در رتبه بندی جهانی، جای دانشگاههای ایران کجاست؟

- نویسنده, ابراهیم خندان
- شغل, روزنامه نگار
خبرگزاری مهر گزارش داده است که بر اساس رتبه بندی موسسه Times Higher Education دانشگاه صنعتی شریف با کسب رتبه ۴۷ در میان ۵۰ دانشگاه برتر دنیا قرار گرفت.
جعفر مهراد، سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام(ISC) و رییس مرکز منطقهای اطلاع رسانی علوم و فناوری هم گفته که نتایج رتبه بندی های معتبر شانگهای، تایمز، QS و سایماگو در سال ۲۰۱۳ نشان می دهد که دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، تربیت مدرس، علم و صنعت ایران، علوم پزشکی تهران و صنعتی امیرکبیر چه در فهرست کلی و چه در بعضی از رشته های موضوعی، رتبه های برتری کسب کرده اند و در بین دانشگاه های ممتاز و طراز اول جهان قرار دارند.
آقای مهراد با اشاره به معرفی ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان با عمری در حدود ۵۰ سال یا کمتر توسط نظام رتبه بندی تایمز که دانشگاه شریف در آن رتبه ۴۷ را داراست، اعلام کرد این ۱۰۰ دانشگاه، دانشگاههای نو ظهوری هستند که با دانشگاههای بزرگ قدیمی بین المللی رقابت میکنند.
این دو خبر کمی با اظهار نظر کامران دانشجو وزیر علوم که گفته بود نظام رتبه بندی دانشگاهها را که بوسیله کشورهای غربی ارائه میشود، قبول نداریم و قائل به روش و ملاکهای جدیدی بر اساس فرهنگ اسلامی برای رتبه بندی دانشگاهها هستیم؛ منافات دارد.
به نظر می رسد اگر این گفته جدی گرفته می شد نیازی به اعلام پیشرفت کشور بر اساس همان نظام غیر قابل قبول توسط مدیران و معاونان وزارت علوم و فناوری نبود.
فارغ از این تناقض، داستان چیست و جایگاه ایران در جدول کیفی دانشگاههای جهان کجاست؟
رتبه بندی دانشگاهها

در اجتماع علمی همانند دیگر جوامع، سازوکارهایی برای ارزیابی کارها و اندازهگیری پیشرفتهای اعضای این جامعه بوجود آمده است. این سازوکارها یا نظام ارزشیابی و عوامل دخیل در آن به مرور و با پیشرفت دانش بشری، تغییر میکنند و پارامترهایی به آنها اضافه یا از آنها کم میشود. هرچه دامنه دانش بشری و به دنبال آن چگونگی تعامل انسان با آن گسترش مییابد این نظام پیچیدهتر و دقیق تر میشود. یکی از پارامترهای دخیل در این نظام که خود سیستمی پیچیده از صدها پارامتر است، کیفیت علمی دانشگاههاست.
برای سنجش کیفیت مراکز پژوهشی و دانشگاهها روشها و پارامترهای زیادی وجود دارند که تعیین کننده جایگاه یک مرکز نسبت به دیگر مراکز هستند. برخی از این پارامترها با اثر تعیین کننده زیاد و برخی با تاثیر کم در این رتبه بندیها دخیلاند.
موسسههای زیادی نیز وجود دارند که هر سال با رصد دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی رتبه کیفی آنها را نسبت به دیگر مراکز مشابه تعیین می کنند. هرکدام از این موسسهها روش خاص خود را دارند و با وزن دهی به پارامترهای مختلف جایگاهها را تعیین میکنند. حاصل این تنوع در دیدگاهها و پارامترها جداول مختلفی است که ممکن است جایگاه دانشگاهها در آنها یکسان نباشد.
برای مثال یک موسسه ممکن است برای رده بندی دانشگاهها به عواملی مانند تعداد فارغ التحصیلان برنده جوایز مهم بین المللی، تعداد هیات علمی برنده جوایز علمی مهم شاغل در دانشگاه، تعداد کشفها یا اختراعهای ثبت شده بین المللی، تعداد تحقیقاتی که به نتایج آنها در مراکز تحقیاتی دیگر زیاد استناد شده، و در نهایت تعداد مقالههای معتبر منتشر شده در سال؛ رجوع کند و موسسه دیگری علاوه بر این موارد عوامل دیگری مانند نسبت استاد به دانشجو و سرانه فضای آموزشی و تحقیقاتی را هم در رتبه بندی دخیل کند.
در این میان علایق ملی یا سیاسی بعضی از موسسهها هم در وزن دهی به پارامترها دخالت دارد و باعث ارتقا یا سقوط رتبه یک دانشگاه یا کشور در جدولها می شود. به بیان دیگر بسته به موسسه منتشر کننده رتبه بندی، ممکن است جایگاه دانشگاههای اروپایی یا آسیایی در یک رتبه بندی از رتبه برخی از دانشگاههای آمریکایی بهتر یا بدتر شود.
به همین دلیل است که همیشه بحثهایی در باره کیفیت دانشگاهها در بین اهل فن وجود دارد. البته نباید تفاوت و ماهیت رشتههای موجود در دانشگاهها را نیز نادیده گرفت. بطور طبیعی دانشگاهی با محوریت علوم اجتماعی یا پزشکی قابل قیاس با دانشگاهی در زمینه فناوری و صنعت نیست. همچنین سابقه و عمر دانشگاه را نیز نمیتوان در رتبه سنجی کیفی دانشگاهها بی تاثیر دانست.
رتبه بندی دانشگاهها به آنها در تخصیص و جذب منابع برای توسعه یا اجرای طرحهای پژوهشی کمک میکند و به سرمایه داران و سیاست گذاران نیز میگوید که با آن مرکز علمی چگونه برخورد کنند یا از آن چه انتظاری داشته باشند. علاوه بر این اگر تولید دانش و برخورداری از آن را بخشی از هویت و شخصیت جوامع امروزی بدانیم، این رتبه بندیها بطور غیر مستقیم نشان دهنده جایگاه کشورها در بین کشورهای دیگر نیز هست. شاید به همین دلیل باشد که مطبوعات و رسانهها در همه جای دنیا هر ساله به آن توجه میکنند. البته گاهی این توجه بیش از ارزش واقعی خبر است.
جایگاه ایران

