بررسی روزنامههای صبح تهران؛ چهارشنبه اول مرداد
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز ایران همچنان گزارش های مربوط به بمباران غزه و کشته شدن زنان و کودکان فلسطینی را در صدر اخبار خود آورده و روزنامه های دو جناح سیاسی همدیگر را بر سر میزان حساسیت نسبت به اخبار غزه مورد سرزنش قرار داده اند.
حضور وزیر خارجه در مجلس و توضیحات وی درباره مذاکرات معوق مانده هسته ای از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست که به اظهار نظر درباره مذاکرات و آینده آن پرداخته اند.
مانور دیپلوماتیک ظریف

منبع تصویر، arman
احسان بداغی در گزارش اصلی <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-05-01/204.htm" platform="highweb"/></link> نوشته: آنچه دیروز از جلسه غیرعلنی مجلس بیرون آمد، «رضایت» نمایندگان از سخنان ظریف بود؛ اما آنچه پشت درهای بسته جلسه اتفاق افتاد با تلاش دلواپسان برای ابراز وجود همراه بود. مثل آن لحظهیی كه روحالله حسینیان به صحبتهای ظریف اعتراض كرد و گفت نمایندگان اطلاعات بیشتری میخواهند. شاید چیزی از همان جنس اطلاعاتی كه ظریف گفته بود اگر «استیضاح» هم شوم، آنها را به زبان نخواهم آورد.
به نوشته گزارشگر پارلمانی این روزنامه: معلوم نیست به نتیجه نرسیدن مذاكرات وین ۶ غروب اختلافات نمایندگان با تیم مذاكرهكننده است یا فضای این روزهای مجلس، آرامش قبل از توفان. هر چه هست حالا تعداد منتقدان ظریف در بهارستان كمتر شده است. حداقل دیگر در كلام كمتر اختلافات بروز پیدا میكند. سلسله مذاكرات به نتیجه نرسیده وین، تعدادی را دلگرم كرده كه تیم مذاكرهكننده روی «خط قرمز»ها و «حقوق مسلم» ما پافشاری میكند. تعدادی اما شاید باز هم دلگرم نشوند.
اعتماد نوشته: نمایندگانی چون روحالله حسینیان و مهدی كوچكزاده كه باز هم در جلسه غیر علنی به سخنان ظریف معترض بودند، مدعی بودند كه ظریف در موضوع سخن نمیگوید. جواب ظریف هم البته به آنها شنیدنی است: «اگر اطلاعات شما بیشتر از ما است، میخواهید شما به ما خبر بدهید.» بیرون جلسه هم غلامرضا تاجگردون گفت «این دلواپسیها تمام شدنی نیستند. اگر ظریف سیر تا پیاز مذاكرات را هم برای اینها بگوید باز هم موضوعی برای اعتراض پیدا میكنند.» با این وجود ظهر دیروز بیشتر نمایندگان با لبهای خندان از صحن مجلس بیرون آمدند.
مسوولیت در برابر غزه
همزمان با تکذیب این خبر که هواداران جنبش سبز، در تظاهرات تابستان ۸۸ شعار نه غزه نه لبنان سر داده باشند، از سوی هادی خامنه ای مدیر روزنامه توقیف شده حیات نو، کیهان در سرمقاله خود باز هم این اتهام را تکرار کرده و نوشته خیانت کردند محافلی که به شعار نه غزه نه لبنان مهر تایید زدند. چنین سیاستمداران و سیاستبازانی حتی اگر بیطرف هم میماندند انسان مسلمان نبودند چرا که به سرنوشت مسلمانان بی توجه ماندند.
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/198/2" platform="highweb"/></link> تاکید کرده چگونه میشود در شرایط تعدی ظالم به مظلوم بیتفاوت ماند حال آن که مسلمانان مظلوم در چهار گوشه منطقه اسلامی شریکند؛ همانگونه که آل سعود و دیگر گروههای مرتجع منطقه متهمند.
