مستر اوفارل، از منچستریونایتد تا صعود ایران به المپیک

منبع تصویر، Getty
- نویسنده, مهدی رستمپور
- شغل, خبرنگار و مفسر ورزشی
ناکامی ایران در صعود به جام جهانی ۱۹۷۴ باعث شد فدراسیون فوتبال و کمیته ملی المپیک در پی جذب یک مربی تراز اول اروپایی باشند. حسن رسولی دبیر کمیته المپیک که در انگلستان درس خوانده بود، با سرمربی پیشین منچستر یونایتد به توافق رسید.
فرانک اوفارل که در یونایتد جانشین سر مت بازبی شده و با اسطورههایی مثل جورج بست و بابی چارلتون کار کرده، به تهران میآید تا روی نیمکت تیم ملی ایران بنشیند. او ۳۰ سال بعد در این باره گفت: "وقتى رسیدم ایران تصور مىکردم بهترین جاى دنیاست اما همان شب اول برق تهران قطع شد."
او توانست تیم ناکام در صعود به جام جهانی را فاتح بازیهای آسیایی تهران کند اما بزرگترین تحول در تابستان ۱۳۵۴ رخ داد که تیم ملی در پی صعود به المپیک مونترال بود؛ زمانی که فوتبال ایران به حکمرانی بر آسیا خو گرفته، دو بار روی سکوی نخست جام ملتها ایستاده، فاتح بازیهای آسیایی شده و در المپیک مونیخ هم حاضر بود.
در آن تابستان پر ماجرا، در حالیکه ایران خودش را در آسیا بیرقیب میدید و ستارهها نیز جای خود را غیر قابل تهدید میدانستند، جوانگرایی گستردهای در ترکیب تیم ملی رخ داد.
قبل از شروع مسابقات مقدماتی المپیک، تورنمنتی تدارکاتی در ایران با عنوان جام بینالمللی ایران برگزار شد. امیدهای شوروی و لهستان، باشگاه گلاس اکسپورت چکسلواکی و تیمهای ملی الجزایر، زئیر و مصر مهمانان تورنمنت بودند.
اوفارل موجودیت فوتبال ایران را در قالب دو تیم اصلی و امید به میدان فرستاد. نماینده چکسلواکی با غلبه بر تیم دوم ایران به قهرمانی رسید و جایزه ۱۵ هزار دلاری را دریافت کرد. حالا او باید ترکیب تیم ملی برای بازیهای گزینشی المپیک را اعلام میکرد.

منبع تصویر، .
اوفارل در یکی از جنجالیترین فهرستهای تاریخ فوتبال ایران، از تیم ب ۱۰ نفر را دعوت کرد که تعدادشان بیشتر از نفرات تیم الف بود. از تیم ارتش شاهنشاهی هم که با سرمربیگری حسن حبیبی در مسابقات ارتشهای جهان درخشیده بود، چهار بازیکن را فراخواند.
فرامرز تهرانی رفیع در سرمقاله چهارم مرداد مجله دنیای ورزش با انتقاد از شتابزدگی در جوانگرایی نوشت: "بیشتر از آنکه با روشنبینی همراه باشد با شتابزدگی برای بوجود آوردن موجی نو بوده."
او ضمن یادآوری دستمزد سرمربی تیم ملی نوشت: "اوفارل نصایح مفسرین را نپذیرفته و حالا در چاه افتاده."
این نوگرایی که از نگاه منتقدان سقوط به چاه بود، نه فقط صعود به المپیک مونترال را در پی داشت، بلکه صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ و راهیابی به المپیک بعدی در مسکو را هم به ارمغان آورد.
پرویز زاهدی مفسر مجله دنیای ورزش نوشت: "اوفارل حتی نتوانست جستجوگر یک استخوانبندی واقعی برای تیم ملی باشد و در این کمتر از یکماه باید بحال او و تیم ملی دعا کنیم."
این نویسنده سرشناس تاکید کرد: "گرد مربی خارجی را قلم بکشیم. تیمی را یکباره دگرگون کردن نشان میدهد درست بر احوال تیم ملی واقف نبودهایم."

