فرانک اوفارل؛ آن ایرلندی 'درستکار' از منچستر به تهران آمد

- نویسنده, پوریا ژافره
- شغل, بیبیسی
تقریبا تمام آنهایی که فرانک اوفارل را از نزدیک میشناختند و من با آنها صحبت کردم، در اولین جمله از صداقت و درستکاری او میگویند و باشگاه منچستریونایتد هم سرمربی سابقش را "مردی با صداقتی خدشهناپذیر" توصیف میکند.
اوفارل کمی بیش از یک سال، در دوران اوجش، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران بود، زمانی که ایران و اسرائیل برترین تیمهای آسیا بودند، روزگاری که هم برای او هم برای فوتبال ایران یکی از شیرینترین و موثرترین مقاطع شد.
بعد از اینکه ایران صعود به جام جهانی ۱۹۷۴ را با شکست از استرالیا در مسابقه پلیاف آسیا-اقیانوسیه از دست داد، موفقیت در بازیهای آسیایی تهران برای فوتبالی که میخواست جهانی شود حیاتی بود.
فدراسیون وقت که از قدرتهای اصلی فوتبال آسیا بود دو هدف اصلی داشت:
- ۱. قهرمانی در بازیهای آسیایی تهران که رشته فوتبالش از نظر کیفی به اندازه جام ملتهای آسیا بود
- ۲. تربیت کردن نسل جدیدی از مربیان برای پیشرفت فوتبال در کشور
اما چطور یکی از مطرحترین مربیان آن زمان از منچستریونایتد به تیم ملی ایران آمد؟

منبع تصویر، Getty Images
ماجرایی که فوتبال ایران را جهانی کرد
فدراسیون فوتبال ایران با هدایت کامبیز آتابای که در مقطعی ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا را هم به عهده داشت و هوشنگ دیدهبان بعنوان دبیر، به هیچ وجه نمیخواست در بازیهایی با این همه اهمیت که برای اولین بار میزبانش شده بود ریسک کند. فدراسیون میدانست هر نتیجهای جز قهرمانی، طرفداران فوتبال ایران را سرخورده میکند.
مجموعهای از عوامل از جمله روابط گرم سیاسی ایران و بریتانیا در آن زمان، کیفیت بالای فوتبال انگلیس، الگوبرداری ساختار بسیاری از باشگاههای نوپای فوتبال ایران از نمونههای انگلیسی و آشنایی اکثر کادر فنی و اداری با زبان انگلیسی باعث شدند تا این فدراسیون در انگلیس به دنبال حلقه مفقوده فوتبالش باشد.
در آن زمان دو سرمربی مطرح در انگلیس، آماده به کار بودند: برایان کلاف و فرانک اوفارل.
برایان کلاف بعد از موفقیت در داربی کانتی به دلیل اختلاف با مدیران از این تیم جدا شده و در برایتون نتوانسته بود نتایج درخشان سابق را تکرار کند. ایرانیها در حالی سراغ این مربی جنجالی رفتند که او به دنبال فرصتی بود تا دوباره خودش را به منتقدانش در روزنامههای بریتانیا ثابت کند. کلاف پس از مذاکره اولیه با فدراسیون فوتبال ایران و بعد از موافقت با بعضی شرایط به تهران پرواز میکند تا از امکانات فوتبال ایران دیدن کند. یکی از روزنامههای جنجالی لندن تیتر زد: "شاه ایران به دنبال کلاف."

