روزنامه های تهران؛ جشن پایان کار برجام و وعده انقراض آمریکا
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۱۲ مرداد با نقل سخنان تازه رهبر جمهوری اسلامی علیه آمریکا و مخالفت با توافق های هسته ای در سرمقاله های خود همان نکته ها را تکرار کرده و کار برجام را تمام شده دیده اند. چند روزنامه مخالف دولت تمامی صفحه اول خود را به نقل تیترهای مهیج از تازه ترین گفته های آیت الله خامنه ای اختصاص داده اند.
نکته مهم دیگر روزنامه های امروز به سخنان امشب رییس جمهور در یک برنامه تلویزیونی اختصاص دارد و هر کدام خواستار شده اند که آقای روحانی سووالاتی را پاسخ دهد.
ادامه واکنش های رسانه های جناح راست و تندرو به گفته های رییس سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا و برحذر داشتن دولت از هرگونه گفتگو و تعاملی با ایالات متحده بخش دیگری از روزنامه های امروز است.

برجام تقریبا وجود ندارد
محمد جواد اخوان در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/801360/چرا-تجربه-برجام-بيدارشان-نمي%E2%80%8Cکند" platform="highweb"/></link> نوشته: هرچند نتیجه مادی برجام برای ما «تقریباً هیچ» بوده است، اما نمیتوان انکار کرد که رهاوردی معنوی برای ما داشته است و آن «کسب یک تجربه پرهزینه، اما با ارزش» است. به پرهزینه بودن آن پیشتر اشاره شد، اما باارزش بودنش از آنرو است که اینبار در یک نمونه برای آزمایش تمام مسیر آنچه به اصطلاح «تعاملگرایی» خوانده میشد و به عنوان راه نجات تجویز میگشت را پیمودیم. در این راه ورزیدهترین چهرههای دیپلماتیکمان را به عرصه آوردیم، برای هموارسازی مسیر مذاکرات، حتی در موارد غیرمرتبط اغماض بسیار کردیم تا به گفته آقایان به اصطلاح چهره امنیتی از کشور و نظام زدوده شود.
به نظر روزنامه سپاه پاسداران: اکنون و در یک سالگی برجام بیش از همه چیز «نقض عهد» طرف مقابل و بهخصوص امریکاییها عیان شده است. ما هرچه توانستیم در اثبات صداقت و وفای به عهد خود کوشیدیم و طرف ماقبل نیز همانگونه که انتظار میرفت به سرشت بیوفایی خود، مکر و خدعه ورزید!
جوان نوشته: برجام، اما همچنان روی کاغذ برجاست با این حال در صحنه اجرا، چیزی به نام برجام «تقریباً» وجود خارجی ندارد و تنها به زینتالمجالس سخنرانی برخی مقامات اجرایی تبدیل شده که همهروزه از دستاوردهای آن داد سخن دهند اما مردم با واقعیت ماجرا آشنا شدهاند. آیا هزینههای گزافی که برای ناکارآمدی برجام پرداخت شد، برای بیدار شدن و برخورد عقلانی با دشمن کافی نبود که به دنبال معامله کردن امنیت ملی و اقتدار منطقهای ایران اسلامی در ازای «تقریباً هیچها» هستند!
محمدصفری در سرمقاله <link type="page"><caption> سیاست روز</caption><url href="http://www.siasatrooz.ir/vdcbgsb9.rhb05piuur.html" platform="highweb"/></link> پرسیده: دولت چرا به این باور نرسیده است که برجام نه تنها دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران نداشته است، بلکه هزینههای بسیاری را هم به کشور تحمیل کرده است. توافق هستهای ایران و ۱+۵ همانند توافقی میماند که طرف مقابل علیرغم تعهداتش زیر بار اجرای آنها نمیرود اما در مقابل توقع دارد که طرف دیگر که ایران است، همچنان به توافق پایبند باشد و اگر آنها را اجرا نکند از ابزارهای خود برای فشار بیشتر علیه کشورمان استفاده خواهد کرد.
