از قرائتی تا احمدی نژاد؛ گفتارهای ایدئولوژیک با لعاب علمی

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, حشمت حکمت
- شغل, روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی
ایرانیها مشهورند به اینکه به خطابه علاقه دارند. حجم استفاده از وب سایتهای تصویری و کلامی، چه در تولید و چه در مصرف، در قیاس با نوشتن کتاب یا کتابخوانی گویای تمایل به خطابه است. در خطابهگویی عواطف بیننده مستقیما هدف قرار میگیرد.
در سالهای اخیر، این شکل از خطاب کردن عامه مردم شدت گرفته است. حرف زدن خودمانی با مخاطب و در ابتدا قلمرو احساسات او را از آن خود کردن، یکی از فنون خطابهگویی است. همچنین خطابه، یک طرفه است. یکی میگوید و دیگران گوش میدهند. سوال این است که چرا ساختارهای قدرت از خطابه بهره میبرند؟ برای یافتن پاسخ بهتر است به برخی ویژگیها، عملکرد و موارد خطابهگویی بپردازیم.
یکی از مشهورترین افراد خطابهگو محسن قرائتی است که قریب سی و چند سال هر پنجشنبه در تلویزیون بینندهها را خطاب قرار میدهد و به آنها درس اخلاق میدهد. سنت خطابهگویی معممین تنها محدود به این صنف نشده است و امروزه دامنه آن تا پزشک، مهندس، متخصص روانشناسی، معلم اخلاق و فرهنگ و استراتژیست و حتی رئیسجمهور گسترده است.
اولین ویژگی که در این خطابهگویی به چشم میآید توجه دادن مخاطب به مرگ است. خطابهگو او را از مرگ عنقریب هشدار میدهد. بیربط نیست که در خطابهگویی روحانیون، مرگ نخستین و مهمترین مسئلهایست که باید مستقیما ضربهوار به مخاطب وارد شود. ترس از مرگ که عواطف مخاطب را تحریک کرده است، او را دچار استیصال میکند. هشدار مرگ، چیزی نیست که مخاطب بهراحتی از آن بگذرد، بهویژه در دورانی که بهرهبردن از مواهب زندگی خصوصی مرتبا تبلیغ میشود.
گفتارهای ایدئولوژیک و توخالی در جوامع استبدادزده به راحتی تکثیر میشوند حتی اگر با خوشبینی بگوییم که با ساختار قدرت در ارتباط نیستند، اما در مجموع در خدمت تقویت ساختار قدرت و بازتولید ایدئولوژی مربوط به آن ساختار هستند. گفتارهای ایدئولوژیک که در شکل خطابه بروز میکنند، در این جوامع رایج هستند و مخاطبان بسیاری پیدا میکنند.

