بررسی روزنامههای صبح شنبه تهران - ۱۴ تیر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های اول هفته تهران در گزارش های اصلی خود به ملاقات های رییس دولت با اصولگرایان و سخنان تازه رهبر جمهوری اسلامی درباره دور ماندن دانشگاه ها از سیاست اهمیت داده و در مقالاتی به بازشکافی توافق هسته ای ایران و آمریکا پرداخته ام.
در حالی که بیشتر روزنامه ها با اشاره به پیام تلویزیونی جواد ظریف درباره مذاکرات وین، یکی دو روزنامه تندرو هم مانند گذشته به مخالفت با این مذاکرات و نتایج آن پرداخته و پیش بینی کرده اند که ایران امتیاز نقد داده و وعده نسیه گرفته است.
توافق هستهای؛ از اراده تا عمل

منبع تصویر، Arman Newspaper July5
صادق زیباکلام در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=443&pageno=7#" platform="highweb"/></link></bold> نوشته : برای درک اهمیت مذاکرات ۲۱ روزه سرنوشتساز هستهای - که از روز پنجشنبه در وین آغاز شده، کافی است به تیم مذاکرهکنندگان آمریکایی نگاهی بیندازیم. آمریکاییها از نظر تعداد، بیشترین افراد را به وین اعزام کردهاند. ۱۷ نفر از مسوولان ارشد کاخ سفید به علاوه یک، دوجین کارشناس و متخصص، ستون فقرات آمریکاییها را تشکیل میدهند.
این استاد دانشگاه تاکید کرده: شاید تصور کنیم همه اعضای تیم امریکا کارشناسان، متخصصان تسلیحات و امور هستهای هستند. این حرف البته درست اما ناقص است چراکه شماری از اعضای ارشد تیم آمریکایی را نه متخصصان هستهای بلکه کارشناسان امور مالی و بانکی تشکیل میدهند. در راس همه تحریمها، داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی است. دستکم ۱۲۰میلیارددلار از داراییهای ایران به واسطه تحریمها در حسابهای این بانکها مانده است.
به نظر مقاله شرق به همین دلیل است که آمریکاییها متخصصان و کارشناسان مالی و بانکی را هم با خود به وین بردهاند تا با کمک مقامات ایرانی بتوانند به یک فرمول و ترتیبی برای آزادکردن تدریجی داراییهای ایران برسند. آنچه کل قضیه را پیچیده میکند این است که بخشی از تحریمها در دست قوه مجریه و اوباماست اما بخشهای دیگر توسط کنگره به تصویب رسیده و در نتیجه رییسجمهور نمیتواند دخلوتصرفی در آنها داشته باشد.
محمد علی وکیلی در سرمقاله ابتکار با اشاره به پیام تلویزیونی جواد ظریف در آستانه دور آخر مذاکرات نوشته: فضای دوستانه و لحن محکم ظریف دراین پیام، چند جانبه است.لحن محکم او به عنوان وزیر خارجه از یک سو پاسخی به منتقدان داخلی است. وی با ادبیات خاصی از استحکام و پیشرفت ایران در برابر مشکلات سخن می گوید و به این طریق افراطیان داخلی را که او را متهم به امتیاز دهی می کنند؛ پس می زند در عین ها برای طرف مذاکره هم پیام محکم می فرستد.
به نظر نویسنده: ظریف تا این جا کار خود را انجام داده است.هرچند دستور العمل ها و خط قرمزهای ویژه دو طرف کار را در وین برای ظریف و همکارانش سخت می کند اما او تا این جا توانسته با ظرافت های دیپلماتیک یک قدم در مذاکره از همتایان غربی خود جلو باشد و آن ها را تحت فشاربگذارد.حالا اگر حتی به توافق هم نرسند او پیروزی خود را که همان جلب نظر افکار عمومیست به دست آورده است.
سرمقاله ابتکار نتیجه می گیرد که: ظریف اقبال عمومی را که پیش از این در ایران کسب کرده بود این بار توانسته در جوامع جهانی کسب کند و مذاکرات را نه از طریق بده بستان های سیاسی پشت درهای بسته، بلکه از طریق فشار افکار عمومی به دولت اوباما پیش ببرد. اما آنچه که بعد از این مهم به نظر می رسد برنامه ریزی دستگاه دیپلماسی ایران برای بهره گیری از این فرصت ایجاد شده در عرصه بین الملل است.اگر توافق نهایی در وین ۶ به دست آید اقبال عمومی دنیا به سیاست خارجه جمهوری اسلامی وضعیت بهتری خواهد یافت.