این روزنامه جناح راست پرسیده: رئیس جمهور روز گذشته گفت؛ «برجام برای کشور عزت به همراه داشت.» آیا پیش از برجام ایران اسلامی و مردم عزت نداشتند که برجام برای کشور عزت به همراه داشته است؟ تنها کافی است که به میان مردم برویم و از دستاوردهای برجام از آنها بپرسیم تا بدانیم آیا برجام برای کشور و ملت عزت آورده است؟ مردم آن عزتی که به واسطه توافق هستهای به بار آمده است، احساس نمیکنند.
سیاست روز سخنان آیت الله خامنه ای را تکرار کرده که: براساس برجام، قرار بر این بود که تحریمهای اقتصادی یکجا برداشته شود، اگر این مهم اتفاق افتاده و آمریکا تن به قرارداد بینالمللی با ایران داده است، که به نظر میرسد غیر ممکن باشد، تنها بخشی از حقوق ایران اسلامی بازگشته، اما چنین اتفاقی هنوز نیفتاده است.
روحانی چه بگوید امشب
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/780/1" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود خواستار آن شده که رییس جمهور در برنامه گفتگوی با مردم امشب به سووال هایی پاسخ دهد که این روزنامه مطرح کرده از جمله این که شما اعلام کردید از رکود گذشتیم. مدتی بعد برجام تصویب شد و حسب وعدهها قرار بود اوضاع بهتر از قبل شود. اما نه تنها بهتر نشد، بلکه چندی قبل در سخنرانی خود رسما اعلام کردید کشور با مشکل رکود مواجه است! لطفا پاسخ دهید بالاخره از رکود گذشتیم یا نه!؟ و آیا برجام باعث شد دوباره به رکود برگردیم؟
در بخش دیگر نوشته: مدتی قبل شما به همراه هیئتی بلندپایه به فرانسه رفتید. دهها مصاحبه و جلسه و ضیافت برپا شد و رسانههای همسو با دولت از گشوده شدن درهای جهان به روی ایران تیترها زدند و مقالهها نوشتند! اکنون بفرمائید دستاورد آن سفر با آن همه هزینه از اعتبار جمهوری اسلامی برای درخواست از فروشندگان اروپایی همچون ایرباس برای مردم و اقتصاد ایران چه بود و چند شغل برای جوانان ایرانی ایجاد شده است؟
این روزنامه تندرو یادآور شده: در روز اجرای برجام اعلام کردید هزار السی همین امروز باز شده است! آن روز یکشنبه بود و همه بانکهای اروپایی تعطیل بودند! و امروز معلوم شده که تجار و بازرگانان ایرانی همچنان از یک فرایند ساده انتقال ارز محرومند. در تبلیغات انتخاباتی اعلام کرده بودید که برنامه کوتاه مدتی برای اشتغال و بویژه اشتغال جوانان دارید. اکنون سه سال از آن روز گذشته است. هر برنامهای داشتهاید، باید تاکنون آثار خود را نشان داده باشد. اما معاون وزیر کار دولت یازدهم رسما اعلام کرده که هر چند ساعت یک ایرانی بیکار میشود و در برخی استانها نرخ بیکاری به بیش از سی و حتی چهل درصد رسیده است.
دست دولت نیست
محمود صدری در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> دنیای اقتصاد</caption><url href="http://donya-e-eqtesad.com/news/1062634" platform="highweb"/></link> نوشته: حسن روحانی پیش از انتخابات به مردم دو وعده داده است و حالا در سال آخر دوره چهارسالهاش، باید بتواند به پرسشهای مربوط به آن دو وعده پاسخ دهد. وعده اول رفع تحریمهای مرتبط با پرونده هستهای بود و وعده دوم، آشکار شدن آثار مثبت اقتصادی رفع تحریمها. حامیان رئیسجمهوری و دولت معتقدند برنامه اول محقق شده ولی منتقدان چنین باوری ندارند. پس بخش قابلتوجهی از گزارش، لاجرم بر این موضوع متمرکز خواهد شد.
