آزار جنسی کودکان و واکنش جامعه به آن

- نویسنده, فرشته مولوی
- شغل, نویسنده و مترجم
در شبِ یازدهم اوت ۲۰۱۲ چند دانشآموز دبیرستانی در استوبِنویل در اوهایوی امریکا دختری شانزده ساله از همان مدرسه را که مست بوده، لخت میکنند، از او عکس میگیرند، و به او آزار جنسی میرسانند.. سپس ماجرا با عکسها و ویدیوها و پیامکهایی از راه رسانههایی چون فیسبوک و توئیتر و اینستاگرام همگانی میشود.
دو تن از بازیکنان فوتبال (امریکایی) مدرسه که خودشان هم شانزده ساله بودند، در دادگاه نوجوانان به زنا با صغیر محکوم میشوند. چند نفری، از جمله مسئولان مدرسه، به این متهم میشوند که سد راه بازپرسی و تحقیق شدهاند. بنا به مقاله دوهفتهنامه رولینگ استونز، هَکِری از گروه "هکرهای ناشناس" که پرده از ماجرا برمیدارد، خودش به زندان میافتد. کمپانی فیلم بِرَد پیت میخواهد بر پایه این مقاله فیلمی در باره این هکر بسازد. همچنین یکی از محکومان، مالیک ریچموند، آزاد شده و به تیم فوتبال مدرسه بازگشته.
پرونده مشهورِ تجاوز در استوبنویل به چند دلیل پرسروصدا بوده: نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی در فاش کردن آن؛ واکنش متفاوت رسانهها و مردم. کم نبودند کسانی که دختر را گناهکار میدانستند و نگران آینده تیم فوتبال مدرسه شهر بودند؛ رویههای قضایی به کار گرفته شده. پیچیدگی روایت تجاوز، اکراه قربانیان از فاشگویی، و گرایش به فرهنگ لاپوشانی سببساز آن شدهاند که حتی در آمریکا هم صدای قربانیان تجاوز ناشنیده گرفته شود.
تجاوز و آزار جنسی به کودکان و نوجوانان و خشونت و بدرفتاری با آنها نه تنها در آمریکا، که در هر جای جهان روی میدهد. اما در هر جامعه بنا به فرهنگِ آن شکلی از آن پررنگتر است و واکنشِ قانونی و عرفی هم یکسان نیست. برای نمونه، بر پایه قانون و عرفِ آمریکا در قضیه استوبنویل هم تجاوزگر و هم تجاوزشونده "صغیر" به شمار آمدند.
تعریف تجاوز هم میتواند متفاوت باشد. تجاوز یا آمیزش زوری آن گونه آمیزش جنسی یا هر شکلی از دخول جنسیست که بی رضایت یکی از طرفین باشد. برای رضایت داشتن شخص باید عاقل و بالغ باشد؛ اما سن قانونی برای رابطه جنسی طیفی میان ۱۴ تا ۱۸ سال را در بر میگیرد. از یاد نباید برد که خشونت جنسی و بهویژه تجاوز جرمیست که بیشتر یا پوشیده میماند، یا گزارش نمیشود، یا بخشی از آن فاش میشود. همچنین تجاوز مرد به مرد و حتی زن به زن هم نباید نادیده گرفته شوند. در بسیاری از تجاوزها، تجاوزشونده به سن قانونی نرسیده و جرم زنا با صغیر یا آمیزشِ زوری با کودک و نوجوان به شمار میآید.
نمونهای دیگر از تجاوز به کودک که در همین تابستان ۲۰۱۴ رخ داده و توجه رسانههای جهان را به خود کشانده، تجاوز یکی از کارکنان دبستانی بینالمللی به دختری شش ساله در بنگلور در هند بود. روشن شد که در وقت استخدام پیشینه او بررسی نشده و در نتیجه با داشتن پیشینه بدرفتاری و کودک آزاری توانسته در یک دبستان کار بگیرد. سپس پای یکی دیگر از کارکنان مدرسه هم به میان کشیده شده و در پی گرایش دستاندرکاران مدرسه به لاپوشانی کردن قضیه پدرومادرها اعتراض جمعی داشته و خواستار رسیدگی قضایی به این پرونده شدهاند.
تجاوز به کودک در مدرسه در همین بهار امسال در ایران هم خبرساز شد. پیش از پرداختن به این خبر بد نیست به پیشینه آن در فرهنگ خودمان اشاره کنیم.