اما حسین شریعتمداری مدیر <bold><link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/183/2" platform="highweb"/></link></bold>در سرمقاله امروز این روزنامه تاکید کرده: شواهد و گزارشهای موجود حکایت از آن دارند که آمریکا بعد از مذاکرات وین ۴ و دریافت این واقعیت که خطوط قرمز اعلام شده از سوی ایران قابل عبور نیست، به ترفندهای تازه ای رو آورد و ادعا میکند برنامه و فعالیت هستهای ایران باید به گونهای باشد که در صورت تصمیم به ساخت سلاح هستهای، از هنگام تصمیم تا زمان تولید یک سلاح هستهای حداقل بین ۱۲ تا ۱۸ ماه فاصله داشته باشد
نویسنده سرمقاله کیهان این ادعا را من درآوردی خوانده و نوشته آن ها از ایران خواستهاند که تعداد سانتریفیوژهای فعال از ۴ هزار دستگاه بیشتر نباشد. ثانیا؛ مواد هستهای ذخیره شده یعنی اورانیوم زیر ۵درصد غنی شده بیشتر از دو هزار کیلو نباشد و..تیم هستهای ایران در مقابل اعلام کرده است که برای تأمین سوخت راکتور بوشهر حداقل به۵۶ هزار سانتریفیوژ فعال نیاز دارد و ظاهرا پذیرفته است برای مدتی محدود تعداد سانتریفیوژهای فعال را به ۸ هزار دستگاه تقلیل دهد. ولی آمریکاییها در مذاکرات قبلی - و اکنون نیز- فعالیت۸ هزار سانتریفیوژ را نمیپذیرند

منبع تصویر، Arman Newspaper July5
و خلاصه سرمقاله کیهان این که: آنچه مورد نظر جمهوری اسلامی ایران است و به عنوان یکی از خطوط قرمز در مذاکرات اعلام شده، برخورداری جمهوری اسلامی ایران از «غنیسازی صنعتی» است و حریف روی غنیسازی آزمایشگاهی- پایلوت- اصرار دارد.بنابراین موافقت احتمالی آنها با ۸ هزار سانتریفیوژ به معنای برخورداری ایران از غنیسازی صنعتی نیست که در صورت انجام، از سوی تیم هستهای کشورمان به عنوان یک پیروزی! تلقی شود...
حمیدرضا جلایی پور در مقاله ای در <bold><link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=635&pageno=6" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: دوره احمدینژاد با وجود همه مشکلاتی که برای کشور پدید آورد، دستاورد مثبتی داشت که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد و آن، اینکه مردم نهاد انتخابات را جدی گرفتند. شکی نیست و از همان ابتدای پیروزی اعتدال در انتخابات ریاستجمهوری بسیار تصریح شد که دولت دکتر روحانی میتواند به خوبی بر توان و سرمایه اصلاحطلبان برای فائق آمدن به انبوه مشکلات به ارث مانده از دولتهای نهم و دهم حساب ویژه باز کند.
به نوشته این جامعه شناس اصلاح طلب: امروز مساله اصلاحطلبان این نیست که چه کسی استاندار یا فرماندار میشود، بلکه بزرگترین دغدغه آنان چگونگی کمک به دولت روحانی برای خروج کشور از مشکلات در حوزههای بینالمللی، اقتصادی، معیشتی و اداری است؛ دغدغه اصلاحطلبان روی ریل اصلی قرار دادن ماشین گرفتار شده در مشکلات ناشی از عملکرد دولت قبل است تا بتواند پس از رفع مشکلات، با انرژی لازم به سمت توسعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حرکت کند.
مقاله آرمان تاکید دارد که دولت روحانی با انبوه مشکلات به ارث مانده از دولت قبل درحوزههای بینالمللی، داخلی بویژه در زمینه معیشتی مردم و اقتصادی دست به گریبان است و نیازبه کمک و پشتیبانی همه گروهها، احزاب و تشکلهای مدنی و نهادهای مردمی دارد؛ در کنار این مشکلات نباید فراموش شود که امتیاز بزرگ دولت روحانی این است که از یک عقبه بزرگ اجتماعی و حمایت همهجانبه اصلاحطلبان برخورداراست.
