نگاهی به ادبیات زیرزمینی روسی به مناسبت انتشار کتابی از وسولود نکراسوف

منبع تصویر، d
- نویسنده, حشمت حکمت
- شغل, روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی
اخیرا منتخب اشعاری از وسولود نکراسوف شاعر روسی به انگلیسی و با عنوان «میزیم، میبینم» چاپ شده است.
به ادعای ویراستار کتاب، این نخسین بار است که کتابی با ناشر رسمی از این شاعر روسی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، منتشر می شود. پیش از این اشعار نکراسوف به صورت سامیزدات چاپ میشده است.
سامیزدات چیست؟
تصور دورهای که در آن، چاپ برخی از کتابها ممنوع بوده است، در قیاس با دوره کنونی که اینترنت، امکان دسترسی بدون قید به همه جور اطلاعات را میدهد، کمی دشوار است. امروزه به دلیل وجود اینترنت، حتی محرمانهترین اطلاعات امنیتی گاه در دسترس شهروندان قرار دارد اما این شرایط تا حتی دو دهه پیش، قابل تصور نبود.
سامیزدات نامی بوده است برای کتابهای ممنوعه که از ۱۹۵۳ در پی مرگ استالین نشر میشدند. در واقع سامیزدات با پایان استالین آغاز میشود. شاید به این دلیل که فضای سیاسی و فرهنگی کمی باز تر شده بود. نشر ادبیات زیرزمینی ابتداء در مسکو و لنینگراد بوده است و سپس به نقاط دیگر شوروی سابق تسری یافت.
سامیزدات واژهای روسی از دو کلمه سام (یعنی خود/توسط خود) و ایزدات (چاپ خانگی) تشکیل شده است که در کل به معنای «خودنشر کردن» است. نیکلای گلازکف شاعر روسی، در دهه ۱۹۴۰ خود نسخههای شعرهایش را چاپ میکرد. او این کار را سامزبیایزدات نامیده بود، که در زبان روسی نوعی بازی با کلمات است، و به معنای «انتشارات خودم توسط خودم» بود.
کتابهای سامیزداتی، با حداقل امکانات و ارزانترین روشها چاپ میشد. جلد آنها نباید جلب توجه میکرد و بنابراین به سادهترین شکل بود. از جمله کتابهای مشهور میتوان به رمان «دکتر ژیواگو» نوشته بوریس پاسترناک و «یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ» اثر السکاندر سولژنیتسین نام برد.
به دلیل نشر ادبیات زیرزمینی، نویسندگان بسیاری به زندان محکوم شدند، اما سامیزدات تا زمان «گلاسنوست» (فضای باز سیاسی) در دوره میخاییل گورباچف به کار خود ادامه داد.
شعرهای سامیزداتی
در دوره استالین و بعد از آن، شاعران و نویسندگانی بودند که برای مدتی ممنوعالنشر میشدند، اما این شاعران مانند آنا آخماتووا، یا ولادیمیر مایاکوفسکی، ماریا تسوتایوا، اسیپ مندلشتام، میخائیل بولگاکف و بسیاری دیگر از آن چنان شهرتی برخوردار بودند که با تمام ممانعتها اشعار آنها منتشر میشد.

منبع تصویر، Reuters
در دورهای که سامیزدات رایج شد، برخی از کتابهای گذشته مانند «مرشد و مارگریتا» زیرزمینی چاپ شدند، که معرف حضور مردم بودند، اما شاعران و جوانی که به دوره بعد از استالین تعلق داشتند، راه دشوارتری داشتند. آنها علاوه بر اینکه نشر آثارشان ممنوع بود، و بنابراین باید از روش سامیزدات استفاده میکردند، در عین حال باید اثرهنری خود را به مردم معرفی میکردند. بنابراین، سامیزدات صرفا نوعی نشر زیرزمینی نبود، بلکه نوع سبک نویسندگی را نیز به مردم معرفی میکرد.
البته سامیزدات صرفا مختص کتابهای ادبی نبود، بلکه در حقیقت اکثر نشر سامیزداتی متعلق به حوزه سیاست بود، اما وزن اثر ادبی از چنان اعتباری برخوردار بود که تقریبا سامیزدات با آثار ادبی گره خورد.
