زنان ایران و حجاب، کشمکش هشتاد ساله

منبع تصویر،
- نویسنده, حمید علوی
- شغل, روزنامهنگار
حجاب زنان ایرانی در دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی موضوع کشمکش بوده است و هر دو بار، زنان بدون اینکه خود مستقیماً در تصمیمگیری درباره حجاب دخالت داشته باشند مجبور به اجرای تصمیمات حکومتی شدهاند.
در زمان رضاشاه پهلوی کشف حجاب از زنان اجباری بود در جمهوری اسلامی نیز داشتن حجاب برای زنان اجباری است.
قابل ذکر است که هر دو نظام، قانونگذاری درباره حجاب را موجب «آزادی زنان» دانستهاند و در هر دو نظام «شهربانی» و «نیروی انتظامی» مجری قانون حجاب و عهدهدار نظارت بر آن بودهاند.
درست هشتاد سال پیش، روز هفدهم دی ۱۳۱۴ دولت وقت به خواست رضاشاه فرمان پوشش زنان بدون «پیچه و حجاب» را صادر کرد.
در این روز رضاشاه همراه همسر و دخترانش که پوششی بر سر نداشتند، وارد دانشسرای مقدماتی معلمان شدند تا شخص اول مملکت در حضور مدعوین اعلام کند «میلههای زندان» را شکست و اکنون زنان میتوانند دوشادوش مردان به مملکت خدمت کنند.
پیشینه
در دوره ناصرالدین شاه قاجار، طاهره قرهالعین، از پیروان بابیه، در یک گردهمایی روبنده از صورت خود برداشت که این حرکت در آن زمانه به «کشف حجاب» تعبیر شد.
قرهالعین که به تبلیغ این آیین نو میپرداخت، خود مجتهدزاده بود، اما با این حال به بابیه گرایش پیدا کرد و در حلقه نزدیکان به علی محمد باب، بنیانگذار آیین بابیه، قرار گرفت.
برداشتن روبنده در «بهدشت» رخ داد. بهدشت از توابع شاهرود بود و پیروان باب برای تصمیمگیری در مورد آینده آیین خود در این محل جمع شده بودند چون فشار حکومت وقت بر آنها زیاد شده بود. قرهالعین که خود از بابیهای سرشناس بود به وقت سخنرانی بدون روبنده در برابر مردان ظاهر شد.
این حرکت او حتی میان پیروان باب جنجالبرانگیز شد.
با پیروزی انقلاب مشروطیت و مطرح شدن آزادی زنان مسئله پوشش میان برخی مطرح بود.
ابوالقاسم آزاد مراغهای یکی از کسانی بود که مخفیانه پیگیر کشف حجاب زنان بود. بنا به برخی اسناد، او در سال ۱۲۹۹ همراه همسرش شهناز رشدیه، دختر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدرسه نو در ایران، نشریهای به نام «نامه بانوان» منتشر کرد و «مجمع کشف حجاب» را به طور مخفی راه انداخته بود.
آزاد ابتدا در کسوت روحانیون بود، اما این لباس را کنار گذاشت و در جرگه روشنفکران مشروطهخواه درآمد.
یکی دیگر از مواردی که زمینه کشف حجاب را مهیا کرد، تشکیل «جمعیت نسوان وطنخواه» بود که به ۱۳۰۱ برمیگشت. این جمعیت ضمن دفاع از حقوق زنان از بیحجابی زنان نیز حمایت میکرد.
دیدار رضاشاه از ترکیه

منبع تصویر،
با شکلگیری سلطنت پهلوی و روند مدرنیزاسیون ایران مسئله کشف حجاب نیز ابعاد وسیعتری یافت.
حمیده صدقی، نویسنده کتاب «زنان و سیاست در ایران» با عنوان فرعی «حجاب، کشف حجاب، حجابگذاری مجدد» معتقد است که رضا شاه بعد از دیداری از ترکیه در تابستان ۱۹۳۴/۱۳۱۳ تصمیم گرفت سیاست منع حجاب را در ایران تعقیب کند.
به گفته صدقی سیاست غربیسازی قبل از سفر شاه به ترکیه آغاز شده بود. به عنوان مثال رضاشاه در سال ۱۹۲۶/۱۳۰۵ شهربانی را موظف کرد که از زنانی که مایل به حجابگذاری در اماکن عمومی نبودند، حمایت کند.
محمود جم، رئیسالوزرای وقت، در خاطرات خود به مسئله خواست رضاشاه برای کشف حجاب اشاره میکند. پس از دیدار از ترکیه شاه به او گفته بود: «نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک میکنند.»
رضاشاه اضافه کرده بود که «چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.» او انزجار خودش از چادر را بیان کرده بود.
به نوشته صدقی، پیش از این در سال ۱۹۲۸/۱۳۰۷ یکبار ملکه در حرم قم حضور یافت و نزدیک بود بلوایی در قم بر پا شود.
ماجرا از این قرار بود که عصمت الملوک دولتشاهی، چهارمین و آخرین همسر رضاشاه همراه شمس و اشرف، دخترهای شاه از همسر دیگر، برای زیارت به قم رفتند. در حرم موقع تعویض چادرهای مشکی و سیاه لحظهای او بدون چادر بود.
او خود گفته است: «همه این کار را با سرعت انجام دادند ولی من دقت و سرعت لازم را در این کار به کار نبردم. در نتیجه، مدتی بی حجاب شدم. مشاهده این وضعیت از سوی آقایی که مشغول موعظه بود به شدت مورد اعتراض قرار گرفت.»
این واقعه با دخالت مستقیم شاه و تنبیه آن واعظ خاتمه یافت.
در همین سال رضاشاه دستور لباس متحدالشکل را برای همه به استثنای روحانیون و زنان صادر کرد.
در سال ۱۳۱۴ گذاشتن کلاه شاپو بر سر مردان اجباری شد و این دستور در مشهد به نزاعی خونین منجر شد که به واقعه مسجد گوهرشاد معروف شده است. این واقعه باعث شد که شاه بر محمد علی فروغی، نخستوزیر وقت غضب کند و به این ترتیب فروغی مستعفی شد.
جای او را محمود جم گرفت. گفته میشود با وجود نخستوزیر جدید امکان «رفع حجاب» از زنان تسهیل شد.
کشف حجاب در دانشسرا

