بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه اول خرداد
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز تهران در عنوان های اصلی خود تائید صلاحیت هشت نفر برای انتخابات ریاست جمهوری را منعکس کرده اند بدون این که مقالات زیادی درباره رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی داشته باشند. بهت ناشی از این خبر و دیر بودن زمان اعلام تصمیم شورای نگهبان مانع از آن شده که واکنش های زیادی نسبت به رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و رحیم مشائی در این روزنامه ها دیده شود.
عکس ها و ترکیب و تیتر صفحات اول این روزنامه ها خود وابستگی ها و دلبستگی هایشان را می رساند.
هاشمی در فهرست نیست و خاطراتش به طنز

<link type="page"><caption> بهار</caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/03/01/1" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته:نام رییس مجمع تشخیصمصلحت نظام، رییس قبلی مجلس خبرگان، رییس اسبق مجلس شورای اسلامی، رییسجمهوری اسبق و فرمانده جنگ با عراق در فهرستی نیست که صداوسیمای جمهوریاسلامی از احرازصلاحیتشدگان انتخابات ریاستجمهوری یازدهم منتشر کرده است. در آخرین دقیقههای آخرین روز ثبتنام انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، هنگامیکه اکبر هاشمیبهرمانی به درِ وزارت کشور رسید، جمعیتی در انتظارش بودند. آنان او را تا روی میز ثبتنام همراهی کردند. بعد هم منتظر ماندند تا بیرون بیاید.
به گزارش این روزنامه اصلاح طلب آن جمعیت: خیالشان از ثبتنام هاشمی که راحت شد به خانه رفتند. شاید اگر در آن لحظه کسی میگفت ممکن است هاشمی ردصلاحیت شود هیچیکشان آن حرف را باور نمیکرد؛ مردمی که شعار میدادند: «هاشمی زنده باد، خاتمی پاینده باد»، «زنده باد اصلاحات».
به نوشته بهار: حالا پیشبینیهای رسانههای محافظهکار درست از آب درآمده است. تمام تمرکزشان در چند روز گذشته بر این بود که هاشمی سنوسالش بیش از آن است که رییسجمهوری شود؛ بیآنکه یادشان باشد همین شورای نگهبان قانونی که مجلس درباره سقفگذاری سنی برای نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری تصویب کرده بود مخالف شرع و قانون تشخیص داد و رد کرد؛ هرچند شورای نگهبان هنوز علت احرازنشدن صلاحیت هاشمی را اعلام نکرده است.
محمدعلی وکیلی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=115590" platform="highweb"/></link> نوشته نوشتن در این شرایط هم سخت و هم سهل است. سخت از آن جهت که مثل بعضیها هر ناممکنی را در ساحت سیاست ممکن بپنداریم. سهل است چرا که مدت هاست به این گونه شوکها عادت کرده ایم. اما بی شک نوشتن پیرامون زندگی هاشمی به نهایت مشکل است. در تاریخ معاصر ایران هیچ کس به اندازه او فراز و فرود نداشته است. هاشمی در زندگی همه مراحل یک سیاست مدار جامع الاضداد را طی نموده است. مبارزه و مجاهدت، زندان و شکنجه بخشی از زندگی اوست.
به نوشته این مقاله عنوان «عدم صلاحیت» برای مردی با چنین پیشینه ای تنها در جامعه امروز قابل تحلیل و البته قابل هضم میباشد. در پرونده هاشمی هر آن چیز که در توان یک انسان خارق العاده قابل تصور بود وجود داشت. با این مهر عدم صلاحیت او دیگر همه القاب را با خود همراه دارد و این باعث تفاوت و عجیب بودن فضای سیاسی ایران است. همین تضادها جامعه سیاسی ایران را شگفت زده بار آورده است. در اینجا هر ناممکنی، ممکن شده است.

ابتکار در پایان سرمقاله اش آورده: در روزهای گذشته با هر کس سر صحبت پیرامون احتمال ردصلاحیت هاشمی باز میشد، مخالف و موافقش حاضر به باور این نکته نبودند. آنان معتقد بودند که هر چیزی ممکن است به جز این یکی! حال معلوم شد که این یکی هم ممکن است.
