلوگیری کند و به یک پارلمان بدون اکثریت و رفراندوم دوم (برای برگزیت) منجر شود؟

حس مالکیت فاراژ به برگزیت عمیقا شخصی است و همین رها کردن و سپردنش به بوریس جانسون را دشوار می‌کند. بنابراین آیا ممکن است مردی که ۳۰ سال از عمرش را در یک فضای تاریک سیاسی برای پیش‌برد برگزیت صرف کرده، نهایتا تبدیل به مردی شود که جلوی آن را بگیرد؟ نکته اینجاست که آیا او می‌داند کجا دست نگه دارد و آیا توانایی توقف را دارد؟

ناظران می‌گویند دو نایجل وجود دارد: نایجل خوشایند و نایجل نامطبوع. آنها به شخصیت سرگرم کننده، وطن‌پرست و جنبه عوام‌پسند و گرم فاراژ از یک سو و جنبه خشمگین دیگرش اشاره می‌کنند. به عبارت دیگر، مبارز پرجاذبه، خوش‌بین و خوش‌حال و در عین حال "شوالیه تاریکی" که عوام‌گرا و خشمگین است. انتخابات بریتانیا می‌تواند به این بستگی داشته باشد که کدام‌ یک از این شخصیت‌ها خودش را در مبارزه‌های انتخاباتی نشان بدهد.