منبع تصویر،
در این کار، علی اصغر حکمت، وزیر وقت معارف، نیز مساعدت بسیار کرد. او در «سی خاطره از عصر فرخنده پهلوی» از دورانی یاد میکند که در آبان ۱۳۱۴ روزی رضاشاه از سفر مازندران بازگشت. نزدیک به غروب بود که شاه از اتومبیل پیاده شد بعد از تعارفات از او پرسید: «فلانی در باب رفع حجاب چه کردید؟»
بعد از مدتی در آذر همان سال بعد از واقعه مسجد گوهرشاد یکبار دیگر رضاشاه از حکمت میخواهد که مسئله حجاب را زودتر به سرانجام برساند: «سابقاً در جواب پیشنهاد شما گفتم که مجلس جشن سالیانه معارف را به تأخیر بیندازد، اما حالا به مناسبت وقایعی که در خراسان پیش آمده و اشخاص مقصر تنبیه شدهاند، تأخیر مصلحت نیست هر چه زودتر مجلس خود را تشکیل دهید.»
حکمت ۱۴ دی را در محل «دانشسرای مقدماتی تهران» که مرکز ترتیب معلم بود، برای اجرای کشف حجاب به رضاشاه پیشنهاد میکند.
حکمت در خاطرات خود از رضاشاه نقل میآورد که گفته بود ممکن است اقداماتی علیه این کار صورت بگیرد و مسئله عفت و نجابت زن را پیش بکشند، اما نجابت و عفت زن به چادر مربوط نیست. مگر میلیونها زن بیحجاب که در ممالک خارجه هستند نانجیباند؟ از این گذشته همسر من و دختران من در این کار پیشقدم هستند.
شخص اول مملکت تاکید کرد که «شرکت همسر و دختران من در جشن دانشسرای مقدماتی بدون حجاب، باید سرمشق همه زنان و دختران ایرانی، مخصوصاً خانمهای شما وزرای مملکت باشد.»
اما رفع حجاب به آسانی صورت نمیپذیرفت حتی نزدیکان شاه هم در ابتداء راحت نبودند. دولتشاهی آخرین همسر رضاشاه، در خاطرات خود از روزهای کشف حجاب ذکر کرده و گفته که در آن ایام مسئله چادر نبود، بلکه بیشتر زنان چاقچور داشتند که با روبنده همراه بود.
«یادم میآید ما حتی موقعی که در اتومبیل نشسته بودیم و حجاب نداشتیم از دیدن عابرین خجالت میکشیدیم... رضاشاه دستور داده بود که همه ما باید بیحجاب باشیم. این کار اول بسیار مشکل بود، خجالت میکشیدیم و خیلی ناراحت بودیم. اوایل کلاه پوست سرمان میگذاشتیم و پالتو پوست با یقه بلند میپوشیدیم.»
جم در خاطرات خود از روز هفدهم دی نوشت که رضاشاه لباس و آرایش زنان را تحسین کرد و گفت که اگر هم عیب و نقصی هست، خودشان باید رفع کنند.
«باید خیاطها و کلاهدوزها را تشویق کرد که مدهای قشنگ و سنگین و ارزان به بازار بیاورند ما میلههای زندان را شکستیم. حالا خود زندانی آزاد شده وظیفه دارد که برای خودش بجای قفس خانه قشنگی بسازد.»
او از نخستوزیر میخواهد که تعداد این مجالس بیشتر شود تا «خانمها مرتب در آنها حضور یابند و بیشتر به آداب و رسوم اجتماع و معاشرت عادت کنند.»
رضا شاه در دانشسرای مقدماتی نطقی ایراد کرد. او گفت: «تاکنون نصف جمعیت کشور بهحساب نیامده و خانمها را از هر گونه حقی محروم کرده بودند... در صورتی که صرف نظر از وظایف مادری، آنها میتوانند دوشادوش مردها خدماتی را عهده دار باشند.»
اما چنانکه رضاشاه هم پیش بینی کرده بود، این تصمیم بدون مقاومت اجرا نشد. به این ترتیب در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ و با تصمیم حکومت مبنی بر تحمیل نظر خود در مورد «حجاب» به زنان، چالشی بین حکومت و زنان در ایران آغاز شد که تا امروز ادامه دارد.