روزنامه تندرو صبح سپس به انتقاد از دولت برخاسته و پرسیده: آیا از ظرفیت بزرگ ریاست جنبش عدم تعهد برای اعمال فشار بر جنایتکاران جنگی و حامیان آنها به اندازه کافی بهره گرفته شده؟ چرا دبیرخانه جنبش عملا تعطیل است؟ آیا معقول است که همه یا عمده همت و فرصتهای وزارت امور خارجه صرف مذاکرات هستهای شود و دیگر مسائل مهم منطقهای و جهانی مغفول بماند؟
پاسخ به حملات
یک روز بعد از حمله همزمان روزنامه های کیهان و جوان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی به روزنامه های اصلاح طلب در انتقاد از این که چرا به اندازه کافی اخبار غزه را پوشش نمی دهند حامد طبیبی در شرق نوشته: برنامه خبری صدا و سیما، گزارشی یکسویه و لبریز از اطلاعات نادرست را روی آنتن فرستاد که در آن برخی نشریات و از جمله روزنامه «شرق» بهخاطر آنچه نپرداختن به موضوع کشتار مردم بیدفاع و مظلوم غزه نامیده میشد، مورد انتقاد قرار گرفتند تا دامنه پازل هجوم «خودجوش» و همزمان سایتها و نشریات وابسته به جریانی خاص علیه روزنامههای مستقل به «جام جم» هم کشیده شود.
به نوشته این روزنامه نگار: اگر پیش از این، حملات و نسبتهای کذب این رسانهها صرفا به مخالفان سیاسی آنان بازمیگشت، این بار موضوع انسانی و جهانی «فلسطین»، دستمایه تسویهحساب با منتقدان قرار گرفته است. پرسش اصلی اینجاست که چرا برخی علاقهمند هستند موضوع انسانی، دینی و جهانی فلسطین را تا این حد نازل کنند و از قضا، داعیه حمایت از ملت فلسطین را داشته باشند؟

منبع تصویر، na
حسن وزینی هم در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت در همین باره نوشته: برای پی بردن به واقعیت ماجرا و روشن شدن ابعاد این ادعای مضحک، کافی است به آرشیو روزنامهها رجوع شود. در مرور عملکرد هفت روزه رسانههای تهران مشخص میشود که حتی حوادث مهمی مانند مذاکرات حساس هستهای وین، جام جهانی فوتبال و نتایج غرورانگیز تیم والیبال نیز باعث نشده وقایع غزه از نگاه تحریریهها و اصحاب رسانه ایران مغفول بماند.
به نوشته این مقاله: توجه روزنامه ها به تحولات تازه فلسطین، بی تمنا و بی نیاز از توصیههای تشکیلاتی صورت گرفت. روزنامه ها نه مانند اصحاب برنامه ساعت ۲۰ و سی سیما آن را به رخ کشیدند و نه مانند برخی جناحهای سیاسی در فکر دوختن کلاهی از این نمد بودند. براستی آیا رفتاری قبیحتر از این میتوان سراغ داشت که در بازی مرگ و زندگی ساکنان مظلوم غزه، عدهای در این سو، بساط سودجویی سیاسی و تبلیغی از این واقعه بگسترانند و در پی این شگرد بروند که حریفان وطنی خویش را با حربه بیمهری به فلسطین هدف قرار دهند.
صادق زیباکلام در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=458&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: آنچه مسلم است دیر یا زود، آتشبس در غزه برقرار خواهد شد. هم وزیران خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا به قاهره رفتهاند و هم دبیرکل سازمانملل. آمریکاییها اگرچه حسب ظاهر از اسراییل حمایت میکنند، اما یقینا در پشت درهای بسته با زبان دیگری با رهبران آن کشور سخن میگویند. اسراییلیها هرروز که میگذرد در «جنگ افکار عمومی» متحمل شکستهای بیشتر و بیشتری میشوند.
به نوشته این استاد دانشگاه: تنها پیروزیای که اسراییل تا بعدازظهر سهشنبه به دست آورده، کشف یک تونل زیرزمینی متعلق به حماس بود. حتی اگر فرض بگیریم آن تونل گذرگاه مهمی بوده است، دستکم یک دو جین تونل مشابه آن وجود دارد. بهعلاوه حفر مجدد چنین گذرگاههایی، خیلی به تکنولوژی پیشرفته نیاز ندارد.
مقاله شرق نتیجه گرفته: اسراییل در نبرد سنگین و سرنوشتساز بر سر بهدستآوردن افکار عمومی متحمل شکست سنگینی شده است. حتی در خود آن کشور هم علیه عملیات غزه، مخالفت و انتقادات جدی به راه افتاده است.
رفع تحریمها
فریبرز رئیس دانا در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=650&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: تحریمها علتالعلل همه مشکلات در اقتصاد ایران نیست و از آن مهمتر اقتصاد دولتی هم علت همه مصائب در اقتصاد ایران نیست. در سالهای پیش برخی به بهانه خصوصیسازی و اینكه اقتصاد دولتی ناكارآمد است؛ صنعت كشور را به اصطلاح خود به بخشهای شبهدولتی و برخی از نهادهای بهاصطلاح خصوصی واگذار كردند. همگان دیدند كه این واگذاریها بیش از آنكه اقتصاد و صنعت بیمار كشور را نجات دهد آن را در چاه مشکلات انداخت و بیش از هرچیز مسالهساز اقتصاد بیمار ایران شد.
