اعتراضهای آبان ۹۸؛ جامعه جهانی در آن روزها کجا بود؟

- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
یکسال بعد از اعتراضهای آبان، مساله واکنشهای بینالمللی به خشونتهایی که ظرف آن سه روز رخ داد هنوز با پرسشهایی روبهروست: آیا این واکنشها، تناسبی با وقایع داخل ایران داشت؟ یا اینکه جامعه جهانی یکی از خشنترین سرکوبهای سیاسی چند دهه اخیر در ایران را نادیده گرفت؟
حساسیت افکار عمومی نسبت به واکنشهای بینالمللی و حتی هرازگاهی انتظار معترضان در ایران از قدرتهای جهان (به ویژه آمریکا) برای حمایت از آنها، مساله تازهای نیست. در اعتراضهای سال ۸۸، شعار معروف "اوباما، یا با اونا یا با ما" در واقع بازتاب همین انتظار از رییسجمهوری وقت آمریکا بود.
علاوه بر این، موقعیت ژئوپولتیک ایران، سابقه واکنشهای بینالمللی به وقایع داخلی (از جمله بازتاب گسترده اعتراضهای سال ۸۸) و همچنین حساسیت قدرتهای غربی به تحولات داخلی یک نظام اسلامگرا با ایدئولوژی "غربستیز"، از جمله عواملی هستند که در میان ناظران مستقل نیز انتظاراتی درباره سطح واکنشهای جهانی به تحولات داخلی ایران ایجاد کرده است.
برای پاسخ به ابهامات درباره آنچه در سطح بینالمللی در ارتباط با اعتراضهای آبان رخ داد، ابتدا باید جزییات این واکنشها را بررسی کنیم. آیا به راستی، واکنشهای بینالمللی محدود و کمرمق بود؟
وقتی درهای اطلاعرسانی ایران بسته بود
یکی از مهمترین تحولات روز نخست اعتراضهای آبان ۹۸، بستن کامل اینترنت در کشور بود؛ استراتژی جدیدی که ناگهان به شکل قابل ملاحظهای، روند اطلاعرسانی درباره اعتراضها را کند کرد.
مقامات ایران، از سال ۸۸ که خبرگزاریهای معتبر بینالمللی از اعتراضهای گسترده، گزارشهایی منتشر کردند، استراتژی خود را در برابر فعالیت رسانههای خارجی در ایران تغییر دادند. خبرنگاران بسیاری از رسانههای معتبر مانند خبرگزاریهای فرانسه و رویترز دیگر نمیتوانند مانند گذشته اخبار تحولات ایران را پوشش بدهند.

قطع کردن اینترنت، ایران را در آن روزها به یک میدان تیانآنمن عظیم تبدیل کرد؛ جایی که معترضان در خیابان با شلیک گلوله روبهرو بودند، اما در جهان بیرون کسی از آن خبر نداشت.
اما سرانجام سه روز اعتراض گسترده فرو نشست و اینترنت نیز آرام آرام دوباره برقرار شد. اگر از میدان تیانآنمن چین هرگز تصاویر قابل ملاحظهای از عمق آنچه رخ داد منتشر نشد، اینبار شهروند-خبرنگاران قرن بیست و یکمی، با دستهای لرزان و گوشیهای موبایلشان جای خبرنگاران حرفهای را گرفتند. و آرام آرام ویدئوهایی از خشونتها و جزئیاتی از وقایع آن روزها به دست رسانهها رسید.
این روش اگرچه در ظاهر روش چندان موفقی برای سانسور به نظر نمیرسید و در نهایت، خبر و تصاویر کشتهها منتشر شد، اما موجب شد تا در اوج سرکوب، موجی بینالمللی علیه رفتار حکومت ایران شکل نگیرد؛ تجربهای مهم که ممکن است در اعتراضهای احتمالی آینده نیز تکرار شود.
به دلیل همین سانسور گسترده، دولتهای خارجی - به ویژه کشورهای غربی که عموما مدعی حمایت از حقوق بشر هستند - اساسا خبر نداشتند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. به زبان ساده در سه روز نخست، هنوز به شکل مستند روشن نبود که یکی از خشنترین سرکوبهای تاریخ ایران در جریان است.
در مقابل، جرقه آغازین اعتراضها نیز آن را بیشتر به رویدادی تکراری شبیه میکرد که آن روزها در خاورمیانه شدت گرفته بود. گرانی بنزین، صورت مساله را به یک اعتراض معیشتی مشابه اعتراضهای لبنان و عراق تبدیل کرده بود که در بسیاری موارد به نتیجه خارقالعادهای یا کشتار گسترده معترضان ختم نمیشود.