بهرهکشی جنسی از کودکان در میان اشراف و دربار در ایران، مثل بسیاری از جاهای دیگر دنیا، پیشینه درازی داشته. برای نمونه، در سفرنامه شاردن گزارش شده که "پنج پسر بچه خوشصورت" از زمره هدیههای سفیر لزگی به دربار شاه عباس صفوی بودهاند. (تاریخ ادبیات کودکان ایران، ج.۲، نشر چیستا، ۱۳۸۰)
همچنین تاریخ پر است از روایتهایی از بردگی و فروش کودکان به دلیل گرفتار شدن به دست دشمن یا آدمفروشان و یا از روی تنگدستیِ خانواده. غلامبچگان در دورههای گوناگون، بهویژه در دورههای فرمانروایی ترکان، گواه روشن و بیپرده آنند که پسربچهها هم از خطر "بازیچه جنسی" شدن در امان نبودند. اگر در شعر حافظ با ظرافت و ابهام و ایهام حافظانه سخن از "مغبچه" میرود، سعدی آشکارا از شاهد و شاهد بازی و نظربازی میگوید. دیگر شاعران هم کم شعر در این باره ندارند. حتی شاعری عارف چون عراقی هم میگوید، "سر به سر لطفی و جانی ای پسر/ خوشتر از جان چیست، آنی ای پسر/ میل دلها جمله سوی روی تست/ وه که شیرین دلستانی ای پسر..."
در زمان کنونی هم بهرهکشی از کودکان به سبب نادانی و تنگدستی و اعتیاد و یا از روی سودجویی و شهوترانی، بیداد میکند و هر از گاهی در رسانهای نمونهای از آن آورده میشود. شاید بشود گفت که دردبارترین نمونهها را در میان کودکان کار و کودکان خیابانی میتوان یافت. این کودکان که ناگزیرند تاوان تهیدستی و بیسوادی و اعتیاد و بیماری خانواده را بدهند، بیش از هر کودک دیگری آزار جنسی میبینند. اما کودکان دیگر هم همیشه در امان نیستند. حتی کودکانی که سرپناه و سرپرست دلسوز دارند هم ممکن است در خیابان یا در خانه یا در مدرسه گرفتار خشونت یا تجاوز یا آزار جنسی بشوند.
نه تنها در ایران که حتی در امریکا، و نه تنها در گذشته که حتی در زمان حاضر، تجاوز مرد به مرد و مرد به پسر بچه آسان از پرده بیرون نمیافتد. در فرهنگ سنتی از یکسو بازدارندههایی چون ننگ و آبرو و از سوی دیگر تعریفِ تجاوز سبب میشود که پسر خردسال و یا نوجوان و نیز بزرگترهایش از فاش کردن رابطه جنسی مرد با مرد سرباز بزنند. بر بستر چنین فرهنگی در جایی که همه هم و غم حکومتِ شر و شرع صرفِ حفظِ عفت و عصمت دختران در خیابان است، لواط و تجاوز و آزار جنسی در میان مردان و پسران در رواج کامل است.
آنچه به تازگی در خبرها آمده و زبانزد همگان شده، هشداریست که پدران و مادران و سرپرستان کودکان را به هشیاری در نگهداری از کودکان فرا میخواند. چند ماه پیش در پی شکایت از یک ناظم دبستان روشن شد که او به ۶ کودک (بین ۸ تا ۱۱ سال) تجاوز کرده. سپس از ناظم مدرسه دیگری هم به همین جرم شکایت شد. در حالی که شمار شکایتکنندهها زیاد شده، برخی هم در روند ماجرا شکایتهای خودشان را برای "حفظ آبرو" پس گرفتهاند. بنا به گزارش رسانهها (به نقل از بی بی سی در ۹ تیرماه ۱۳۹۳) حمیدرضا کفاش، معاون فرهنگی وزیر آموزش و پرورش گفته:
معلوم است، ما ایرانی ایم و دوست نداریم وقتی یک اتفاق این چنینی در تهران می افتد، در رسانه های خارجی پخش شود. در حالی که در کشورهای غربی روزی ۵ مورد از این اتفاقات می افتد و آنها اجازه نمی دهند کسی خبردار شود. به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم هست که چنین اتفاقاتی در ایران کم است. وقتی بعضی اشکالات ما را شبکه های خارجی پخش می کنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟ وقتی برای خانواده ای مشکلی پیش می آید، دوست ندارند در رسانه ها مطرح شود ولی دوست دارند با یک فرد محرم صحبت کند که تا زمان به نتیجه رسیدن پرونده آنها را یاری کند. رسانه ای کردن پدیده های منفی نه در کشور ما که در همه کشورهای دنیا پسندیده نیست ولی آسیب شناسی چرا."
نه کودکان آگاه به حقوق خود و توانا به دفاع از خود هستند؛ نه نظام حکومتی پشتیبان حقوق کودکان است؛ و نه جامعه چندان اعتنایی به درد و رنجهای جسمی و روانی کودکان آسیبپذیر دارد. اما میشود به این امید بست که با خبررسانی درست و روشنگری رسانهای و زمینهسازی برای پاگرفتن نهادهای مدنی و یاریرسانی به نهادهای پشتیبانی از حقوق کودکان درمانی برای این آسیب اجتماعی دردناک و ویرانگر یافت.