نویسنده اقتصاددان در تشریح علت ناکامی های اقتصادی حکومت نوشته: مهمترین واقعیت اقتصاد ایران این است که این اقتصاد اساسا غیرخصوصی است، اما به معنای متعارف در جهان، دولتی هم نیست؛ یعنی مالکیت و مدیریت همه اجزای اقتصاد بخش عمومی در دست قوه مجریه نیست. آن بخشی هم که در دست دولت است، غالبا مایملک دولت بهعنوان نهاد نماینده جامعه نیست، بلکه مجموع خردهمالکیتهایی است که هر یک در تیول پارهای از دیوانسالاری دولتی است و عدمشفافیت باعث میشود حتی خود دولت هم از میزان دقیق داراییهایش خبر نداشته باشد.
به تاکید سرمقاله دنیای اقتصاد این داراییها معمولا غیربهینه اداره میشوند و کاستی عملکرد آنها زیر پرده کسری بودجه اسمی یا واقعی پنهان میشود. پس یکی از انتظارات کارشناسی از گزارش رئیسجمهوری که مطالبه اجتماعی هم هست؛ اما پیچیدگی آن باعث میشود بر زبان عموم جاری نشود، تعیین تکلیف اموال عمومی است که در دست نهادهای حکومتی است، این گرهی از کار فروبسته اقتصاد باز نمیکند، اما شانه دولت را از زیر باری که خود نساخته و به او مربوط نیست بیرون میکشد و همه قوای کشور را متوجه مسوولیت مشترکشان میکند.
افشاگری نه
امیرعباس نخعی در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> نوآوران</caption><url href="http://noavarannews.com/politics/internalpolitics/1470074034.01977" platform="highweb"/></link> از حسن روحانی خواسته در برنامه امشب تلویزیون رسمی کشور از افشاگری و مچ گیری بپرهیزد و به تنها فضای خشن فعلی را حادتر خواهد کرد آیا افشاگری و لگد زدن بر عملکرد گذشتگان و منکوب کردن رقیبان احتمالی آینده آن چیزی است که روحانی باید در سخنانش به نمایش بگذارد.
سردبیر نوآوران نوشته: معنای این سخنان این نیست که رییس جمهوری حقایق و واقعیت ها را از مردم کشورش پنهان کند، خیر! بلکه می بایست واقعیت های سیاسی و اقتصادی را بی پرده و شفاف با مردم در میان گذاشت اما فاصله زیادی است میان بیان حقایق با پرده دری، تفاوت آشکاریست میان شفاف گویی با افشاگری و مچ گیری. چه آنکه یکی به بهتر شدن و آرام شدن فضای اقتصادی و سیاسی کشور منجر خواهد شد و دیگری به تند شدن و خشونت آمیزتر شدن فضا.
در پایان این مقاله از رییس جمهور خواسته شده که شفاف مسایل و مشکلات دولت را با مردم در میان بگذارد اما افشاگری و مچ گیری نه، از شما می خواهیم بی پرده حقایق را از نهان خانه ها بیرون بیاورید اما پرده دری نه!
همه زیر سر فیش های حقوقی است
پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6275&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: تصویر مرغهای انباشته در آستانه یک مبال را دیده اید؟ این روزها این تصویر مهوع همینطور در فضای مجازی دست به دست میشود. اولش گفتند یک رستوران بین راهی است. حالا فرمودهاند یک گلخانه متروک است. حالا چرا گلخانه؟ چرا دم در آبریزگاه؟ خب معلوم است چرا؛ این فیشهای حقوقی همه را عصبی کرده! همه منزجر شدهاند.
دومین نشانی طنزنویس توهین یک نشریه به هنرمندان است. آن هم نشریهای که چند ماه قبل لغو مجوز شده ظاهراً اما هنوز منتشر میشود و حالا دوباره توقیف شده! یا للعجب... این غضب ناشی از فیشهای حقومی برخی را به چه کارهایی وادار میکند. فیشش را یکی دیگه گرفته، فحشش را یکی دیگه خورده. نشریه را هم یکی دیگه توقیف کرده. خدا وکیلی اگر فیشها انقدر نجومی نبود نشریهای لغو امتیاز شده میآمد اینجور فحش آبداری نثار هنرمندان کند؟
ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: یک آقایی چند سال قبل یک جایی یک حرفی زده. حرفش الان بعد از چند سال بازتاب پیدا کرده و به یک نهاد نظامی برخورده. حالا آن آقا در پاسخی مطول یک خط عذرخواهی کرده و ر نهایت هم نتیجه گرفته که تمام این جنجالها به خاطر سرپوش گذاشتن به مسأله فیشهای حقوقی و رکود و هستهای است! منابع آگاه میفرمایند که هیچ بعید نیست در پرونده قرمز شدن دریاچه ارومیه، لباس بیریخت کاروان المپیک، بازگشت ندامت بار رامین رضاییان و نتایج فاجعه بار آبیهای پایتخت بزودی ردپایی از تأثیر روانی فیشهای حقوقی- نجومی کشف شود.