احمدی نژاد ، هزار و صد روز دیگر
<bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-04-14/204.htm" platform="highweb"/></link></bold> در گزارشی نوشته: عزم احمدینژادیها برای بازگشت آنقدر جدی است که مطمئن هستند دولت بعدی از آن آنهاست. به روحانی پیام دادند و با اطمینان گفتند که قسمهایش خوفانگیز است اما دولت بعدی برای آنهاست. روزشمار گذاشتند و گفتند ۱۱۱۰ روز دیگر دولت از آن «دکتر» آنهاست. خط و نشانشان تکلیف یک موضوع را اما به خوبی روشن کرد. مشخص شد که محمود احمدینژاد نه تنها سودای بازگشت دارد که بلکه به انتخابات مجلس هم راضی نمیشود و تنها میخواهد به جایگاه قبلیاش بازگردد.
به نوشته این گزارش: اطرافیانش تلاش زیادی کرده بودند که نقشهشان لو نرود اما کمی شتابزده جلو رفتند. در یک سالگی دولت جدید نقشه شان لو رفت. حالا دیگر بازی «دوستی یا جدایی احمدینژاد از مشایی»، «مراسمهای کوچک و محلی برای احمدینژاد» و «حضور او در مراسمهای مختلف» روشن شد. تکههایی از پازل بازگشت به پاستور که میخواهند طی ۱۱۱۰ روز باقی مانده آنها را کنار هم بچینند و از پلههای پاستور بالا بروند. محمود احمدینژاد میخواهد بازگردد به جایی که هشت سال حضورش در آن جا مشکلات متعددی را برای دولت یازدهم پدید آورده است.
گزارش اعتماد نشان داد که هواداران احمدی نژاد از همین حالا ادعا می کنند که دولت را متهم کردند که قصد دارد در انتخابات آتی ریاستجمهوری مشغول هدفگذاریهای خاص است. دولت را متهم کردند که میخواهد جلوی بازگشت احمدینژاد به جامعه را بگیرد. پروژهشان را بهگونهیی جلو میبرند که از همین حالا و در شرایطی که دولت مشغول حل مشکلات هشت سال اخیر است با شوک هدفگذاری در انتخابات بعدی مواجه کنند. تهدید و اتهامهای وارد شده از سوی احمدینژادیها به دولت آن هم در یک سالگی این دولت آنقدر عجیب است که باور آن قابل قبول نیست.
چرا کارشناسان از ورود به صحنه می هراسند
مصطفی عابدی در سرمقاله <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?y=93&m=04&d=14&pid=1&no=322&dn=0" platform="highweb"/></link></bold> با اشاره به بیانه ای که دو تن از مربیان ایرانی فوتبال صادر کرده و در آن به کی روش مربی فعلی تیم ملی فوتبال کشور تاخته اند نسبت به ادبیات به کار رفته در این بیانیه ابراز تعجب کرده و نوشته این وضعیت مخصوص ورزش نیست مدیران باشگاهها و نیز دستاندرکاران فدراسیون فوتبال نیز نهتنها وضع بهتری از مدیران ندارند، بلکه در بسیاری از موارد و نسبت به مربیان در سطوح پایینتری از تواناییهای فکری و ارتباطی و بیانی قرار دارند.
نویسنده سپس این سوال را پیش کشیده که نقش مردم، نهادهای مدنی و مطبوعات بهویژه مطبوعات ورزشی در این میان چیست؟ آیا به نحوی تشدیدکننده این ماجرا نیستند؟ پاسخ مثبت است. مردمی که با کوچکترین اتفاقات یا باخت و برد، قضاوت و اظهارنظرهای سریع و قاطع میکنند و در بسیاری از موارد مشمول این ضربالمثل هستند که «با یک مویز گرمی میکنند و با یک غوره سردی».
نتیجه گیری سرمقاله شهروند این است که چنین فضایی راه را برای سوءاستفاده افراد کم یا بیصلاحیت باز میکند. ضمن این که سهل و ممتنعشدن اظهارنظر درباره ورزش بهویژه فوتبال، موجب میشود که سطح تحلیلها به شدت افت کند. این وضعیت کمابیش در سیاست هم دیده میشود. حتی برخی افراد تحصیلکرده و استاد دانشگاه برای محبوب قلوب مردم شدن، سطحیترین نظرات سیاسی را عرضه میکنند.
