بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه ۱۸ تیر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز صبح تهران گفته های رهبر را در حمایت از دولت در صدر اخبار خود آورده و در مقالاتی از انتخابات افغانستان و درگیری های موشکی در غزه نوشته اند.
آتش سوزی منطقه حفاظت شده و جنگلی گلستان از جمله گزارش هایی است که روزنامه های مختلف به آن پرداخته اند. چنان که وحشت از جیره بندی آب و کمبود آب آشامیدنی از جمله گزارش های این روزنامه هاست.
عبدالله یا احمدزی

منبع تصویر، na
فیاض زاهد در مقاله ای در<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-04-18/150.htm" platform="highweb"/></link> با اشاره به نتایج انتخابات افغانستان نوشته: در مقایسه بین دو کاندیدای ریاست جمهوری می توان دریافت که عبدالله عبدالله هم در جامعه افغانستان و هم در فضای بینالمللی شاخصتر از احمدزی است، و باید بررسی شود که چه عواملی سبب میشود تا انتخاب عبدالله عبدالله مورد پذیرش نیروهای سیاسی موثر در داخل افغانستان و یا حتی نیروهای بیرونی نباشد؟
نویسنده خود در بررسی علت این عدم پذیرش به نفوذ زیاد دولتهایی همچون عربستان و پاکستان در افغانستان اشاره کرده و نوشته: اما اکنون اینان در پی این هستند تا مانع دستیابی دکتر عبدالله به قدرت شوند. این هدفی است که با نوع نگرش او به مسایل مختلف کشور افغانستان ارتباط دارد. نگرشی ملیگرایانه، وطنپرستانه و استقلالطلبانهیی که نخست آن که با ارتجاع موجود در کشور خود و دولت مرتجع ناسازگار است و دیگر آنکه تمام ویژگیهایی یک سیاستمدار ملی و مقتدر را داراست.
مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: بازی خطرناکی در افغانستان شروع شده و این کشور با یکی از مهمترین چالشهای خود در ۳۰ سال اخیر روبهرو است. اکنون تنها چشم امید به سوی مردم دوخته شده تا شاید بتوانند در سایه وحدت ملی، تعلق به سرزمینشان و آگاهی به نگاه سوءقدرتهای بزرگ به این کشور، به راهحل همهجانبه دست پیدا کنند؛ امر مهمی که البته چندان در دسترس به نظر نمیرسد.
وحید مژده کارشناس افغانستان در مقاله ای در<link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=447&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: توجه به شرایط افغانستان و مشکلاتی که پس از انتخابات پدید آمد، پیشبینی وقوع یک بحران، دور از ذهن نبود؛ بحرانی که با توجه به نحوه برگزاری انتخابات، رو به فزونی گذاشت. دو نامزدی که در دور دوم به مصاف هم رفتهاند هیچیک قصد کوتاهآمدن ندارند. عبدالله اعلام کرده خود را پیروز انتخابات میداند و نسبت به تقلب صورتگرفته در انتخابات، معترض است و احمدزی هم جز این نمی گوید.
به نظر نویسنده این مقاله: عبدالله قصد داشت با پشتوانه رای مردم، حکومت موازی تشکیل دهد اما پس از تماس تلفنی جان کری و اوباما، تصمیم گرفت تا زمان سفر وزیر خارجه آمریکا به کابل و رایزنی با طرفین مناقشه، این امر را به تعویق بیندازد. اگر کری بتواند این دو کاندیدا را به توافق برساند، میتوان به عبور از این بحران امیدوار بود در غیر اینصورت، بحران مشروعیت حکومت آینده افغانستان، خود را نشان خواهد داد.