سال ۲۰۲۵ سال جشن خواهد بود
<link type="page"><caption> رسالت</caption><url href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=235792" platform="highweb"/></link> روزنامه اصلی جناح راست در سرمقاله امروز خود با تکرار نکته نظرهای روز گذشته کیهان در مورد سخنان تازه رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، مدعی شده که در این سخنان چند مساله لو رفته است از جمله این که انتخابات آینده ایران باید دو قطبی باشد و تکلیف آمریکا در حمایت از یک قطب روشن است.
مسعود علوی بر اساس همین برداشت خود نوشته: دستگاه های امنیتی و انتظامی باید مراقب نفوذی ها باشند تا فتنه ۸۸ در قالبی دیگر طراحی و عملیاتی نشود. یک جناح سیاسی که مرتباً دشمنان نظام و انقلاب و امام در همگرایی با آنان در رقابت های سیاسی سخن می گویند، ننگ وابستگی به اجانب را نپذیرند و با موضع گیری شفاف، از آنان تبری بجویند. آنها باید استقلال کشور و آزادی ملت را حفظ کنند و در این مواقع، مواضع شفاف داشته باشند و ثابت کنند در بیعت با مردم و انقلاب، باقی هستند.
توصیه دیگر این روزنامه جناح اصولگرا این است که: شورای امنیت ملی هم باید تحرکات آمریکا در منطقه و ایران را رصد کند تا همانند فتنه ۸۸ غافلگیر نشود. چون آمریکایی ها بنا دارند در سال ۲۰۲۵ چیزی به نام جمهوری اسلامی در جغرافیای سیاسی جهان نباشد. برای این رؤیای خود سرمایه گذاری کرده اند. دولت و ملت ایران باید به آنها تفهیم کنند که در سال ۲۰۲۵ چیزی به نام اسرائیل در منطقه وجود نخواهد داشت و آمریکا دچار فروپاشی شده و جهان می تواند در آن سال، تحقق شعار مرگ بر آمریکا را جشن بگیرد.
اهمیت انتخابات آمریکا برای ایران
سعید لیلاز در سرمقاله روزنامه نوآوران درباره اهمیت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای ایرانیان نوشته: در میان گروهها و طبقات اجتماعی گوناگون با تضاد و اصطکاک دائمی منافع و آرایش هر دم تغییر بالنده و بسی سیال، چیزی به نام منافع مشترک «ایران» یا هر کشور دیگری در جهان، وجود ندارد مگر بازتاب گولزننده شعاری و توخالی یک ناسیونالیسم بیمحتوا.
به نوشته این تحلیلگر اقتصادی: رادیکال شدن حاکمیت سیاسی ایالات متحده، درست همانند نومحافظهکاری دولت جرج بوش دوم در سال ۸۲ خورشیدی به بعد، مائدهای آسمانی است که به کمک آن میتوان فضای سیاسی ایران را نیز همانند همان سالها تند کرد، رقبا را به بهانه هار شدن دشمن استکباری به عقب راند، دموکراسی برخاسته از انقلاب اسلامی را تعطیل یا معلق کرد و یکجانبهگرایی راه انداخت و تحت عنوان آن غارت سازمان یافته منابع را از سر گرفت یا شدت بخشید.