این استاد دانشگاه در ادامه مقاله خود تاکید کرده: اكنون هم برخی سودجویان از كلمه خصوصیسازی و پرهیز از اقتصاد دولتی بهره میگیرند تا صنعت كشور را دو دستی به اتاق بازرگانی، نهادها و اشخاصی واگذار كنند كه بیشترین زاویه را با نهادهای مردمی در اقتصاد ایران دارند. مساله این است كه بسیاری از دولتها در طول ۳۵ سال گذشته با نداشتن شایستهسالاری و ناتوانی نیروها روبهرو بوده و اكنون نیز هستند. البته حل مشكلات مدیریتی و اقتصادی كشور با رفع تحریمها یا خصوصیسازی صوری چارهساز نیست.
نویسنده مقاله آرمان نتیجه گرفته: نه دولت فعلی میتواند جایگزین بخش خصوصی واقعی باشد و نه بخش خصوصی دولت ساخته و شبهدولتی ما میتواند گلیم اقتصاد ایران را از آب بیرون بكشد چرا كه اقتصاد بیمار دولتی ما نمیتواند جایگزین مناسبی برای تورمها، فساد اداری باشد تنها راهحل انتقال منابع به بخش خصوصی واقعی است كه مردم هستند، و میتواند درمان رفعمشکلات در اقتصاد اداری ایران باشد.
بیش از ۸۰۰ سوال در یک سال

منبع تصویر، mardomsalari
مجید انصاری در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=650&pageno=2" platform="highweb"/></link> نوشته: نمایندگان مجلس در حوزههای انتخابیه خود با هزاران طرح و پروژه که با محاسبه یا بدون محاسبه کلنگ خورده است، مواجهند و در سفرهای استانی دولت پیشین وعدههایی به مردم داده شده که بهدلیل نبود منابع کافی برای تامین هزینههای این پروژهها، اجرای آنها محقق نشده است. از سوی دیگر طبعا مردم فشار را متوجه نمایندگان خود میکنند و نمایندگان نیز آن را درقالب سوال، تذکر و استیضاح به دولت منتقل میکنند.
معاون پارلمانی رییس جمهور در این مقاله افزوده: میتوان اذعان داشت هم دولت و هم نمایندگان حق دارند. دولت حق دارد چرا که در بهوجود آمدن چنین وضعیتی، بیتقصیر است؛ اگر بخواهد طرح و پروژههای دولت سابق را تکمیل کند، نیاز به ۴۰۰ هزار میلیارد منابع مالی دارد که بر فرض خوشبینانه اگر دولت، سالانه ۳۰ هزار میلیارد بودجه عمرانی داشته باشد یعنی حدود ۱۲ -۱۳ سال وقت لازم است تا این پروژهها تکمیل شود.
در ادامه مقاله آرمان آمده: سال گذشته از ۱۴۸ هزار میلیارد تومان بودجه تحقق یافته تنها ۲۳ هزار میلیارد تومان به پروژههای عمرانی تخصیص پیدا کرد که آن هم مرهون همت دولت یازدهم بود وگرنه سال۹۱، تنها ۱۳هزار میلیارد تومان به عمران تخصیص داده شد و بقیه آن بودجه جاری بود. بههر حال زمانی که دولت یازدهم قوه مجریه را تحویل گرفت با یک نابرابری سنگین در بودجه مواجه بود.