مقاله شرق به این جا رسیده که: حامد کرزای علاقهمند به پیروزی عبدالله در انتخابات نبود، اما آن چه بیشتر برایش اهمیت داشت، ورود افغانستان به بحران و ازمیانرفتن مشروعیت انتخابات بود تا در سایه مسایل پس از آن، مردم بار دیگر به سویش رفته و او را به قدرت بازگردانند. اما حشمتالله فلاحت پیشه در مقاله ای در<link type="page"><caption> ارمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/?NPN_Id=639&pageno=2" platform="highweb"/></link> با اشاره به اهمیت موضع گیری ایران در برابر حوادث افغانستان نوشته: شاید بهترین توصیه به مقامات ایرانی این باشد که نتایج نهایی انتخابات افغانستان را بپذیرند و برای آنچه از سوی کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام میشود، احترام قائل باشند. اینکه در انتخابات افغانستان تقلب شده یا نه، جزو مسائل داخلی افغانستان است و ربطی به کشورهای دیگر مثل ایران ندارد.
به نظر این نماینده سابق مجلس: ایران باید از سیاستی دفاع کند که حرکت کشور افغانستان به سمت ثبات باشد. انتخابات اخیر افغانستان در واقع اولین تجربه این کشور در برگزاری یک انتخابات مستقل از دخالت کشورهای دیگر است و همین که مردم افغانستان پذیرفتهاند سنگربندی کوه و خیابان را به سنگربندی در پای صندوق رای تغییر دهند و اسلحه را کنار بگذارند و به قراردادها متعهد باشند، برای این کشور یک فرصت ارزشمند است که به سمت ثبات حرکت کند.
مقاله آرمان معتقد است: امروز مردم افغانستان آموختهاند برای پیشبرد امور خودشان از صندوق رای استفاده کنند. البته دموکراسی در منطقه جوان است و رخ دادن چالشهایی در زمان انتخابات و پس از آن اجتنابناپذیرست. اما نباید سیاست خارجی ایران بر اساس چالش انتخاباتی افغانستان شکل بگیرد بلکه باید تلاش شود اساس سیاست خارجی ایران منافع مشترکی باشد که بین ایران و افغانستان وجود دارد.
اقتصاد در برابر سیاست

منبع تصویر، na
علی سرزعیم در سرمقاله<link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.com/1/" platform="highweb"/></link> نوشته: در سالهای اخیر روابط سیاسی ایران و عربستان تا حد زیادی وخیم بوده است. افشاگریهای سایت ویکیلیکس نشان داد که یک نیروی فشار برای حمله آمریکا به ایران کشورهای عرب منطقه خصوصا عربستان بودهاند و لابی این کشور در آمریکا در قضایای هستهای به شدت تحریم ایران را دنبال میکرده و هنوز تداوم این تحریم را دنبال میکند.
به نظر نویسنده اما این معادلات به هم خوردنی است و آن چه آنرا به هم می ریزد نه سیاست خارجی صلح جویانه ایران در دوران روحانی، بلکه تعاملات اقتصادی است. مبادلات اقتصادی موجب شده تا تصورهای عجیب و غریبی که از ایران و ایرانی ساخته میشود در میان مردم کشورها شکسته شود. نیاز اقتصادی به ایرانیها مانع میشود تا تصورات خصمانه در اذهان جایگزین شود.
سرمقاله جهان صنعت نتیجه گرفته که: اقتصاد در خلاف جهت تحولات سیاسی عمل میکند و این معجزه اقتصاد است. سالهاست این فرضیه میان اقتصاددانان مطرح است که مبادلات اقتصادی مانع از خصمانه شدن روابط سیاسی و در بدترین شکل آن یعنی جنگ میشود. هرچقدر اقتصادها با هم تعامل اقتصادی بیشتری داشته باشند و به هم وابستهتر شوند، روابطشان صلحآمیزتر میشود.