نویسنده سرمقاله <link type="page"><caption> نوآوران</caption><url href="http://noavarannews.com/politics/internalpolitics/1470074742.86244" platform="highweb"/></link> معتقد است: اما نیروهای معتدل در ایران، تند شدن فضای سیاسی آمریکا چه در کاخ سفید و چه کنگره را، به مثابه یگانه کشور مهم جهان برای ایران، خوش نمیدارند. نان آنها و منافعشان در آرامش فضای سیاسی داخلی و بینالمللی و حاکمیت نظم و قانون و آرامش در داخل و خارج کشور است و لگام زدن به رادیکالیسم داخلی را منوط به کنترل آن در سطح بینالمللی میدانند.
از نظر نیروهای اصلاحطلب ایران، انتخابات پیشرو در آمریکا اهمیت ذاتی ندارد؛ بلکه به سبب اثرات آن بر ایران، هر پیروزی منجر به حفظ و تثبیت آرامش در مناسبات میان ایران و آمریکا و تعمیق ثبات و نظم در منطقه خاورمیانه و خلیجفارس، به سود اصلاحطلبان است نان ما در حفظ آرامش و نظم و ثبات است و نان برخی دیگر در نزاعهای داخلی، منطقهای و بینالمللی تا از میانه غبار برخاسته از آن، مال بر مال بیندوزند و از گلآلود شدن آب ماهی بیشتر بگیرند.
خطر دلارهای نفتی
کاظم موسویبجنوردی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/99312/خطر-دلارهای-نفتی-" platform="highweb"/></link> به بررسی تاثیر دلارهای نفتی پرداخته و در بخشی از آن نوشته: دلارهای نفتی که میتوانستند صرف تأمین نان و ارتقای شأن انسان در خاورمیانه شوند، به بدترین شکل به بلای جان و ویرانکننده خانه و کاشانه مردم این منطقه تبدیل شدهاند. اگر جلوی این دلارها گرفته نشود، آنها این قابلیت را دارند که جهان صنعتی را هم نابود کنند. به نظر میرسد روشنفکران خاورمیانه و جهان و نهادهای بیطرف بینالمللی باید هرچهزودتر، موضوع دلارهای نفتی را در دستور کار خود قرار دهند و برای متوقفکردن ماشین مخرب و ویرانگر آنها وارد عمل شوند.
به نوشته این مقاله: هرچند از ابتدای کشف نفت در ایران، کشور ما در عین کسب منافع فراوان از نفت، زیانها و ضررهای بزرگی هم از آن دیده است؛ اما بهیقین شعار تبلیغاتی «آوردن نفت سر سفره مردم» را میتوان آغاز سیستماتیک فرایند تخریب اقتصاد و فرهنگ ملی به وسیله دلارهای نفتی دانست. این شعار و بعد از آن تخریب ساختار اداری سازمان برنامه و وزارت نفت، توزیع سهام عدالت، خصوصیکردن صوری شرکتهای دولتی، توزیع یارانهها و دیگر کارهای ناروای دو دولت قبل برای تحقق آن، کشور ما را هم بهنوعی قربانی دلارهای نفتی کرد.
در بخش دیگری از این مقاله آمده: بابک زنجانی و طیف دیگری از همکارانِ پیدا و پنهان او، به نماد کارکرد دلارهای نفتی و طبقه نوظهورِ برآمده از آن تبدیل شدند. اگر دلارهای نفتی نبودند، چگونه به قول معاون اول رئیسجمهوری، فردی میتوانست با بالاکشیدن دومیلیاردو ٧٠٠ میلیون دلار، به اندازه چهار مرکز پتروشیمی شیراز از کشور ببرد؟ یا ٢٢ میلیارد دلار ارز، بیسروصدا از کشور خارج شود یا معلوم نباشد که ١١٨میلیارد دلار درآمد نفتی کشور در سال ١٣٩٠ چگونه خرج شده است. در نتیجه اینها و موارد دیگری از این نوع، فساد مانند خوره و یک بیماری ساختاری به جان دولت و ملت افتاد و روند توسعه کشور را مختل کرد؟

منبع تصویر، Sharq
رابطه بیمار و پزشک کمرنگ شده
یک استاد پاتولوزی در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=220769" platform="highweb"/></link> نوشته: درگذشت یکی از ستارگان مقتدر هنر سینمایی شادروان عباس کیارستمی، موجب جنجال و تعرض عجولانه و حجمه به جامعه پزشکی ایران شد. چند روزی در مورد کم توجهی پزشکان به بیماران بحث و گفتگوهایی پیش آمد و گرچه در ابتدا یک حمله یک جانبه و غیر منصفانه بود، ولی بهتدریج موجب بررسی بیشتر تعهدات جامعه پزشکی در برابر سلامت جامعه و مسئولیت پزشک در مورد وظایف اجتماعی و همچنین وظایف جامعه نسبت به جامعه پزشکی، مورد بحث قرار گرفت که نتیجه آن بسیار خوب و مفید بود.