آیدین سیارسریع در طنزانه <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=154&pageno=12" platform="highweb"/></link> به خاطرات منتشر نشده رد صلاحیت شده ها پرداخته و از قول هاشمی رفسنجانی نوشته:صبح زود از خواب بیدار شدیم، صبحانه را به صورت جماعت خوردیم و بعد از آن نشستیم پشت لپ تاپ تا خبرها را چک کنیم. همه جا فیلتر است! دیروز مهدی میگفت بیایید برایتان ساکس نصب کنم ولی زیربار نرفتیم و او را به عفت کلام توصیه کردیم و ترجیح دادیم با همان فری گیتی که بیست سال پیش برای محافظت از ما و کامپیوترمان در نظر گرفته بودند به فیسبوک و دیگر نقاط اینترنتی نفوذ کنیم. بعضی سایتها را باز میکنیم وخبرها را میخوانیم.
در ادامه این طنزنوشته آمده: یکی این آقای زیباکلام را از برق بکشد، در همه سایتها حضور دارند و بدون لحظهای استراحت از ما حمایت میکنند. ضمنا شایعه رد صلاحیتمان را هم از گوشه و کنار شنیدیم و به لبخندی اکتفا کردیم. حس خوبی نداریم. احساس میکنیم قبلا خاطراتمان خیلی هیجان انگیزتر بود. صحنههای اکشن، تعقیب و گریز، دسیسه چینیهای گوناگون و مبارزه در سنگرهای مختلف. امروز دیگر این صحبتها نیست، نمیدانیم با چه رویی برای آیندگان بنویسیم اکشنترین حادثه امروز افتادن یاسر از صندلی و خندیدن همه اعضای خانواده به این صحنه بود؟
به نوشته این طنز نویس، خاطرات دیروز رحیم مشایی هم چنین است: صبح زود از خواب برخاستم و دیدم بهار آمده. سرم را از پنجره بیرون بردم و به بهار انسانها، بهار طبیعت و بهار سیاست خوشامد گفتم. رفتم بالای سر آقای احمدینژاد که خواب بودند. تکانشان دادم و آرام گفتم دکتر! زنده باد بهار! دکتر بیدار نشد. شدیدتر تکانشان دادم و فریاد زدم زنده باد بهار! زنده باد بهااااار!

در ادامه خاطرات روزانه رحیم مشائی در قانون آمده: هراسان از خواب پریدند و گفتند چی شده؟ رد صلاحیت شدیم؟ ماجرای بقایی رو فهمیدن؟ مسکن مهر ریخته رو نیکزاد؟ تو زندهای مرد بهاری من؟ ایشان را دعوت به آرامش کردیم و گفتیم برخیزید که بهار عدالت و انسانیت نزدیک است. دکتر پرسید چی شد؟ تاییدت کردن؟ به ایشان اطمینان دادیم که تایید میکنند چون من یار اسفندم و پشت به زمستان دارم! آقای احمدینژاد گفت: این هم شد دلیل؟ چیزی درآوردم و به ایشان نشان دادم، گفتم: نه... ولی این شد دلیل!
دنبال حکم حکومتی هستند
سامان صابریان دیروز با حسین الله کرم فعال سیاسی حزب الله برای روزنامه <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/" platform="highweb"/></link> گفتگو کرده و او گفته: به نظر می رسد ، فشار از بالا برای دریافت حکم حکومتی از طرق منسوبین به فتنه و انحراف هرگز نمیتواند موثر واقع شود.
دبیر شورای هماهنگی انصار حزب الله در واکنش به سخنان بهمن شریفزاده مسئول ستاد انتخابات رحیم مشایی، مبنی بر اینکه" برای ما فصل الخطاب رهبری است نه شورای نگهبان از گفته های بنیان گذار جمهوری اسلامی نقل آورده که "هرکس تصمیم شورای نگهبان را نپذیرد مفسد فی الارض است".
واکنش خورشید ، یکی از روزنامه های دولت: تا آفتاب برآید
به نوشته قانون حسین الله کردم گفته: من به آقایان هشدار میدهم که توهین به شورای نگهبان امری خطرناک است. اگر دوباره احمدینژاد نامزد شود من به وی رای میدهم اما به شریفزادهها توصیه میکنم که بروند وحرفهای امام را مطالعه کنند.