در این دوره کوتاه، تنها واکنش مهم بینالمللی به وزارت خارجه آمریکا محدود بود. اما سیاست خارجی تهاجمی وزارت خارجه آمریکا علیه ایران در دوران ریاست جمهوری ترامپ، عملا از کارایی تبلیغات رسانهای و موضعگیری وزارت خارجه این کشور در آن روزها کاسته بود. گویی واشنگتن در ادامه تبلیغات مستمری که در چارچوب فشار حداکثری پی گرفته، اینبار نیز فرصتی برای انتقاد از حکومت ایران یافته و این موضعگیریها، به هیچ وجه به همراهی جامعه جهانی منجر نشد.
وقتی ابعاد رویداد روشن شد
در سه روز نخست هنوز روشن نبود که در جریان اعتراضها چند نفر کشته شدهاند و تصویر روشنی از وقایع داخل کشور در سطح بینالمللی شکل نگرفته بود. اما در روز چهارم، گزارشی از سوی سازمان عفو بینالملل بسیاری را حیرتزده کرد. این سازمان در برآورد نخستین اعلام کرد که تعداد کشته شدگان بیش از ۱۰۰ نفر است.
اگرچه بعدتر روشن شد که تعداد کشتهشدگان بیشتر هم هست، اما حتی ۱۰۰ کشته ظرف سه روز نیز خود نشان خشونتی کمسابقه داشت. اگرچه حکومت ایران پیش از اعتراضهای آبان ۹۸ نیز به شلیک به معترضان و کشتن شهروندان غیرمسلح متهم شده بود، اما هرگز کشتاری با این تعداد و تنها ظرف سه روز، در چند دهه اخیر رخ نداده است.
از اینجا به نظر میرسید که دستکم بیسابقه بودن سطح خشونت به وضعیتی اضطراری در سطح جهانی دامن بزند، یا پوشش خبرهای اعتراضها در ایران به سرعت افزایش یابد. ایرانیهای معترض تجربه پوشش رسانههای بینالمللی در جریان اعتراضهای سال ۸۸ یا حتی دیماه ۹۶ را به خاطر داشتند. اینبار وضعیت نقض حقوق معترضان، بر اساس گزارش سازمان معتبری چون عفو بینالملل، به شدت از وضعیت سالهای قبل وخیمتر بود.
اما همچنان، به جز موضعگیریهای تکراری وزارت خارجه آمریکا، واکنش روز چهارم به یک توییت محکومیت وزیر خارجه سوئد و ابراز نگرانی سخنگوی وزارت خارجه فرانسه و سخنگوی صدراعظم آلمان، محدود ماند.

از اینجا، مبارزه تبلیغاتی جمهوری اسلامی با مساله کشته شدن معترضان غیرمسلح آغاز شد که تا همین امروز نیز ادامه داشته. بخش مهم این مبارزه به تشکیک درباره آمار کشته شدگان گذشته. اما در عین حال در جریان این تبلیغات، موضوعاتی مانند غیرمسلح بودن معترضان، مسالمتآمیز بودن اعتراضها، و خودجوش بودن آنها نیز از سوی حکومت ایران زیر سئوال رفت.
فشار بر خانواده قربانیان از سویی و رفتارهای متناقض حاکمیت مانند "شهید" خواندن برخی کشتهشدگان از سویی دیگر، به فضایی غبارآلودی دامن زد که روند بررسی و تایید تعداد واقعی قربانیان توسط نهادهای مستقل را کند میکرد.
مهمترین نتیجه این استراتژی این بود که واکنشهای تندی که از سوی مجامع بینالمللی یا کشورهای مهم منتشر شدند، به شکل قطرهچکانی با فواصل قابل توجه رخ دادند. به همین دلیل نیز از شکلگیری یک روایت فراگیر رسانهای در سطح بینالمللی درباره سطح کشتار در ایران جلوگیری شد.
در نهایت نگاهی به مجموعه واکنشها نشان میدهد که عملا برخی از مهمترین رهبران جهان مانند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا یا مشیل باشله، کمیسیر عالی حقوق بشر سازمان ملل، با لحنی تند رفتارهای حکومت ایران را محکوم کردند.
آقای ترامپ حدود ۱۰ روز بعد از آغاز اعتراضها، در سفرش به لندن برای شرکت در نشست ناتو از احتمال کشته شدن هزارن تن در ایران سخن گفت و کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل، حدود دو هفته بعد از آغاز اعتراضها اعلام کرد که دستکم ۲۰۸ تن کشته شدهاند. سازمان ملل به شدت از وضعیت ایران ابراز نگرانی کرد و از حکومت ایران خواست تا از شکنجه بیش از هفت هزار بازداشتی این اعتراضها خودداری کند.
در این مدت، نهاد سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در دوران انتقالی به سر میبرد، سرانجام در میانه آذرماه و بعد از مستقر شدن جوزپ بورل در مقام مسئول سیاست خارجی به سکوت دوران موگرینی پایان داد با صدور بیانیهای شدیدالحن، رفتارهای حکومت ایران با معترضان را محکوم کرد.