قربانیان جنگ

منبع تصویر، Farhikhtegan Newspaper July5
مرجان حاجیرحیمی در ابتدای گزارشی در <bold><link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/fa/news/14838" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: آن روز، روز مرگ بود. حتی پرندهها هم یکی پس از دیگری، همچون برگ درختان فرو میافتادند و جان میدادند، حیوانات اهلی که در روستا بودند نیز همینطور.
گزارشگر این روزنامه می نویسد: ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. مردم روستا همچون دیگر بعدازظهر روزهای گرم تابستان در حال استراحت بودند. عدهای زیر سایه درختان لم داده و با هر وزش باد، از رقص برگها خنک میشدند، عدهای در رودخانه مشغول آبتنی و تعدادی هم در خانههایشان استراحت میکردند که ناگهان عبور هواپیماهای عراقی از بالای سرشان توجهها را به خود جلب کرد. برای اهالی رش هرمه، این صحنه خاطره تلخی بود که مدام تکرار میشد اما همیشه برایشان هولناک بود.
به نوشته گزارش فرهیختگان: در طول جنگ، هواپیماهای عراقی برای بمباران شهرهای ایران از بالای رشهرمه عبور میکردند اما اینبار مثل همیشه نبود و اهالی روستا هرگز فکر نمیکردند که اضافات بمبهای شیمیایی سردشت بر سر آنها فرو ریزد. نیم ساعت بعد، حدود ساعت چهار و نیم بعدازظهر، صدایی مهیب و به دنبال آن دودی که بوی لیمو، بادام تلخ یا چیزی شبیه آن میداد، تمام روستا را پر کرد. صدای جیغ و فریاد از سوزشی که بر بدنها بود و تاولهایی که لحظهلحظه بزرگتر و پرآبتر میشدند، روستای کوچک کوهستان را سیاه کرده بود.
سیاسی ننویسیها

منبع تصویر، Shahrvand Newspaper July5
آیدین سیارسریع طنزنویس در ستون طنز <bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?y=93&m=04&d=14&pid=1&no=322&dn=16" platform="highweb"/></link></bold> نوشت: چند روز پیش ایمیلی از طرف یکی از دوستان مسئول در روزنامه به دستم رسید که در آن گفته شده بود که آقاجان! رویکرد روزنامه اجتماعی است، تو چه سیاسی مینویسی؟ جواب دادم آخه من کجا سیاسی نوشتم؟ فقط گفتم اینقدر مردم را فشار ندهیم. این اجتماعی است دیگر! گفت: «نه دیگه، فشار سیاسی است. باید اجتماعی بنویسی.» گفتم: «خب باشه. مینویسم و میفرستم.» نشستم فکر کردم. خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ساپورت سوژه مناسبی است. (حتما خوانندگان به این موضوع عنایت دارند که زیاد فکر کردن برای ما مردها لزوما نتایج مثبتی را به همراه ندارد!)
طنزنویس اضافه کرده: خلاصه نشستیم و راجع به ساپورت نوشتیم. بههرحال این موضوع را که فکر میکردیم اجتماعی است بسط دادیم و ایمیل کردیم برای روزنامه، که یک ساعت بعد ایمیل آمد: «این هم سیاسی است!» بنده اطمینان دارم اگر به نوستر آداموس هم میگفتیم سال ۲۰۱۴ در ایران تبدیل به مناقشهای در سیاست میشود، فوقش یک پوزخند میزد و دستی به سرمان میکشید و میگفت: «تو هم خوب میشی!»
در ستون طنز شهروند به طعنه آمده: ولی ما به نوستر آداموس صهیونیست نشان دادیم که ایرانی میتواند. بههرحال... مجبور بودیم موضوع اجتماعیای انتخاب کنیم که سیاسی نباشد. راجع به گرد و غبار نوشتیم. دادیم. گفتند: «خجالت نمیکشی؟» گفتم: «آخه برای چی؟» گفتند: «به نظر میآید میخواهی فضای کشور را غبارآلود جلوه دهی!»