پروفسور محمد حسین کریمی نژاد در این مقاله به نقد فضای موجود در بیمارستان ها و کلینک ها پرداخته و نوشته: علیرغم اینکه در گذشته یکی از اصول اولیه پزشکی، ارتباط پزشک و بیمار بود، این ارتباط متأسفانه در حال حاضر بسیار کمرنگ شده است و حتی گاهی بدون کوچکترین مذاکره و همفکری انجام میگیرد.
نویسنده مقاله اطلاعات نقل کرده بیماری قفسه سینه اش درد می کرد و بعد از رجوع به بیمارستان وی را بستری کردند و چند روز انواع ازمایش ها از وی عمل آمد اما از هر کس پرسیدم علت کسالتم چیست همه به هم حوله دادند تا بالاخره با اعتراض بیمار مسئول آن بخش توضیح داده شما باید حتماً با پزشک معالج خود در میان بگذارید. گفتم ایشان را گاهی و بعضاً ابدا زیارت نمیکنم. بالاخره روز معینی را تعیین کردند که با پزشک معالج خود مذاکره کنم. روز موعود پزشک معالج با یک ساعت تأخیر آمدند و بعد از سلام و علیک کوتاه گفتم سؤالاتی در مورد بیماریام دارم که قرار است با شما در میان بگذارم. بدون اینکه به درخواست من توجهی کند، گفتند از خانم… سؤال کنید و تا من به خود آمدم که سؤالم را تکرار کنم، از اطاق و بیمارستان خارج شدند!
تنظیمتنظیمم کن

پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/99296/خودتنظیمی--را-با-ذکر-مثال-توضیح-دهید" platform="highweb"/></link> با اشاره به تصمیم تازه برای سپردن امور بازبینی کتاب ها به ناشران و این تعبیر که ناشران و نویسندگان به خود تنظیمی رسیده اند نوشته: نویسنده موقع نوشتن خودش را تنظیم میکند. ناشر نویسنده را تنظیم میکند. و ارشاد ناشر را تنظیم میکند.
به نوشته این طنزنویس: در واقع نویسندهها از این بهبعد در دسته «خودتنظیمها» قرار میگیرند. چرا؟ چون باقی مردم خودشان را خودشان تنظیم نمیکنند. مثلا راننده تاکسی دست به فرمان نمیزند و هر طرف که بخواهد بپیچد، میرود از راهنماییورانندگی مجوز میگیرد. (مجوز قبل از پیچ و مجوز پیچاندن و مجوز پیچیده که معادل مجوز قبل از چاپ و مجوز توزیع و مجوز بعد از توزیع است)؛ یا مثلا آشپزهای مملکت خود تنظیمی ندارند و همیشه یکنفر میآید بالادستشان که ادویه و فلفل زیاد نریزند توی غذا و مسیر جامعه را تغییر ندهند.
ستون طنز شرق در توضیح انواع خود تنظیمی نوشته: اگر نویسنده دلنوشته باشید باید خودتنظیمی کنید. اگر نویسنده رمان عامهپسند هستید، باید عامهتنظیمی کنید. اگر گروهی مینویسید، باید گروهتنظیمی کنید. اگر دستتان درد میکند و یکی دیگر برایتان تایپ میکند، درواقع یکی دیگر باید تنظیمتان کند و باید دیگرتنظیمی کنید. اگر نویسنده داستانهای خانوادگی هستید، باید مسائل مطرح در کتاب تنظیم خانواده را در نظر بگیرید.