مجلس ویترین جامعه
ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله<link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=57561" platform="highweb"/></link> نوشته: سیمای مجلس در هر کشوری نشان از جایگاه عقلانیت، ادب و قانونمداری آن کشور دارد. در برخی از کشورها کسانی از این دست نمایندگان همواره بجای عقلانیت به دنبال جنجالآفرینیاند، و بجای ادبورزی، بیادبی و هتاکی میکنند، و بجای قانونمداری، هواداری از جزمیتهای سیاسی و جناحی خود دارند. کار به آنجا میرسد که منجر به زد و خورد فیزیکی و زخمی شدن نماینده یا نمایندگانی میشود و آبروی مجلس توسط همین نمایندگان به باد میرود.
نویسنده اظهار عقیده کرده که: هنوز که هنوز است مجلس شورای ملی از آغاز عصر مشروطه تا پایانش در دوران رژیم گذشته، این ویترین همواره مورد احترام و ستایش ملت باقی ماند. مجلس جای تسویه حسابهای شخصی نبود تا آن هنگام که مدرس ویترین مجلس بود. مجلس جای فحاشی نبود تا آنجا که از ویترین آن منطق گفتاری غلبه داشت. ویترین مجلس تا آن هنگام که با مدرس نمایش داده میشد، تعریف اخلاقمداری و دینباوری داشت. زمانی سیمای ویترین مجلس، کسانی امثال ملکالشعرای بهار، مدرس، مصدق بودند.
سرمقاله اطلاعات در نهایت پرسیده: اکنون و در زمانه ما ویترین مجلس شورای اسلامی چه جایگاهی دارد و چگونه به ملت نشان داده میشود؟ بقول خواجه بزرگوار «سخن سربسته» باز آمد، تا خود به تماشای ویترین مجلس در این روزها بنشینی و قیاس کنی.
مذاکرات مشکوک هسته ای
احسان ابراهیمی در ستون طنز<link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/fa/news/15272" platform="highweb"/></link> حکایتی نقل کرده: هر کاری میکردم بیخیال نمیشد. گیر داده بود که شب بدون مایکروویو حق ندارم به خانه بروم. گفتم: «آخه خانوم من! آخه عسلم! آخه تاج سرم! موز که نمیخوام بخرم، باید برم تحقیق کنم، ببینم چی خوبه چی بده.» گفت: «تو اگه تحقیقکن بودی، تا الان میکردی.»
گفتم: «والا کردم، بلا کردم؛ ولی الان وقتش نیست. بذار این مذاکرات هستهای تموم شه تحریمهای یکسویه و ناجوانمردانه رو بردارن، بعد.» گفت: «اهکی! به همین خیال باش. من که به تیم مذاکرهکننده مشکوکم. مطمئنم که امتیازهای فراوانی به طرف مقابل خواهند داد و عزت ملت ایران حفظ نخواهد شد.» من هم که روی تیم مذاکرهکننده غیرتی، دیگر خون جلوی چشمم را گرفت.
داد زدم: «اصلا حالا که اینطوری شد، مایکروویو بیمایکروویو. میخواستم سورپرایزت کنم امشب با مایکروویو بیام. ولی به خاطر این حرفت عمرا دیگه نمیگیرم.» مثل سگ دروغ میگفتم. ته جیبم تنها یک دستمال کاغذی مچاله دوبار بهرهبرداری شده بیشتر نداشتم!
وقتی شیر آب هم تشنه میشود

منبع تصویر، sharq
اسماعیل کهرم در مقاله ای در شرق نوشته: به مردم و به خودم میگویم که تصور کنیم شیر آب را میچرخانیم و آبی از آن خارج نمیشود. این تصویر چقدر میتواند وحشتآفرین باشد؟ تصور کنید خانوادهای را که نشستهاند و فضا پر است از رنگ و شادی و نور و زندگی. شیر آب را باز میکنند، اما آبی نمیآید! ناگهان همه رنگها به خاکستری، همه صداها و به سکوت و همه لبخندها به اشک بدل میشود.
