منشاء ریزگردها زیر پای شماست

منبع تصویر، Tasnim
- نویسنده, سام خسروی فرد
- شغل, روزنامهنگار و پژوهشگر محیطزیست
تهران، اسفند ۱۳۵۳. نخستین سمینار منطقهای مقابله با بیابانزایی در تهران برگزار میشود. در این نشست نمایندگان ۲۲ کشور پرجمعیت و پهناور مناطق خشک جهان از اقیانوس اطلس تا آسیای مرکزی شرکت میکنند.
پاریس، خرداد ۱۳۷۳. کنوانسیون مقابله با بیابانزایی تنظیم و برای امضا در ماه مهر همان سال آماده میشود. وزیر وقت جهادسازندگی، غلامرضا فروزش، این سند بینالمللی را امضا میکند. ۱۹۴ کشور به معاهده جهانی پیوستهاند.
تهران، بهمن ۱۳۷۵. قانون الحاق ایران به «کنوانسیون سازمان ملل متحد برای بیابان زدایی در کشورهایی که به طور جدی با خشکسالی و یا بیابان زایی مواجهاند -به ویژه آفریقا» از تصویب پنجمین مجلس شورای اسلامی میگذرد.
با اینکه حدود ۶۰ سال از نخستین فعالیتهای عملی و بیش از ۴۰ سال از تلاشهای منطقهای ایران برای مهار بیابانگستری میگذرد، امروز ریزگردهای آلوده به مواد شیمیایی، رادیواکتیو و بیماریزا نفسها را در سینه حبس کرده است. ریزگردهایی که از بیابانی شدن زمینها و تالابها راهی ریه شهروندان ایرانی میشود تا یادآوری کنند، حفاظت محیطزیست ضرورتی غیرقابل انکار است.
+ <link type="page"><caption> بیشتر بخوانید:</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/iran/2015/03/150304_l10_skh_haze_dust" platform="highweb"/></link> آیا ریزگرد زندگی را تهدید میکند؟
ریزگردهای خودی و غیرخودی
شماری از مدیران ایرانی، دلیل عمده این بلای نفسگیر را به خارج از کشور نسبت میدهند. از جمله رئیس سازمان جنگلها و مراتع که در بهمن ماه ۱۳۹۳ به خبرگزاری ایرنا گفت: «کمتر از ۱۰ درصد ریزگردها منشا داخلی دارد.»
اردیبهشت ماه ۹۴، گری لوئیس هماهنگکننده سازمان ملل در ایران جمله رئیس سازمان جنگلها و مراتع را در گفتوگو با جامجم آنلاین تکرار میکند. اما هیچ کدام از آنان نمیگویند بر اساس کدام پژوهش یا مطالعه علمی به چنین رقمی دست یافتهاند.
در چنین شرایطی است که برخی از رسانهها با «عربی» خواندن ریزگردها، یک آشفتگی طبیعی را به حیطه نزاعهای قومی میکشانند تا شاید از سنگینی بار مسئولیت ناشی از سو مدیریت محیطزیست در کشور اندکی کاسته شود.
عامل اصلی بروز ریزگردها از دست رفتن رطوبت خاک است. رها شدن زمینهای کشاورزی به دلیل بیآبی و نابودی پهنههای آبی از یک سو و از سوی دیگر، گرم شدن خاورمیانه و کاهش بارش ناشی از تغییرات اقلیمی، باعث شدهاند ریزگردها حضور پررنگتری در منطقه و در ایران داشته باشند. جایگاه ایران در بروز تغییرات اقلیمی در خور توجه و جزو ۱۰ کشور اول تولید کننده گازهای گلخانه است.
م<link type="page"><caption> طالعهای</caption><url href="http://he.srbiau.ac.ir/article_3276_683.html" platform="highweb"/></link> که در مجله علمی-پژوهشی انسان و محیطزیست منتشر شده نشان میدهد کاهش رطوبت خاک در شمال خاورمیانه که منطقه تغذیه میانرودان است یکی از دلایل وقوع ریزگردهاست. از دست رفتن زمینهای کشاورزی به خصوص در منطقه موسوم به هلال حاصلخیز نیز به توسعه کانون بحرانی افزوده است.

منبع تصویر، ANA
معصومه ابتکار، رییس سازمان محیطزیست منشا ریزگردهای اخیر که لرستان را در غبار فرو برد، کشورهای غرب و جنوب غربی ایران اعلام میکند که بر اساس گزارش برنامه محیطزیست سازمان ملل، خاورمیانه خود یکی از کانونهای ریزگردهاست و نقش صحرای آفریقا در این میان قابل توجه است.