زنان چرا حذف شدند
معصومه ابتکار در مقاله ای در <link type="page"><caption> بهار</caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/03/01/1" platform="highweb"/></link> نوشته هنگامه انتخابات ریاستجمهوری که میشود، مباحث مربوط به این موضوع مانند احراز شرایط و صلاحیتها مرکز توجه قرار میگیرد. موضوع امکان ریاستجمهوری زنان در ایران نیز از جمله این مباحث است که هر چهار سال یکبار داغ میشود. امسال بهخصوص اظهارنظر آقای محمد یزدی، عضو شورای نگهبان درباره ورود زنان به عرصه ریاستجمهوری و کنایه از «غریبهای که به ده راه ندارد و سراغ خانه کدخدا را میگیرد»، بهانه خوبی به دست منتقدان داد تا به این موضوع بپردازند.
به نوشته این مقاله ریاستجمهوری زنان منوط به تفسیر شورای نگهبان از کلمه «رجال» شده که در اصل ۱۱۵ قانون اساسی به عنوان یک شرط مورد تاکید قرار گرفته است. هدف از درج این کلمه که به عمد از طرف قانونگذاران قید شده قابل توجه است، اما بههرحال بار دوگانهای را به آن داده که هرکسی از ظن خود تفسیری بر این کلمه روا میدارد.
مقاله بهار در ادامه از قول منیر گرجی نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی نوشته : «در مجلس خبرگان هم از این مباحث زیاد صورت گرفت و سرانجام به این نتیجه رسیدند که رییسجمهور از بین رجال انتخاب شود. اینجا رجال عام است، یعنی کسانی که قدرت فکری و تجربی را اکتساب کرده باشند وگرنه مگر نمایندگان نمیتوانستند رجال را ترجمه کنند و بنویسند مردان. اما وقتی «مردان» بود دیگر فرقی نمیماند و وقتی رجال شد، قابل تفسیر است.»
خانم ابتکار اضافه کرده مشروح مذاکرات قانون اساسی و نقلقولهایی از این دست حاکی از آن است که با درایت و راهبری بزرگانی چون شهید بهشتی و خانم منیر گرجی، به جای کلمه «مرد» که صراحت بر جنسیت دارد از کلمه «رجل» استفاده شد تا امکان تفسیر موضوع به فراخور شرایط فراهم شود و جامعه از ظرفیت و توانایی زنان محروم نماند. شورای نگهبان هم تاکنون از تفسیر صریح این کلمه و ایجاد ممانعت قطعی برای حضور خانمها در عرصه ریاستجمهوری پرهیز کرده است،
دولت فعلی چه کرد؟
رضا زندی در مقاله ای دربهارنوشته کشور در «تب» انتخابات است. زیر پوست آن اما، خبرها جاری است. آقای مدیرعامل، تابلوی فروش «سهام باشگاه پرسپولیس» را بالا میبرد. واگذاری «سهام پرسود» هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس، سوژه بودجه ریزی مجلس میشود. عدهای هم در وزارت نفت، انعقاد قراردادهای نفتی «مشارکت در تولید» را زمینه چینی میکنند. در گرمای «تب» انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای شهر ذکر یک «مبادا» لازم است. مبادا در این داغی، بعضی از «کیسه مردم»، «نانی» برای خود پزند؟ یا مسیری را بگشایند که منافع و مضارش برای آینده کشور، کارشناسی کلان نشده باشد.
نویسنده کارشناس نفت به یادها آورده که بهمن سال سخنگوی وزارت نفت بعد از برگزاری کمیسیون همکاریهای ایران و روسیه، گفت: «در حال تهیه زیرساختهای قراردادی و حقوقی هستیم تا روال بستن قراردادها و ورود پیمانکاران خارجی تسهیل شود. در صورت به نتیجه رسیدن توافقات، توسعه میادین مستقل را به روسها و دیگر پیمانکاران خارجی واگذار میکنیم و تلاش میکنیم میادین مشترک را خودمان توسعه دهیم.» وزیر انرژی روسیه تازگی گفته : «طرف ایرانی طرح پیشنهادی مبنی بر مشارکت شرکتهای روس در تعدادی از ذخایر نفت و گازی خود به روسیه ارائه داده است.»