از نظر برخی از کارشناسان، برخلاف ادعای مسئولان، در بین فهرستهای معتبر گوناگونی که در زمینه کیفیت دانشگاهها منتشر میشوند، دانشگاههای ایران تا کنون جایگاه در خور توجهی نداشتهاند. در بهترین حالت این فقط دانشگاههای تهران و صنعتی شریف بودهاند که با رتبههایی بین ۳۵۰ تا ۵۰۰ در فهرست پانصد دانشگاه برتر دنیا جای داشتهاند.
خبر جایگاه دانشگاه شریف در بین دانشگاههای جوان دنیا نیز از جمله خبرهایی است که با وجود اینکه صحیح است ولی نشان دهنده تغییر وضعیت این دانشگاه در بین دانشگاههای بزرگ دنیا نیست.
برای مثال در همان فهرست موسسه تایم جایگاه دانشگاه شریف بطور مشترک با پنجاه دانشگاه دیگر، مابین ۳۵۱ تا ۴۰۰ است. رتبه این دانشگاه در رتبه بندی لایدن ۳۷۰ است و جایگاهی نیز در بین پانصد دانشگاه برتر رتبه بندیهای QS و ARWU ندارد.
با توجه به این که این خبر چندان خبر مهمی نبوده است پس دلیل پرداختن به آن در این سطح چیست؟
کارشناسان مسائل آموزشی معتقدند که همیشه همزمان با روزهای پایانی کار دولتها شاهد موجی از فعالیتهای تبلیغی هستیم که هدفشان نشان دادن تواناییها و زحمات مدیرانی است که در حال ترک صحنه هستند. این اقدامات شامل طیف وسیعی از کارهاست، از شتاب دادن به کارها برای اتمام پروژههای در دست اجرا تا افتتاح طرحهای ناتمام.
انتشار خبر فعالیتهای بزرگ و کوچک دولت ممکن است برای عدهای خوشایند باشد در حالی که گروهی دیگر به آن بی تفاوتند. اما در این میان خبرهایی که همراه با اغراق منتشر میشوند در دراز مدت تاثیری یکسان بر روی همه مخاطبان خواهند گذاشت؛ عدم اعتماد یا حداقل بیتفاوتی نسبت به پیشرفتهای واقعی.
کارشناسان مسائل آموزشی خبر رتبه جدید دانشگاه شریف را نیز از این دست خبرها ارزیابی میکنند و می گویند که کمترین حاصل انتشار خبرهای این چنینی عدم توجه مردم به رشد واقعی و پر زحمت دانشگاههای کشور است. به اعتقاد آنها این عدم باور تبعاتی را بدنبال دارد که نمی توان آنها را نادیده انگاشت، مانند دروغ انگاشتن و تمسخر پیشرفتهای بزرگ علمی کشور بوسیله بخشی از نسل جوان کشور.