وقتی رویدادهای دیگر، آبان را زیر سایه بردند
از همان میانه اعتراضها، این مساله که تا چه اندازه حقوق بشر یا تحولات سیاسی داخل ایران در اولویت مسایل سیاست خارجی قدرتهای بزرگ جای دارد، مبنای تحلیلهای گوناگونی درباره میزان واکنشهای بینالمللی بود. از جمله مساله حفظ برجام که به دغدغه مهم قدرتهای اروپایی تبدیل شده بود.
همزمان، تنش فزاینده ایران و آمریکا و مساله تلاش واشنگتن برای مهار نفوذ تهران در منطقه، در آبان و آذر ۹۸ نیز ادامه داشت. این جدال پرخبر در فاصله کوتاهی بعد از فروکش کردن اعتراضها در ایران، و در روزهایی که هنوز در گزارشهای تایید شده، تعداد کشتهشدگان حدود ۲۰۰ نفر تخمین زده میشد، بار دیگر خبر ساز شد.
در کمتر از دو هفته بعد از اعتراضها، خبرهایی درباره انتقال موشک توسط سپاه قدس به عراق منتشر شد. و از همان زمان، حملات گروههای شبهنظامی شیعه عراقی به پایگاههای آمریکایی شدت گرفت. تنها دو ماه از حملات گسترده به تاسیسات نفتی عربستان گذشته بود. و وضعیت منطقه، به ویژه خلیج فارس، همچنان متشنج و بیثبات به نظر میرسید.
در واقع وقوع اعتراضهای گسترده در ایران یا خشونت بیسابقه حاکمیت، در آن روزها از نگرانیهایی که درباره وقوع جنگی فراگیر در منطقه شکل گرفته بود، نکاست. ناظران بسیاری همچنان هرگونه تحول مرتبط با فعالیتهای سپاه قدس را در منطقه تعقیب میکردند و گمانهزنی درباره گام بعدی ایران یا آمریکا، به بحث روزمره بسیاری رسانههای مهم تبدیل شده بود.
از آغاز دسامبر ۲۰۱۹ (۱۱ آذر ۹۸)، عملا بخش مهمی از خبرهای مرتبط با ایران در رسانههای مهم بار دیگر بر تنش تهران-واشنگتن و حملات راکتی شبهنظامیان شیعه در عراق متمرکز شد؛ حملاتی که ظرف چهار هفته به کشته شدن یک پیمانکار آمریکایی در عراق انجامید و با ترور قاسم سلیمانی، رویارویی دو کشور را به مرزی بیسابقه رساند.
شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشتن ۱۷۶ سرنشین آن، عملا نقطه پایان تحولاتی بود که مانند دومینو رخ دادند و یکی پس از دیگری، نه فقط افکار عمومی ایران، بلکه رسانهها و افکار عمومی جهانیان را نیز غافلگیر کردند.
به بیان دیگر، هنوز برای بسیاری از کشته شدگان اعتراضهای آبانماه، مراسم سنتی و مذهبی چهلم در ایران برگزار نشده بود که رسانهها، ناظران و دولتهای منطقه و جهان، تا گردن در خبرهای تنش ایران و آمریکا غرق شدند و مساله احتمال جنگ، واکنش موشکی ایران، کشته شدن مسافران هواپیمای اوکراینی و ابهامات بیشمار این رویداد، جای خبرهای مربوط به اعتراضها و شدت کشتار را گرفت.
آنچه در آبان ۹۸ در ایران رخ داد، از نظر سطح خشونت اتفاقی بیسابقه بود، اما مجموعه این عوامل موجب شدند تا واکنش جهانی به این رویداد، نه تنها بیسابقه نباشد، حتی از نظر بسیاری تناسبی نیز با این رویداد نداشته باشد؛ رویدادی که به یکی از مهمترین نقاط انتقاد از کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده، و هنوز حکومت ایران حاضر نشده جزییات دقیق درباره میزان سرکوب را منتشر کند.
بیشتر بخوانید:
- آبان ۹۸؛ روزشمار واکنشهای جهانی به اعتراضها
- گاهشمار اعتراضات آبان ۹۸
- موج انتشار ویدئوهای اعتراضات ایران با وصل اینترنت
- چه کسی طرح افزایش قیمت بنزین را در ایران اجرا کرد؟
- اعتراضات آبان ۹۸ چرا آغاز شد و چگونه 'جمع' شد؟
- اعتراضهای آبان۹۸ ؛ تورم در ایران یک سال بعد از گرانی بنزین
- آبان ۹۸: تفاوت ۱۳۰۰ نفری آمار کشته شدگان و جزئیاتی که پس از یک سال اعلام نشد
- 'شهیدسازی' رسمی از کشتهشدگان اعتراضات آبان ۹۸: سیاستی برای تکریم انفعال
- گزارش اختصاصی بیبیسی فارسی؛ سرنوشت ۷۷ معترض آبان در زندان فشافویه
- گزارش عفو بینالملل از اعتراضات ایران؛ تایید ۳۰۴ کشته و نگرانی از بازداشتهای گسترده