منبع تصویر، ISNA
اما کارکرد سیاسی این نوع خطابهگویی چیست؟ مخاطب که ابتدا با ترس از مرگ مواجه شده است، ضربه به او وارد شده، دچار استیصال میشود. در حالت استیصال، مخاطب قابلیت پذیرندگی زیادی پیدا میکند. درست مانند وضعیت بیماری که دچار مرض لاعلاجی است. او که از طرف پزشکان قطع امید شده، هر روشی برای درمان را میپذیرد. به عنوان مثال، به دعاخوان نیز مراجعه میکند.
آماده کردن مخاطب که پذیرنده هر چیزی شود، اولین کارکرد گفتارهای ایدئولوژیک است. در غالب این گفتارها (به عنوان مثال، قرائتی که شکل سنتی این گفتارهاست، رحیمپور ازغدی در حوزه فرهنگ؛ حسن عباسی و پناهیان در حوزه سیاسی؛ روازاده در حوزه بهداشت؛ احمدینژاد که میگفت جلوی ابرها را گرفتند تا بارش در ایران متوقف شود) «دشمن» جایگاه مهمی دارد. ابتدا مخاطب دچار استیصال میشود، احساس گناه میکند و خود را در آستانه مرگ میبیند، سپس مسبب این وضع فلاکت بار به او معرفی میشود، در این حال است که دشمن از طرف مخاطب پذیرفته میشود.
گفتارهای ایدئولوژیک، کار تبلیغات را میکنند، به طور پنهان و آشکار ناخودآگاه فرد را هدف قرار میدهند، حتی فردی که آگاهانه میداند تبلیغات فلان کالا، دروغین و کذب است، اما در مرحلهای که نیاز به آن کالا ضروریست، ناخودآگاه آن کالای تبلیغاتی در ذهنش مجسم میشود. او که دچار استیصال است، همان کالا را خریداری میکند.
لحن ملامتگر (که نشاندهنده برتری خطابهگوست)، لحن خودمانی و صمیمی (که نشاندهنده من یکی از شماها هستم) و در نهایت، لحن نویددهنده که نسخه نجات در دست اوست، (در مورد تبلیغات، کالا نوعی نسخه است)، شاکله گفتارهای ایدئولوژیک را میسازد. گفتار ایدئولوژیک با ساختار قدرت در ارتباط است، این ارتباط از طریق سازماندهی خطیبان شکل میگیرد. یعنی ساختار قدرت به طور رسمی وظیفه خطابهگوهای مختلف را مشخص میکند: استیصال فرد ایجاد انفعال در او؛ همچنین این ارتباط میتواند انگلوار باشد، یعنی خطابهگو بر اساس منفعت صرف خود، از ساختار قدرت دلربایی کند بدون اینکه ساختار قدرت به او وظیفهای محول کرده باشد.
این نوع خطابهها محدود به ساختار قدرت درون ایران نمیشوند، بلکه بیرون از ایران نیز در حال بازتولید گفتارهای ایدئولوژیک هستند. غالب این گفتارهای ایدئولوژیک در ناسیونالیسم و خودشیفتگی ایرانیان به تمدن تاریخی خود پایه دارند. آنها نیز به مخاطب، دشمنی را نشان میدهند.
تقریبا در تمام انواع این گفتارهای ایدئولوژیک که میتواند کارکرد سیاسی داشته باشد، میتواند عرفانی و معنویتگرا باشد، میتواند ناسیونالیسم یا دینی باشد، برای آنکه تا حد بیشتری مخاطب را تحتتاثیر قرار دهد، از همان علم و فنی که سراسر متعلق به دشمن (غرب) است، کمک میگیرد. اگرچه این علم و فن میتواند علم و فن کهن و سنتی ایرانی باشد. بهعبارتی، روحیه ناسیونالیستیِ «ما بهترش را داشتیم» را چاشنی استیصال مذکور میکنند.

منبع تصویر، tasnimnews.com
زیاد شدن کلاسهای عرفانی و معنویگرا نیز به گونهای دیگر همان تکثیر گفتارهای ایدئولوژیک است. برحسب اتقاق، در فروبست و انسداد سیاسی و اقتصادی، چنین گفتارهای ایدئولوژیکی رونق بسیار دارند؛ گفتارهایی عامهپسند با رنگ و لعاب شبه علمی که هدفش استیصال مخاطب است.
در اغلب این خطابهها، سعی میشود که به مخاطب القاء کنند که همه حرفهای آنها سند دارند و علم آنها را ثابت کرده است. البته نه علم غربی، بلکه علمی که در گذشته پدرمان ما از آن بهره میبردند و زندگی آرامی داشتند.
زندگی شهری و تولیدات صنعتی بدون شک، مضرات زیادی را برای جوامع به وجود آورده است اما گفتارهای ایدئولوژیک با استفاده از این مضرات، مردم را به سمتی سوق میدهند که خودشان میخواهند، طوری که فرد در جامعه به طور خودکار عملی را انجام دهد که ساختارهای قدرت از او میخواهند بدون اینکه در مورد عمل خود پرس و جو کند.
اگر به فرد گفته شود که همه مواد غذایی مصرفی مضر هستند، او در حالت انفعال از خطیب راهحل میخواهد، در این مرحله است که خطیب، مسیری را جلوی پای مخاطب میگذارد که بدون پرس و جو در آن گام میگذارد و ناخودآگاه فرد به جهتی خاص هدایت میشود و به این ترتیب، گفتارهای ایدئولوژیک از طریق حرفهای عامه پسند یکی از راههای کنترل جامعه هستند.