با این حال نباید کانونهای داخلی ریزگردها را٬ که وسعت قابل توجهی نیز دارند٬ نادیده گرفت. خانم ابتکار در این ارتباط میگوید ۲ هزار و ۸۰۰ هکتار از کانونهای بسیار بحرانی ریزگرد در ایران شناسایی شده است. به نظر میرسد، نخستین توفان گرد و غبار تهران در خرداد ۹۳ که هراس به دل پایتختنشینان انداخت نیز منشا داخلی داشته است. این پدیده اسفند ماه سال بعد نیز تکرار شد. آن زمان قاسم حقانی، معاون منابع طبیعی استان تهران اعلام کرد ۷۰ هزار هکتار از شهرستان ملارد کانون اصلی گرد و غبار در استان تهران است.
به تازگی خشک شدن تالاب فصلی بندعلی خان، دریاچه حوض سلطان قم و دریاچه نمک از سوی مدیران دولتی از جمله مدیرکل محیطزیست استان تهران و معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران به عنوان کانونهای داخلی گرد و غبار معرفی شدهاند. فرماندار قم به نقل از اداره هواشناسی این استان میگوید گرد و غباری که این شهرستان اخیرا شاهد آن بوده منشا داخلی داشته و ناشی از کویری شدن زمینهای کشاورزی است و «ریشه کویری شدن اراضی نیز قطع حقابههای قمرود و قره چای است که در حدود ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده است.»
بنا به گزارش برنامه محیطزیست سازمان ملل، بخشهایی از شمال کرانههای خلیجفارس و دریای عمان، جنوب دریاچه ارومیه، تالاب خشک شده هامون و بخشهایی از دشت کویر و دشت لوت کانونهای داخلی ریزگردها هستند.
ماموریت غیرممکن
مالچپاشی پرهزینه برای مهار ریزگردها مسکنی است موضعی و مقطعی که آلودگیهای بسیاری نیز به همراه دارد. روشی که شماری از نمایندگان مجلس و دستگاههای دولتی مرتب از آن یاد میکنند. اما مالچ نفتی، راه علاج نیست. چاره کار به طور خلاصه افزایش رطوبت خاک، احیا و مدیریت اراضی کشاورزی، پوشش گیاهی بومی و تالابهاست.
جمعآوری آبهای سطحی و مهار آنها با سدسازیهای بیرویه و پر هزینه، تخلیه آبهای زیرزمینی به بهانه توسعه کشاورزی و شرب و نیز دستکاری در شبکه هیدرولوژیک کشور اعم از سطحی و زیرزمینی با ایجاد سازههای گوناگون باعث شده روند طبیعی جریان آب مختل شود. برای بهبود شرایط فعلی لازم است بسیاری از سازهها و پروژهها را تخریب کرد تا شاید رطوبت خاک به حالت اولیه باز گردد. اجرایی کردن چنین اقداماتی به معنی پذیرش اشتباههای گذشته و اعترافی عملی است در ارتباط با هدر دادن منابع مالی و طبیعی. در شرایط فعلی کوچکترین نشانهای از انگیزه حاکمیت برای مهار واقعی ریزگردها با منشا داخلی دیده نمیشود.
با وجود ناامنی و آشوب در منطقه از سوریه تا لبنان و عراق، مهار ریزگردها با کانون خارجی نیز چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد. از سال ۲۰۰۸ به این سو ۹ موافقتنامه بین ایران و کشورهای عراق، ترکیه و سوریه برای کنترل ریزگردها امضا شده است. با توجه به فعالیتهای سیاسی و نظامی ایران در منطقه بعید به نظر میرسد که مدیران کشور قادر باشند ابتکار عمل را در دست گیرند و سران کشورهایی را که کانون اصلی ریزگردها هستند پای میز مذاکرهای الزامآور بکشانند. نقشی که ۴۲ سال پیش ایران در مهار بیابانگستری در منطقه ایفا کرد امروز به خاطرهها پیوسته است.
گرچه خانم ابتکار مدعی است که «با پیگیریهای ایران» قطعنامه تنظیم برنامه جهانی مقابله با گرد و غبار در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیده است اما خود او در اینستاگرامش مینویسد که چاره مقابله با ریزگردها دعای مردم برای نابودی داعش است. رئیس سازمان محیطزیست اندکی بعد در صحن علنی مجلس میگوید بیش از ۸۰ درصد استانها درگیر گرد و غبار هستند و با با بودجه فعلی مبارزه با کانونهای گرد و غبار و بیابانزایی ۳۰ سال طول میکشد.
مطالبه مکرر و مداوم مردم از نمایندگان مجلس و مسئولان انتخابی برای ساماندهی و بهبود شرایط نفسگیر حال حاضر شاید اثرگذار باشد و بتواند دولت را به سمت کنترل کانونهای داخلی سوق دهد. بدینترتیب این احتمال قوت میگیرد که اندکی از تیرگی آسمان کاسته شود، دستکم آن بخش از ریزگردها با کانونهای داخلی مهار خواهند شد. در غیر این صورت باید با واقعیت کنار آمد. حضور تقریبا دائمی ریزگردها و بیماریهایی را که به همراه میآورند٬ باید پذیرفت و زندگی را بر مبنای حضور تقریبا دائمی ریزگردها منطبق کرد.