از میان شاعران دوره پس از استالین، گروهی معروف به «لیازانوف» بودند که و وسولود نکراسوف، یکی از آنها بود.
نکراسوف در سال ۱۹۳۴ در مسکو به دنیا آمد. «به رغم فقر، پدر او کتابخانه خوبی داشت و مادرش بر مایاکوفسکی تاکید داشت.» نکراسوف در نوجوانی ابتدا پدر و سپس مادر خود را از دست داد تا درام زندگی ماموریت خود را کامل کرده باشد.
در این دوره هنوز هنر رسمی در شوروی، رئالیسم سوسیالیسم بود، به نویسندگان و شاعران توصیه میشد که واقعیت را با وجه تقویت نظام بیان کنند. مرگ استالین، فضای بازتر فرهنگی را ارمغان آورد، تبادل با ادبیات و فرهنگ غرب آغاز شد، و «هنر گمشده و ممنوع در شوروی، از جمله، هنرِ ذاتا ویرانگر هجو را احیاء کرد.»
در چنین شرایطی است که شعر یوگنی یفتشنکو، بلاّ آخمادولینا، وزنسنسکی (شاعران پسا استالینی) از یک طرف و شعر نکراسوف و حلقه نیازانوف از طرف دیگر بالیده میشود.
گروه اول شعرهایشان چاپ میشود و در امکان عمومی شعرخوانی میکنند. یفتشنکو که شاعر پس از نسل مایاکوفسکی است، در نقد شرایط استالینی نیز شعر نوشت، با این وجود مشکل جدی با حکومت وقت پیدا نکرد؛ گروه دوم اما به سامیزدات روی آورند. برخی از آنان محاکمه و روانه زندان شدند.
به نظر میآید شاعران گروه اول، سنت شعری حاکم بر شوروی را ادامه دادند، اما شاعری مانند نکراسوف، سنت فرمالیستهای روسی که متفاوت از هنر وقت بود، مورد غضب دوره استالین واقع شده بودند، را به شیوهای دیگر ادامه داد.
شعر نکراسوف گاهی چنان مبتنی بر بازی زبانی است که منتقدان از آن به عنوان «ضد زبان» یا «ضد شعر» یاد میکنند. به نوشته مترجم انگلیسی زبان، او «معنا و صوت کلمات را رشته رشته میکند تا حداکثر طنینِ واجد زبانی را» به رخ بکشاند.
نکراسوف را گاهی شاعر «مفهومگرا» (Conceptualist) و گاهی مینی مالیسم مینامند.
به نظر میخائیل سوخوتین که «یادداشتی در خصوص زندگینامه» نکراسوف نوشته است، او «اشکال و ادواتِ نوعیِ ادبیات و هنر زمان خود را رد کرد و شروع کرد به پروراندن «فرهنگنامه» شعری خود که به بنیانگذاری شعری نوین منجر شد.»
یکی از تکنیکهای شعری او، تکرار تعمدی یک کلمه با چند معناست که ترجمه آن را به زبان دیگر دشوار میکند.
در شعر نکراسوف، اقتصاد کلمات جایگاه مهمی دارد. گاهی تنها یک کلمه تکرار میشود، گاه شعر فقط یک جمله است. شعرها غالبا کوتاه و مختصر اند.
به نظر میآید در نظام های ایدئولوژیک که معنادار کردن هر چیز صرفا در محدوده اختیارات حکومت قرار میگیرد، اگر شاعری فرهنگنامه خود که مستقل از دستگاه حاکم است، را ابداع کند، با واکنش حکومت رو به رو می شود.
به همین دلیل، شاعرانی مانند نکراسوف، بدون اینکه صریحا حکومت را مورد ملامت قرار دهند، زبان حاکم را به چالش میکشند که برای حکومت قابل تحمل نبود بنابراین تقدیر شاعری مانند او هم چیزی جز رفتن به راه سامیزدات نبود.
کتاب «میزیم، میبینم» توسط انتشارات آگلی داکلین در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است.











