آیتالله خامنهای: سناریوی خارجی داشت
بخشهایی از سخنان آیتالله خامنهای، رهبر ایران، در نماز جمعه ۱۸ دی ۱۳۷۷ درباره قتلهای زنجیرهای
...اما آن مطلبى که من امروز لازم دانستم قدرى دربارهاش صحبت کنم، ماجراى قتلهاى مشکوکى است که در کشور ما اتّفاق افتاد؛ بعد هم اطلاعیه شجاعانهاى که وزارت اطلاعات در اطراف این قضیه داد. این حادثه، حادثه بىسابقهاى براى کشور ما بود. تاکنون چنین حادثهاى براى ما پیش نیامده بود. براى مردم هم حادثه جدید و مهم و قابل توجّهى بود.
...بنده که بیست سال است از نزدیک با جزئیّات برخوردهاى تبلیغاتى با خودمان مواجهم، از این جنجالى که رادیوهاى بیگانه در این حادثه درست کردند، تعجّب نمىکنم. البته از بعضى کارهاى خودیها تعجّب مىکنم! از کار بعضى از این مطبوعاتیهاى خودى و رسانههاى داخلى تعجّب مىکنم!
اینها درست مثل بچه بىعقلى عمل کردند که پدرش مثلاً در یک برخورد زبانى با یک آدم خبیثِ بدجنسِ بدزبانى درگیر باشد و این بچه بىعقل هم از روى بىتوجّهى به موقعیت، بنا کند پدر خودش را مثلاً مسخره کردن! اینها چنین موضعى گرفتند.
البته حالا این نگاه خوشبینانه است؛ مبنى بر این است که اینها غرض و مرض و ارتباطى ندارند. اگر چنین باشد، که بحث دیگرى است. علىاىّحال، از اینکه دشمن سوء استفاده کند، ما تعجّب نکردهایم.
اما چند نکته را من باید عرض کنم: اوّلاً این قتلهایى که اتّفاق افتاد، حوادثى بسیار بد، زشت، نفرتآور و حقیقتاً در خور محکوم کردن بود.
نکته دوم این است که من باید از وزارت اطّلاعات - از مدیران وزارت، از وزیر و معاونان و مسؤولان، از هیأت سه نفرهاى که رئیس جمهور براى پیگیرى این حادثه معیّن کردند - تشکّر کنم. اینها واقعاً زحمت کشیدند و حقیقتاً این روزها تجربه سختى را از سر گذراندند.
این شوخى نیست. انسان یک نقطه ضعفى را در پیکره خودش احساس کند، صادقانه آن را با مردم در میان بگذارد و بگوید اینجایم این اشکال را دارد، این ضعف را دارد.
...البته من به شما عرض کنم که عدّهاى در صددند از وزارت اطّلاعات انتقام بگیرند و حالا این بهانه خوبى برایشان شده است!
...نکته بعدى این است که این قضیه تمام نشده است. به نظر ما، این رشته هنوز سرِ درازتر از این دارد. با توجّه به تجربه خودم در زمینههاى گوناگونِ اداره کشور در طول این بیست سال و آشنایى با جریانهاى سیاسى داخلى و خارجى، من نمىتوانم باور و قبول کنم که این قتلهایى که اتّفاق افتاد، بدون یک سناریوى خارجى باشد؛ چنین چیزى ممکن نیست. این قتلها به ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود.
یک گروه داخلى که جزو وزارت اطّلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بناى این کار را داشته باشند، در سطوحى از وزارت اطّلاعات که اهل تحلیلند، امکان ندارد دست به چنین قتلهایى بزنند. این افرادى که کشته شدند، بعضیها را ما از نزدیک مىشناختیم. اینها کسانى نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرفها باشد، سراغ اینها برود. اگر نظام جمهورى اسلامى اهل دشمنکُشى است، دشمنان خودش را مىکُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنههاى سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بىخطر و بىضرر.