منبع تصویر، Getty Images
مسئولان فدراسیون فوتبال ایران تا اندازهای متوجه شده بودند برایان کلاف بیشتر قصد بازارگرمی دارد تا اینکه اتفاق جالبی افتاد. سفیر وقت بریتانیا از گفتگو با کامبیز آتابای در یک مهمانی، از ماجرای مذاکره با کلاف خبردار میشود. سفیر که از سابقه کلاف در فوتبال انگلیس و دردسرهایی که ایجاد میکند مطلع است، به فدراسیون توصیه میکند به دنبال اوفارل برود.
اوفارل هم در آن دوران شرایطش در فوتبال مشابه کلاف بود. جانشین سر مت بازبی افسانهای در منچستریونایتد شده بود اما در مدیریت ستارههای این تیم که مشهورترین آنها جرج بست عصیانگر بود، موفق نبود و بعد از ۱۸ ماه کارش را از دست داد. او به دنبال تیم جدیدی بود که تواناییهایش را نشان دهد. از نظر شخصیتی اما او کاملا با بریان کلاف متفاوت بود، یک مسیحی معتقد ایرلندی، پایبند به اصول که در لفافه حرفش را نمیزد.
قهرمانی در تهران
فرانک اوفارل بعد از مسافرت به ایران خیلی سریع با فدراسیون به توافق میرسد. او که اهل خانواده به معنی واقعی کلمه بود به همان اندازه که امکانات فوتبال ایران برایش مهم بود روی مدرسه مسیحی دو دخترش در تهران حساسیت داشت.
فدراسیون فوتبال ایران به او سه مربی مستعد معرفی میکند که از او کار را یاد بگیرند: حشمت مهاجرانی، حسن حبیبی و بهمن صالحنیا.
کار دلسوزانه اوفارل شروع میشود و در نهایت یکی از بهترین دورانهای فوتبال ایران رقم میخورد. اوفارل که بازیکنان باکیفیتی مثل پرویز قلیچخانی، علی جباری، علی پروین، حسن روشن و غلامحسین مظلومی را در اختیار داشت موفق شد سیستمهای تاکتیکی جدید و بهروز دنیا را به آنها منتقل کند. او بر آمادگی بدنی بازیکنان بسیار تاکید داشت و از انگلیس با خودش فقط یک مربی بدنساز آورده بود.
بازیهای آسیایی تهران با نتایج عالی شروع میشوند، در دور اول حریفان آسان بودند. ایران با سه پیروزی مقابل برمه، پاکستان و بحرین با ۱۵ گل زده و یک گل خورده به دور دوم میرود. در دور دوم ایران با گل دقیقه ۱۷ پروین یک بر صفر مالزی را شکست میدهد، بعد کره جنوبی را با دو گل غلامحسین مظلومی در دقایق ۷۴ و ۸۶ میبرد و دست آخر عراق را یک بر صفر با گل حسن روشن در دقیقه ۷۶ از پیش رو برمیدارد و به فینال میرسد.
ایرانِ اوفارل، در فینالی شکوهمند پیش چشم بیش از صد هزار هوادار مشتاق، اسرائیل را با گل دقیقه ۳۰ شکست میدهد. ضربه محمدرضا عادلخانی بعد از برخورد به مدافع اسرائیل وارد دروازه میشود و ایران برای اولین بار در فوتبال، قهرمان بازیهای آسیایی میشود.
فرانک اوفارل لحظه قهرمانی در ورزشگاه نوساز آریامهر (آزادی فعلی) را از شیرینترین خاطرات زندگیش میدانست. او چند سال پیش به یک وبسایت ایرلندی گفت: "لحظه فوقالعادهای بود، شاه حضور داشت، پسرش ولیعهد ایران هم بود و طرفدارهایی که در حال شادی بودند. در کاری که برایش استخدام شدم، موفق شدم."

فرانک اوفارل تا به امروز تنها مربی فوتبال ایرلند است که موفق شده یک جام بینالمللی ببرد.
بعد از قهرمانی اما اوفارل احساس میکند که کارش در ایران به پایان رسیده است. او صادقانه به مسئولان فدراسیون فوتبال میگوید میخواهد به انگلیس بازگردد چون نمیخواهد بیش از این از فوتبال روز اروپا عقب بماند.
اما اوفارل در همین زمان نسبتا کوتاه فوتبال ایران را برای جهانی شدن آماده کرد. حشمت مهاجرانی، دستیارانش و بازیکنان تیم ملی بعد از رفتن اوفارل حالا توانایی رقابت در سطح اول دنیا را دارند و دورهای استثنایی را با صعود به المپیک، قهرمانی در جام ملتهای آسیا ۱۹۷۶ و صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین رقم میزنند. نتایجی که با انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ متوقف شد و نظیرش تکرار نشد.
اوفارل در بازگشت به بریتانیا در دو مقطع مربی تورکی یونایتد شد ولی هرگز نتوانست نتایج با تیم ملی ایران -پیروزی در دو سوم مسابقهها- را تکرار کند.
و بعد از این همه سال جایگاه فرانک اوفارل در فوتبال ایران پابرجاست. حشمت مهاجرانی که خیلی از مهارتهای مربیگری را از اوفارل آموخت، زیباترین جمله او را این میداند: "در فوتبال موثرترین تاکتیک، دوستی و رفاقت است. اگر بازیکنان با هم و با مربیان دوست باشند، هر حریفی را میبرند."