به نوشته این کارشناس محیط زیست: این تصویر یکی از فیلمهاست که بحران آب را هشدار میدهد؛ بحرانی که امروز پیشروی ماست و اگر فکری بهحال آن نکنیم، ممکن است فردا دیگر صرفهجویی نیز بیفایده باشد.
شرق به یاد آورده: پدران ما در روزگار قدیم، باید از عمیقترین نقاط آبانبارها، آب آشامیدنی را تامین می کردند، امروز کافی است شیر آب را باز بگذارید تا قطرههای زندگیبخش آب شروع به باریدن کنند اما هرچقدر دسترسی ما به آب راحتتر شده، آب کمتری هم برایمان باقی مانده است. باید از همین حالا به روزی اندیشید که حتی شیرهای آب هم طعم تشنگی گرفته باشند و از همین حالا برای نرسیدن به آن روز تلاش کرد.
ممنوعیت سید خندان

منبع تصویر، na
شهرام شهیدی در ستون طنز<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-04-18/151.htm" platform="highweb"/></link> با اشاره به این که ۱۰ نفر از نمایندگان مجلس در تذکر کتبی به وزیر دادگستری خواستار اجرای حکم ممنوعالتصویری و ممنوع البیانی سیدمحمد خاتمی رییسجمهور اسبق شدند نوشته: به نظرم ممنوعیتهای دیگری هم هست که میتوان در مورد خاتمی اعمال کرد:
ممنوعیت راهی: کلا ایشان را از راه افتادن، راه رفتن، در راه بندان ماندن، از راه رسیدن، راهنمایی کردن، راهنما زدن، نشان دادن راه ممنوع کنیم.
ممنوعیت چای: اصلا نگذاریم ایشان چای و انواع آن از جمله دمنوش و چای سبز و حتی گلگاوزبان بنوشد. نوشیدن همان و راه افتادن به سمت آن جا همان. راه افتادن هم که از اول ممنوع شده بود.
ممنوعیت تعریف: نه ایشان از کسی تعریف کند. نه کسی از ایشان تعریف کند. نه ایشان خاطره یا داستانی را بخواهد تعریف کند که تو دل این تعریفها کلی رمز و راز و گرا پیدا میشود.
ممنوعیت خنده: این ممنوعیت تنها ممنوعیتی است که دوجانبه نیست. یعنی دیگران میتوانند به ایشان بخندند. اما ایشان حق ندارد به کسی چیزی موضوعی یا حرفی بخندد.
ممنوعیت بیداری: بیداری به ویژه بعد از ماجراهای بیداری اسلامی و بنا بر اصول سنتی ما نکوهیده است. بهتر است ایشان بگیرد بخوابد حالش را ببرد.
پوریا عالمی در ستون طنز<link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=447&pageno=16#" platform="highweb"/></link> نوشته: دکتر شیرینیجات را برای من ممنوع کرده، چون قندم بالاست. چرا خاتمی باید پاسوز ما شود؟ به نظر ما خاتمی را نیز چون خودش قندونبات است، شکلات است شکلات است و عبای شکلاتی هم دارد و گروهی میخواهند ممنوعش کنند. قرار شده بهجای خاتمی که شیرین است، قند مصنوعی و خاتمی مصنوعی و شیرینی مصنوعی جایگزین شود.
طنزنویس ادامه داده: از طرفی خاتمی شیرین است و آدم میبیندش قند توی دلش آب میشود. اما یکعده هستند که گوشتتلخ هستند. حالا یک عده هم هستند که شیرین میزنند که ربطی به بحث ما ندارد.
در آخر طنز شرق آمده: خاتمی ممنوعالبیان شده؟ حتما بهخاطر خود خاتمی این حرف را زدهاند. چون خاتمی شیرینبیان است و قندش بالاست و شیرینی نباید مصرف کند. از طرفی چون شیرینبیان دهان که باز کند نقلونبات میریزد این حیاط و آن حیاط و بادابادا مبارک بادا راه میافتد و داستان میشود.