بینى و بیناللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بىضرر و بىخطر. اینها هیچ ضررى نداشتند. نه به جایى وابسته بودند - که ما آن را مىدانستیم - (الان کسانى در داخل فعّالیت مىکنند که یقیناً به دستگاههاى خارجى وابستگى دارند؛ اما دستگاه با اینها کارى ندارد و به سراغ کسى مىرود که واقعاً دشمنش بوده است) و نه اقتدارى داشتند. حزبى با عناصر خیلى معدودى داشتند که سالهاى متمادى این حزب بود. این چنین دشمنى که در داخل کشور هست، مرتّب علیه نظام اطّلاعیه هم مىدهد، دیگران هم مىگویند که بله؛ در داخل ایران مثلاً آقاى فروهر اطّلاعیه داد - داده باشد - اما کسى از مردم که او را نمىشناخت؛ کسى که با او آشنایى نداشت؛ کسى که تحت نفوذ و تأثیر حرفهاى او نبود.
ایشان معروفیتى در میان مردم نداشت؛ نفوذى نداشت؛ دشمن بىخطرى بود؛ انصافاً آدم نانجیبى هم نبود. البته ما دشمنانى هم داریم که انصافاً نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدمها نانجیبى نبودند. حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را مىکشد، آیا مىتواند دوست نظام باشد؟! مىتواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمىکنم. آشنایى من با مسائل سیاسىِ این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب - آشنایى با اشخاص، آشنایى با جریانات سیاسى، آشنایى با توطئههاى گوناگونى که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بودهایم - اجازه نمىدهد که من باور کنم این کارِ عناصرى است که با نظام مسألهاى ندارند و نمىخواهند علیه نظام کار کنند.
بعضى از این دو، سه نفر نویسندهاى هم که متأسّفانه در این حادثه کشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنیده بودم. الان بنده غالباً مجلات و کتابها و تازههاى فرهنگ را مىبینم. من آدمى نیستم که یک نویسنده و روشنفکر معروفى در کشور باشد و او را نشناسم. البته شاید مثلاً در بعضى از محافل فرهنگى یا غیر فرهنگى خارجى، اینها را مىشناختند؛ اما در داخل آنقدر معروف نبودند که بنده اسم اینها به گوشم خورده باشد.
بعضیهایشان را هم که اسمهایشان را شنیده بودم، جزو روشنفکران درجه یک این کشور نبودند. افرادى که مردم اینها را نمىشناسند، مردم از کتابها و نوشتهها و آثار فکرىشان هیچ خبرى ندارند و کسى از اینها حرفى نمىشنود، بُرد تبلیغى ندارند. آن دستى که به فکر مىافتد بیاید اینها را تصفیه کند و به قتل برساند - یا در داخل خانههایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان - مگر مىتواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایشنامه از پیش طراحى شدهاى نباشد؟!
باید بگردند اینها را پیدا کنند.
...ممکن است عواملى که جزو وزارت بودهاند، افرادى باشند که فریب خورده باشند و تحت تأثیر آنها قرار گرفته باشند؛ باید گشت و عوامل و سرنخها را پیدا کرد و نباید به این آسانى از آن گذشت.
البته این را هم عرض کنم که عدّهاى عناصر سوءِ استفادهچى و فرصتطلب، در این جنجال چند روزه، به خیال اینکه حالا وزارت اطّلاعات قدرت و توانى ندارد؛ شیر بىیال و دُم و اشکمى شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعى مىکنند که فضاى کشور را از چتر امنیتى خالى فرض کنند. من به آنها هم نصیحت مىکنم که این اشتباه را نکنند. اشتباه نکنید؛ این انقلاب آسان به دست نیامده است.
...درست است که این انقلاب مظلوم واقع شده است؛ اما این انقلاب و ملت ایران هم مثل مولاى خودشان امیرالمؤمنین، مظلوم و درعینحال مقتدرند و به فضل پروردگار مثل امیرالمؤمنین در همه صحنهها پیروز هم خواهند بود.