منبع تصویر، Getty
حسین جباری هم عقیده مشابهی داشت. او اوفارل را "ایرلندی ۳۶۰ هزار تومانی" نامید و در تحلیل خود پرسید: "نکند زندگی اشرافی و دستمزد رویایی دو سال گذشته، مضاف بر مخلفاتی مانند پاداش، هزینه تلفن به ایرلند و انگلیس را به کسی دیگر میدادند؟"
در این شماره ۵۰ صفحهای، هیج مقالهای در تایید فهرست اوفارل منتشر نشد. در یادداشت دیگری آمده: "هرگز نمیبخشیم رهبران تیم ملی را که با اشتباهات خود پیروزیهای ممکن را از دسترس دور میسازند. شاید تصور کنید ما قصد ایرادگیری داریم اما محض اطلاع، چه ایرادی داشت بدور از لجاجتی که زیانش را دیدهایم، رشیدی و حلوایی با اسکندریان و ایرانپاک، مسعود مژدهی، دانایی فرد و جاوید جهانگیری هم دعوت میشدند؟"
کیهان ورزشی نظر دیگری داشت و نتایح تیم ب را میستود. تیمی که امید شوروی را برد، تیمهای ملی مصر و زئیر را هم شکست داد.
کیهان ورزشی روی جلد، عکس این تیم را منتشر کرد و تیتر زد: "آفرین بر این تیم امید که براستی امید آفرید."
<link type="page"><caption> د. اسداللهی</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/sport/2009/01/090130_ba-mz-asadollahi.shtml" platform="highweb"/></link> که فنیترین مقالههای تاکتیکی را در آن روزگار مینوشت، در مقالهاش پرسید: "چگونه اوفارل را مسئول شکست تیم الف میدانیم، در صورتیکه او را دلیل کار درخور تحسین تیم ب نمیدانیم؟ چگونه دوشنبه رهبر تیم پیروز باشد و سهمی برای او قائل نباشیم و چون سه شنبه کنار تیم شکست خورده قرار میگیرد، تمام مسئولیت بر دوش او سوار شود؟ این دو رنگی از آنجاست که مسائل را جزء به جزء بررسی نمیکنیم و بر مرکب احساس سوار میشویم."
اوفارل وقت کمی برای ساختن تیم جوانش داشت. صبحها برنامه تپه بود در اردوی داودیه. هر بازیکن باید با کرونومتر،۵۰ دقیقه سربالایی میدوید. از جمله علی پروین که سالها بعد با همین متد و در همین مکان، پرسپولیس را مهیای فتح تنها جام آسیاییاش کرد.
افزایش چشمگیر آمادگی جسمانی بازیکنان، تقویت سیستم تنفسی آنها و تاکتیکی کردن تیم ملی از برنامههای موفق اوفارل در اردویی بود که مشکلاتی هم داشت.
"در اردو مسئله ناراحت کننده کولرها میباشند. زمانی که روشن میگردد بخاطر نزدیکی دهانه کولر با تختها موجب سرماخوردگی میگردد و هم اکنون قشقایی، نظری، مسیحنیا و حجازی با شربت و قرص دست به گریبان هستند."
ماموریت صعود سوم به المپیک، فقط چهار بازی در تهران بود. برخلاف سیستم چرخشی در بازیهای مقدماتی المپیک قبلی، این بار در هر چهار بازی ناصر حجازی درون دروازه ایستاد.

مهاجرانی دستیار اوفارل و سرمربی بعدی تیم ملی درباره آموختههایش از او میگوید: "دشمنم هم اگر بدردم بخورد، میگذارم در ترکیب. این توصیه اوفارل به من بود. فرق مربی بزرگ با مربی معمولی در همین چیزهاست. من هم جوان بودم و حرفش را آویزه گوشم نکردم تا دقیقاً در مونترال به حرفش رسیدم."
پسران اوفارل چراغ اول را با پیروزی ۳ بر صفر در امجدیه مقابل بحرین روشن کردند. غلامحسین مظلومی ۲ گل زد و یکی هم پروین. سه روز بعد تساوی ۱-۱ با کویت در استادیوم آریامهر رقم خورد و این بار حسن روشن گل زد.
برتری ۳-۰ مقابل عربستان هم با دو گل مظلومی و یک گل از خورشیدی مهاجم باشگاه هما به ثبت رسید. گل حسن روشن و تساوی ۱-۱ با عراق در آخرین مسابقه، آخرین گام پسران اوفارل بود در صعود به مونترال.
اوفارل ۳۰ سال بعد از صعود به المپیک، به دعوت باشگاه پرسپولیس برای تجلیلی ساده به تهران بازگشت. در فرودگاه و مراسم استقبال، از جمع قدیمىها همایون بهزادى و بیوک وطنخواه با چشمان خیس حاضر بودند. "ایرلندی۳۶۰ هزار تومانی" به زبان فارسی گفت: "من فرانک اوفارل مربى تیمملى ایران هستم."
او گفت قلیچخانى و پروین شایسته بازى در اروپا بودند و گفت فوتبال ایران را طى سالهاى گذشته پیگیرى کرده است مثل وقتى که کریمباقرى به چارلتون آمد.
رابطهتان با هواداران و مطبوعات چگونه بود آقای اوفارل؟
"روزنامهها آینده سختی را پیش رویم ترسیم کردند. هواداران فوتبال ایران نیز هیچگاه تحمل شکست را نداشتند اما خوشبختانه این کار دشوار با خاطرهای خوش به پایان رسید."