در ادامه مقاله بهار آمده: اینک مدیرعامل شرکت ملی نفت می گوید "قراردادهای شبه مشارکت در تولید تنها در میادین مشترک به کار گرفته خواهد شد و این نوع قرارداد در این میادین منحصر خواهد شد" بالاخره کدام یک راست میگویند. آقای سخنگو یا آقای مدیرعامل؟ به نظر می رسد قراردادهای مشارکت در تولید را برای میادین مشترک در نظر گرفتهاند یا میخواهند به تن میادین مستقل بپوشانند؟!

مصطفی هاشمی طبا وزیر دولت های پیشین در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=115&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: دولت فعلی تمامی تلاشها و کوششها و دستاوردهای سالهای پس از انقلاب را زیر سوال برده و حالا پس از هشتسال باید دید که درهای کشور را بر واردات از کشورهای بیگانه باز کردهاند. حجم نقدینگی را بهشدت افزایش دادهاند و تورم همراه با رکود را به ارمغان آوردهاند. از لحاظ تولیدی، بخش عظیمی از تولید، دچار رکود یا درگیریهای فراوان شده و هیچ مرجعی به آنان نمیتواند رسیدگی کند. از لحاظ پیشرفت طرحهای اصلی و پروژههای زیربنایی کافیاست بدانیم از بودجه سال ۹۲ چنددرصد به این طرح اختصاص داده شده است. آنگاه میتوان پیشرفت طرحها را بهتر دریافت کرد.
به نوشته این مقاله روزنامهها و رسانهها، مملو از موضوع بهداشت مردم، وضع بیمارستانهای دولتی، سهم روبهافزایش مردم در درمان است. یک نگاه به یک بیمارستان دولتی عمق مساله را میرساند. اینها و بسیاری دیگر از اینگونه پدیدهها هستند که بهعنوان میراث، بهجایماندهاند.
فراموش نکنیم که نباید تلاشها و فعالیتها و فداکاریهایی که بدنه جامعه میکند و جامعه در بخشهایی به رشد و توسعه میرسد را حاصل بودن خود بدانیم. جامعه در تلاش است و امید به آینده دارد. باید در کار آنان تسهیل کنیم و میراثی بهجای بگذاریم که فرهیختگان در نوشتن تاریخ از ما به نیکی یاد کنند و این بهدست نمیآید مگر با جمعی باتجربه، معتدل، آیندهنگر، آزمونداده و فارغ از آزمندی جاه و مقام و مال.
از ایران تا فرانسه
ایمان پیربرناش در صفحه طنز <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=154&pageno=12" platform="highweb"/></link> گفته غلامحسین ابراهیمی دینانی؛ استاد فلسفه را نقل کرده که "خاک یونان حکیم پرور است" و به جست جو برآمده که دیگر کشورها چه می پرورند. و در مورد نوشته: از آنجاییکه شاعر فرموده:« ایران؛ خاک دلیران، ایران؛ کلبه شیران، ایران؛ وطن من. من نه منم من نه من منم من، ذره خاک وطنم من، هی ی ی ی» و باقی قضایا که حتما مستحضر هستید و با توجه به تکمیل سخنان این شاعر توسط شاعری دیگر که گفته:«شکل یک گربه در اینجا آشناست. بچهها این گربههه ایران ماست». و شاعر دیگری که گفته:«الاکلنگ و تیشه، سنگو زدم به تیشه، توپولی ریزه میزه، اینقده بلا نمیشه» میتوان فهمید که خاک ایران هنر پرور است. توضیح هم ندارد.
طنزنویس قانون در مورد فرانسه هم نوشته: اخبار صداوسیما را که دنبال کنید متوجه خواهید شد فرانسه خاکش معترضپرور است. یعنی همینطور بیخود و بیجهت راه میروند و اعتراضات خیابانی میکنند. طرف دزدی کرده و در عین فرار تیر خورده، هزار نفر میریزند داخل خیابان که چرا؟ دلیلش چی بود؟ هر چقدر ما مردمان توداری هستیم، این فرانسویها مردمان بیرونداری هستند.