نامه مدیرعامل مرسدس
پدرام ابراهیمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=8&pageno=20#" platform="highweb"/></link> در اشاره به گزارش مجلس درباره قیمت گذاری خودروها در ایران به طعنه از نامه سرگشاده مدیر مرسدس بنز به مدیران صنعت خودرو کشور خبر داده که در آن آمده:
ما سالیان سال است با سختترین کنترل کیفیت، تعبیه پیشرفتهترین سیستمهای ایمنی، وسیعترین برنامه بازاریابی، پرهزینهترین تبلیغات و بهترین خدمات پس از فروش، خودرو تولید میکنیم و با این حال دایما تحت فشار مصرفکننده برای تولید محصولات با کیفیتتر بوده و مجبوریم با رقبای خود به صورت شانهبهشانه رقابت کنیم. اگر مدیریت شرکتهای خودروسازی ایران ما را به غلامی قبول کنند، حضور محترمشان شرفیاب شده و این سوالها را از محضر گرامیشان خواهیم پرسید:
به نظر طنزنویس شهروند سووال ها این است: چطور ٦ ماه قبل تحویل ماشین از مشتری پول میگیرید؟ چطور آنها میدهند؟! اینکه میگویند در ایران ثبات مدیریتی وجود ندارد به چه معناست؟ اینجا یک پیچ و مهره گم میشود، گمات میکنند! چه وردی میخوانید که مشتری بعد از ٦ ماه، ماشین نقرهای را به جای ماشین سفیدرنگ (که ثبتنام کرده بود) قبول کرده و صدایش در نمیآید؟ میآیید کشورهایمان عوض؟
با احترام و تعجب. مانفرد شفنهاخن. مدیرعامل مرسدس بنز
خانه جلال و سیمین
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=8&pageno=16" platform="highweb"/></link> در گزارشی نوشته: خانههای مشاهیر در تهران اغلب عاقبت غمانگیزی دارند اگر به برج و ساختمانهای چندطبقه تبدیل نشوند، متروکه میشوند آنقدر که فرسودگی از بیخ و بن به جانشان میافتد و گذر زمان دمار از روزگارشان درمیآورد در سالهای اخیر البته سرنوشت دیگری هم ممکن است در انتظار آنها باشد اینکه به دست شهرداری بیفتند و آنجا نسخه تغییر کاربری برایشان بپیچند و طوری تغییرات جدید را در آن اعمال کنند که به بنایی با هویتی جدید تبدیل شوند.
این روزنامه سپس از قول یکی از بستگان جلال آل احمد توضیح داده عدهای از مسئولان شهرداری میخواهند خانه آن دو نویسنده را حالا به عنوان میراث فرهنگی خریداری شده تغییر کاربری بدهند. این همان خانه ای است که چسبیده به خانه نیما یوشیج توسط آل احمد ساخته شد و سال ها محل گرد آمدن نویسندگان و هنرمندان بود و پس از مرگ جلال، محل زندگی سیمین بود.
شهروند توضیح داده که: بعد از مرگ سیمین دانشور این خانه بزرگ و زیبا با حیاط پر از درختان سرسبز و حوض آبیاش، با دیوارهای پر از عکس و نقاشی های جلال و سیمین محل زندگی ویکتوریا دانشور بود تا سرانجام پس از کشمکشها و حاشیههای فراوان سرانجام به شهرداری تهران فروخته شد تا به موزه آثار و زندگی این دو نویسنده تبدیل شود. حالا «مسئولان شهرداری درباره خانه سیمین و جلال حرفهای عجیب و غریبی میزند؛ از تخریب خانه یا افزودن طبقاتی بر آن.»
اعترافات قلیان

منبع تصویر، etemad
پوریا عالمی با اشاره به اعتراض قهوهخانهداران به پلمب مغازههایشان بهدلیل ارایه قلیان گفتگویی ترتیب داده به شخص متهم یعنی قلیان.
- خودت را معرفی کن و بگو چرا دستگیر و پلمب شدید؟ : قلقل... من تنباکو قلیانچاقکنیان هستم و با چاقکردنم باعث تدخین جوانان و تدفین پیران میشوم.
- آیا خودتان خودتان را چاق میکردید یا افرادی هدایتشده شما را چاق میکردند؟ : همانطور که شما گفتید افرادی هدایتشده میآمدند و با استفاده از شلنگ من را چاق میکردند.
- قبول دارید که عامل گردهماییهای غیرمجاز بودید؟ : بله. من را میگذارند وسط و گرد من هم میآیند و نشست برگزار میکنند.
- سازوکارت چه بود؟ : سازوکار من اینطوری است که یک پارچ آب میریزند توی دلم، بعد یک شلنگ وصل میکنند. سپس با گذاشتن زغال گداخته، جوانان مردم را فریب میدادم تا بنشینند و قلیان بکشند تا اینطوری از انواع سرگرمیهای شبانهروزی که مسوولان برایشان در نظر گرفتهاند دور شوند.
- در پایان از همهچیز عذرخواهی کن و بگو برای جبران گذشته چطوری میخواهی آیندهات را اصلاح کنی؟ : من در پایان از همهچیز عذرخواهی میکنم. من حاضرم بهخاطر جبران گذشته، از این بهبعد بهعنوان آفتابه به جوانان خدمت کنم. قلقل... قل... ببخشید بیزحمت این زغال من را کم کنید، دیگر دارم جوش میآورم…











